هدیه تولد

شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 09:17

در آستانه ی 35 سالگی که فقط 18 روز مونده بهش نایل بشم دارم یه هدیه ی خوب برای خودم آماده می کنم. همه ی عکسهام از بچگی تا سن 34 سالگی رو چه تکی چه با عزیزانم رو دارم توی آلبوم جمع می کنم. حافظه اگه یاری کنه روز و ماه و موقعیتش رو هم پشتش می نویسم. بالاخره با اومدن دوربینهای دیجیتال فکر کنم تو خونه ی کمتر کسی آلبوم عکس پیدا بشه. هر چی هست یا همش توی گوشیه یا هارد کامپیوتر. بالاخره این هدیه ای هست میخام باهاش خودم رو سورپرایز کنم.

شما تا به حال خودتون رو سورپرایز کردید؟ اصلن به خودتون هدیه دادین؟


#موسیقی خوب گوش دهیم

#حضرت همایون شجریان

#خوب شد

برچسب‌ها: هدیه تولد، 35 سالگی

برای دوستی که اینجا رو می خونه

یکشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 10:45

"زمین و زمان رو بهم بدوزیم کاری که میخاد نشه نمیشه دیگه. حالا من نمی دونم اصرارمون برای چیه."

یکی از آشنایان مون که خیلی نزدیک بود بهمون تعریف می کرد (البته جدیدن تعریف کرده موضوع مال تقریبن ده سال پیشه) پسر  خانواده تصمیم میگیره ازدواج کنه با توجه به اینکه تک پسر بود خانواده خیلی خوشحال بودن ازین بابت و خودشون رو برای یه جشن بزرگ آماده کرده بودن. پسر وقتی که میگه میخاد با یه خانوم چند سال بزرگتر از خودش ازدواج کنه که ازهمسر قبلی خودش جدا شده، خانواده میرسن به مرز انفجار. پدر که عاشق پسرش بوده هر کاری میکنه تا این وصلت بهم بخوره. پسره که میبینه کسی باهاش راه نمیاد میره خانوم رو صیغه میکنه و باهاش زندگی می کنه، باباهه هم مجبور میشه یه جشن براشون بگیره تا بیشتر از این حرفش نیفته رو  زبون ملت.

الغرض خانواده داماد روز عقد همه از دم گریه می کنن. این آشنامون هم پاش رو تو عقد نمیزاره. حتا تا مدتها اینا عروس تازه رو پاگشا نمی کنن از ترس همین آشنا مون که خواهر بزرگه باشه (یا ابلفضل چی صلابتی داشته) زمان گذشت تا عروس خودش دست به کار میشه و کل خانواده رو دعوت می کنه خونه شون و کم کم رفت و آمد میشه و یخ ها آب میشه و تا به امسال که این آشنامون تعریف می کنه: "هزاری هم بخای زمین و زمان رو بهم بدوزی کاری که بخواد بشه نمیشه دیگه. چرا انرژی و عمر و زمان خودمون رو برای اتفاقاتی که خارج از اختیار ماست هدر بدیم. حالا برادر و زن برادرم با کم و کاستی و خوشی و ناخوشی دارن زندگی می کنن و منم دارم زندگی خودم رو می کنم. بعضی اوقات اینقده گرفتاری دارم که حتا خودم رو یادم میره. پس زندگی مون رو کنیم و به انتخابایی که تو زندگی داشتیم ایمان داشته باشیم. اشتباه کردیم هم خودمون باید تاوانش رو بدیم. اگه منتظریم اونایی که مخالف انتخاب مون بودن بگن دیدی من گفتم اما تو اشتباه کردی،اشتباه محضه حتا اگه خانواده ی آدم باشه جگر گوشه ی آدم باشه پاره ی تن آدم باشه.زندگی بالا پایین زیاد داره. ما هم فراموش کردیم زنداداش مون مطلقه و چند سال از داداش مون بزرگتره. همینکه می دونیم خوشه برای ما کافیه یعنی وقتی نمی مونه به مشکلات اون فکر کنیم چون گاهی خودمون پرمشکل و گرفتاری هستیم.راضی کردن اطرافیان مون به هر قیمتی یعنی خودزنی."

حالا این دوستمون حرف زیاد زد که من یادم نیست بنویسم اما منم اضافه کنم که نمی گم زمان حلال مشکلاته نه همون زمانی که میخاد حلال مشکلاتمون باشه بزاریم برای اینکه رشد کنیم بزرگ بشیم و عقب رو نگاه نکنیم که مثلن خانواده این رفتار رو کرد در عوض قوی تر از همون دیروزی که بهش نگاه می کنیم بشیم تا هر کی به خودش اجازه نده برای انتخابی که منِ آدم عاقل و بالغ میدونم از نظرم درسته، هر حرفی رو بزنه حالا هر کی میخاد باشه.

اینم بگم و از منبر برم پایین. سریال this is us اونقدر منو درگیر کرد که تا یه مدت نخواستم فیلم ببینم چون هر بار به آدمهای توی فیلم فکر می کنم می بینم با همه ی متفاوت بودن و کمی و کاستی هاشون یه راه حل درستی برای مشکلات شون پیدا کردن.


ما همچنان در تلگرام هستیم

بنیاد کودک

پنج‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 10:01

یادمه 5سال پیش اولین نامه ای که از دخترم توسط بنیاد کودک گرفتم اینقدر گریه کردم حد نداشت. خب اون زمان کسی نمی دونست من کودکی رو تحت حمایت بنیاد کودک دارم برای همون ضجه موره های اون روزم باعث شد از شدت گریه بترکم و بگم ازینکه دخترم تونسته با نمره ی خوب قبول بشه خیلی خیلی خوشحالم. امروز که دومین دخترم (نیمه ی دوم سال گذشته به نیت خواهر مرحومم تحت حمایت من شده) نامه ش رو برای من فرستاد که تونسته با نمره های عالی توی دبیرستان قبول بشه حس همون 5 سال پیش رو دارم. آرزو دارم تمام دخترکان سرزمینم موفق باشن و خوشبخت.

اینها رو نگفتم که بگم آدم خیری هستم نه نوشتم چون این سرزمین به آدمهای خوب نیاز داره تا از آب و خاکش حمایت کنه و این کودکان همون آدمهای خوب این سرزمینند پس وقتی از دستمون بر میاد کمک مون رو برای موفقیت شون دریغ نکنیم. این روز ها اگه نذری دارید امام حسین راضی تره خرج زنده تر ها کنید. با مبلغ ماهیانه 50 هزار تومن می تونید سرنوشت کودکی رو عوض کنید و امید و باور رو در وجود اون بپرورونید.

بنیاد کودک رو فراموش نکنید و بچه هایی رو منتظرن تا منجی داشته باشن. هر چند خدا نکنه آدمها محتاج هم باشن البته زندگی آدمها پیوستگی بهم داره و جریانش هم این پیوستگی رو تقویت می کنه.


( تعداد کل: 484 )
   1       2       3       4       5       ...       162    >>