چشم هم زدنی مهر ماه داره تموم میشه.
هوا بشدت عالیه و من قصد دارم برم پیاده روی.
یه لیست نوشتم برای خرید.
هر چی حقوق میگیریم میشه خرج مواد پروتیینی.
تخم مرغ دونه ای 7 هزار تومن رو کجای دلم بذارم دیگه...
بقول عباس معروفی میگه تو سال بلوا میگه:
کاش تولد من هم می ماند برای بعد. به کجای دنیا برمیخورد؟
برم خرید حالم یکم خوب شه 
جمعه صبح میخاستم برم ورزش ولی نشد .
بجاش رفتم رو بالکن دیدم چه هوای محشریه. صبحانه رو تو بالکن کوچیک خونه خوردم و فکر کردم وسط یه روستا تو یه جنگل مه گرفته هستم.

عجیب کیف داد و چسبید بهم.جاتون خالی.
ناهار هم یه قورمه سبزی با چشم بلبلی و مرغ پختم که خیلی مشتی شد. برای جبران پرخوری (با توجه به اینکه من یه روز غذای آزاد دارم تو رژیمم) ساعت 4 رفتم پارک ورزش کردم و اون حس عذاب وجدان رو به فاااااک دادم