X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1396 @ 10:01

وارونگی

فیلم با احساس سرخوشی و حس زندگی و شوخ طبعی مادر و دختر شروع و این سرخوشی حتا به محل کار نیلوفر و قرار ملاقات با عشق قدیمی ش سهیل کشیده میشه اما با میسکالهای ممتد به گوشی نیلوفر فیلم به سمت دیگه ی استقلال نیلوفر میره و این آغاز ماجرا برای فیلم وارونگیِ. فیلم رو خیلی دوست داشتم. جامعه زن ستیز و مجرد ستیز به خوبی توش نمایش داده شده. من تلاش نیلوفر برای بدست آوردن هویت و استقلالش، استیصال سهیل و نگرانی صبا ازینکه نکنه روزی مثل نیلوفر بشه رو بشدت دوست داشتم و تحسین کردم کارگردان رو به این نگاه. من از دید یک ادم عادی که توی این جامعه زندگی میکنه به این فیلم نگاه می کنم نه یک منتقد سینما و یا کسی که اصلن سینما رو می شناسه.
این دیالوگ فیلم فکر کنم شاه گل دیالوگهاش بود: جایی که نیلوفر به سهیل می گه: "من از مسوولیت نمی ترسم با مسوولیت بزرگ شدم. من همیشه مسول یه چیزایی و یه کسایی بود." یه جایی ادم احساس میکنه این نیلوفر منم که نتونستم زندگی کنم، نفس بکشم همیشه خواسته دیگران مقدم بر خواسته های من بوده اما یه جاهایی باید اون پوسته ضخیم رو شکست وبیرون اومد.
نام فیلم: وارونگی
کارگردان: بهنام بهزادی
بازیگران: سحر دولتشاهی، علی مصفا، شیرین یزدان بخش و ...
پ.ن: اصلا این پوستر درست کردن اینا حال آدمو بد میکنه. چند تا کله میزارن میشه پوستر فیلم.ایششششششش