ذهن زیبا

ذهن زیبا

قد وقواره آدمى به اندازه محیطی میشود که در آن رشد می کند! راه های نرفته بروید.کارای نکرده بکنید.آوازهاى نخوانده بخوانید.جاهای ندیده ببینید.توى یک برکه نه نمانید.
ذهن زیبا

ذهن زیبا

قد وقواره آدمى به اندازه محیطی میشود که در آن رشد می کند! راه های نرفته بروید.کارای نکرده بکنید.آوازهاى نخوانده بخوانید.جاهای ندیده ببینید.توى یک برکه نه نمانید.

برادرزاده عزیزتر از جان

اگه از سر کار اومده باشی و خسته، و آرزوی یه خاب جانانه به دلت ولی باید بری دندان پزشکی و بعد از ترمیم دندونات نتونی نطق کنی ولی با این حال با رفیق شفیقت یکساعت تلفنی صحبت کنی و البته از نوع غیبت و نیش تا بنا گوش باز و بعدش یه برادر زاده با اون چشمای خوشگلش مثه گربه چکمه پوش بهت بگه عمه من گرسنمه و بری براش یه زیر دستی پر سیب زمینی سرخ کنی و بگه من عاشق سیب زمینی سرخ کرده ام و دلت غنج بره برای اون حرف زدنش و بعد کنترل رو برداری بزنی سریال ببینی اونم "من یک مستاجرم" و سریال به اوج خنده برسه و ناگاه این برادر زاده ازت آویزون بشه که ای عمه میخام پرشین تون، کارتن فوتبالیستها رو ببینم و کشمکش برای داشتن کنترل ادامه داشته باشه و من منت کنم اون فسقلی رو که بزار سریاله تموم شه و وقتی تموم میشه کنترل رو بهش میدی و میزنه اون شبکه مزخرفه که فوتبالیستها رو ببینه اما تموم شده و دل من خنک میشه و لجش درمیاد و تلویزیون رو خاموش میکنه. بهش میگی شلوغ نکنه که عمه میخاد بخابه و یه کانال میزاری تا آهنگ گوش کنه و سرگرم شه که خدا پدر ابی رو بیامرزه که از خاننده های مورد علاقه برادرزاده و بندهه میخونه رویایی دارم رویای رنگارنگ و میری تو اتاقی میخابی که به خاطر جابجای عید، اکو داره و تازه دلت گرم خاب شده که یکهو بازیکنان لیگهای اروپایی دارن بازی میکنن و گزارشگرشون جناب رُهام خان که داره با یه عروسک به شکل گاو همراهیشون میکنه و میگی بچه تو چقدر حرف میزنی و دوباره به اغما میری و به بازیکنانش پرسپولیسی ها هم اضافه میشن و دوباره دعواش میکنی و ناراحت میشه و گوشیتو از شارژ درمیاره و به مامانش زنگ میزنه که بیاد دنبالش و اینطوری میشه که حسرت خاب تو دلت می مونه. اما من به این نتیجه رسیدم که اگه روزی مادر بشم بچم خودش باید از خودش مراقبت کنه
اگه میخایید صحت حرفای بنده رو به علاقه زیاد برادرزاده جان به فوتبال رو تایید کنید تشریف ببرید" ادامه مطلب"

ادامه مطلب ...

تقدیم به تمامی دوستان (شعر نوشت)


مثل نامه ای ولی

توی هیچ پاکتی
جا نمی شوی
**
جعبه جواهری
قفل نیستی ولی
وا نمی شوی
**
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی ستاره ای
از درخت آسمان جدا نمی شوی
**
من تلاش می کنم بگیرمت
طعمه می شوم ولی
تو نهنگ می شوی
مثل کرم کوچکی مرا
تند و تیز می خوری
تور می شوم
ماهی زرنگ حوض می شوی
لیز می خوری
***
آفتاب را نمی شود
توی کیسه ای
جمع کرد و برد
*
ابر را نمی شود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب می شود
ابرهم بدون آسمان فقط
چند قطره آب می شود
***
پس تو ابر باش و آفتاب
قول می دهم که آسمان شوم
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی می کنم شبیه کهکشان شوم
***
شکل نوری و شبیه باد
توی هیچ چیز جا نمی شوی
تو کنار من کنار او ولی
تو تویی و هیچ وقت
ما نمی شوی


"عرفان نظرآهاری"