دیشب از کارگاه خیلی دیر رسیدم خونه. ساک باشگاهمو برای امروز آماده کردم که از سرکار یهو برم باشگاه. فکر کردم امروز دوشنبه ست که دیدم نه زهی خیال باطل چهارشنبه ست. روز ها عین برق و باد میگذره ...
هنوز برای تولدم توری رو پیدا نکردم که بتونم پنجشنبه برم سفر، البته که یزد و اصفهان هست اما هر دو رو رفتم و باید دو روز مرخصی بگیرم با توجه به اینکه پنجشنبه ها تعطیل نیستم.
منتظرم ببینم چی پیش میاد
شایدم با بچه ها رفتیم یه شب ماسوله موندیم
امروز 7/7 /1404 به نظرم تاریخ رُندی هست.
داره بارون میاد
من از صبح تو محل کارم با یه زبون نفهم درگیری داشتم
بعد از ظهر هم باید برم باشگاه
اما قسمت قشنگ ماجرا اینه که فردا کلاس سفال دارم و سه ساعت و نیم حالم خوبه و این منو خوشحال میکنه.
بازم برای روزشمار ده روز دیگه تولدمه :)))
نادیا برام کادوی تولد پست کرده. بی صبرانه منتظرم تا دستم برسه 