ذهن زیبا

ذهن زیبا

قد وقواره آدمى به اندازه محیطی میشود که در آن رشد می کند! راه های نرفته بروید.کارای نکرده بکنید.آوازهاى نخوانده بخوانید.جاهای ندیده ببینید.توى یک برکه نه نمانید.
ذهن زیبا

ذهن زیبا

قد وقواره آدمى به اندازه محیطی میشود که در آن رشد می کند! راه های نرفته بروید.کارای نکرده بکنید.آوازهاى نخوانده بخوانید.جاهای ندیده ببینید.توى یک برکه نه نمانید.

روزمرگی

هفته ی دیگه قراره کار لعاب زدن رو شروع کنیم یعنی اول آموزش بینیم و بعد روی کار های قشنگ مون طرح بزنیم و بعد لعاب

خیلی مشتاقم این مرحله رو هم انجام بدم چون تمام زحمات کارهایی که درست کردیم توی این محله نمود پیدا می کنه.

یه ماگ  و زیر ماگی برای کسی که مهمه برام درست کردم که اول مال خودم و بعد اونو شروع میکنم به طرح زدن و براش میخام ببرم. امیدوارم نتیجه ش قشنگ باشه. .آرزومه یه کارگاه داشته باشم برای خودم. همون مدلی که توی ذهنم دارم.



هی تغییرات کاهش چربی و افزایش عضله مو تو برگه آنالیزم نگاه می کنم هی ذوق می کنم. توی این دو روز شده کارم.جالبیش اینه در کنار رژیم غذایی بعد از 17 ماه فیتنس میرم بدنسازی. توی این دو ماه این تغییرات بدنی برام حاصل شده یعنی اون 17 ماه اگه بدنسازی کار میکردم الان آرنولدی بودم برای خودم. همش افسوس میخورم چرا این کارو نکردم و دیر حرف دکتر تغذیه رو گوش دادم. بعد به خودم میگم ایراد نداره بخاطر اون آسیبی بود که توی باشگاه قبلی بدنسازی دیدی. خودت رو سرزنش نکن.

مربی جدیدم فوق العاده ست و مثل عقاب می مونه. هر جای سالن که باشه حواسش به آدم هست. سلامت باشه همیشه که اینقدر مسوولیت پذیره. خیلی خوش قلب و مهربونه. امیدوارم توی زندگیش خیر ببینه.



کلاس خطاطی هم خوب داره پیش میره. توی قلم استادم راضی بود ازم. خداییش خودمم از نوشته م خوشم اومد اما خجالت کشیدم این موضوع رو بهش بگم گفتم الان میگه چی غره شده به خودش 

تحریری هم توی محل کار هر زمان فراغت داشته باشم تمرین می کنم تا به مطلوبم برسم اما خط قلم اگه تقویت بشه تاثیر مستقیمی روی خط تحریری داره. خلاصه اینکه میخام ببینم میشه توی یکسال به مطلوبم برسم هر چند که استاد میگه توی یکسال کسی پیشرفت اونچنانی نمی کنه. استاده و احترامش واجبه


زور

زور هورمون ها زمان پریود اونقدر زیاده که توی باشگاه وقتی دختران جوان خیلی لاغر اندام رو میبینم که اومدن حجم بگیرن، یاد خواهر از دست رفته م میفتم و نزدیکه همونجا بزنم زیر گریه چون زمان بیماریش اینقدر نحیف و لاغر شده بود که دوست نداشت از در خونه  بره بیرون.

زور هورمونها زمان پریود اونقدر زیاده که هر کسی رو میبینم با مامانش درد و دل میکنه و مامانش کلی هواش رو داره دلم میخواست منم مادر داشتم و میتونستم کمی تو بغلش آرامش بگیرم.

زور هورمونها زمان پریود خیلی زیاده که درد امانت رو میبره و مجبوری با قرص سرپا بمونی تا ساعت کاریت تموم بشه و توی سرویس بتونی چشماتو ببندی و استراحت کنی.

توی زندگی خیلی اوقات زور مون به خیلی چیز ها نمیرسه، به خیلی چیز ها با تاکید میگم.