X
تبلیغات
رایتل

فقط 45 روز

شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 13:45

45 روز مونده سال تموم بشه. با چه شتابی سال 96 شروع شد و با چه شتابی حفره ایجاد کرد برای من و خانواده م و با چه شتابی بارش رو بسته و 45 روز دیگه میره. گذر عمر و زمان که بی بازگشتند و چاره ای نیست جز پذیرش اونها و مایی که درین چرخه هستیم بی اونکه اختیاری برای بوجود اومدن داشته باشیم اما اومدیم داریم زندگی می کنیم. حالا کم یا زیاد، خوب یاد بد، با شکست یا پیروزی. وقتی فراخوانده شدیم باید بریم وسط گود و برای اثبات خودمون باید تموم تلاش خودمون رو کنیم تا بتونیم حداقل به خودمون بگیم: تلاش کردم.

زندگی برای هرکس یه معنایی داره.برای هر کسی که باور هایی رو زندگی کرده و باهاش بزرگ شده، مکانهایی که بوده، با آدمهایی که بوده، تفکراتی که دیده و خونده، زندگی گاهی اونقدر پیچیدگی داره که آدم از خودش می پرسه: من حالا درین نقطه از مکان رسالت و وجودم چیه و اصلن چرا هستم و نفس می کشم؟ این روز ها درگیر سوالات خودم هستم و پاسخهایی که نمی دونم چه کسی جواب میده و چه وقت جواب داده میشه. واقعیت رو بگم من در سن 34 سالگی که الان 4 ماه و خورده ای هم ازش سپری شده به 20-30 سالگیم فکر می کنم و کار هایی که الان انجام میدم اگر توانایی، شعور، شناخت، حمایت (الان هم البته حمایت رو ندارم) و قدرت مالی رو اون زمان داشتم خیلی جلو بودم. من ناامید نیستم اما واقع بینم ...

سریال

پنج‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 13:31

اگه 4 فصل سریال فرار از زندان رو دیدید توصیه می کنم فصل پنجمش رو هم ببینید. این فصل سورپرایز زیاد داره براتون.

یاتاقان

چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 12:35

این روز ها ذهنم مشغول و درگیر خیلی مسایل روزمره هست. دایم به این فکر می کنم چرا و چطوره که ما وقتی حتا توی چیزی ماهر هم نیستیم حرف می زنیم تا ابراز وجود کنیم. دنبال دلیل و مدرک و درستی برای شنیده ها نیستیم و دایم با ذهن و باور خودمون خیلی از شنیده ها رو باور می کنیم. سمیه ابد و یک روز یه دیالوگ داره که  (دیالوگهای این فیلم بینظیره بنظرم) به خواهرش میگه میدونی چرا مرتضا همیشه از بدبختی مردم با خوشحالی حرف میزنه برای اینه که بگه ما از دیگران خوشبخت تریم. بنظرم ما هم این روزا این مدلی شدیم برای اینکه بگیم خوبیم و خوشیم، ضعف دیگران رو بزرگتر می کنیم تا ضعفها و نداشته های خودمون رو بپوشونیم.

خب خیلی مسایل اجتماعی میتونه در این رفتار های نابهنجار ما نقش داشته باشه. مایی که الگومون والدین مون هستند و بی اونکه کمی تفکر کنیم باور های اونها رو قرقره می کنیم اما بزرگ بزرگ حرف می زنیم در عمل هم پدر خودمون رو درمیاریم و هم پدر طرف رو.

اینا رو گفتم که بگم اینقدر ما کپی زندگی دیگرانیم که هر روز بجای پیشرفت و رشد داریم یاتاقان می زنیم. رفتار ما، گفتار ما، حرکات ما، هنر ما، شغل ما و ... شده تکثیر کپی از منابعی که دچار آزمون و خطا شدن تا به مرحله پیشرفت رسیدن.

شاید مبهم حرف زدم اما روشنفکر فکر کردن و سنتی عمل کردن خیلی منافات داره، خیلی. ما از تفکرات اصیل خیلی عقبیم چون مطالعه ی ما کمه و دانسته هامون ناچیز...

خلااااااااااااااااااص

( تعداد کل: 1020 )
<<    1       2       3       4       5       ...       340    >>