-
مثل رفتن به مریخ :l
یکشنبه 7 آبانماه سال 1396 15:30
وزیر نفت در حکمی مرضیه شاهدایی را به عنوان قائم مقام خود منصوب کرد. مرضیه شاهدایی پیش از این در سمت معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی انجام وظیفه می کرد.
-
خاک بر سری شاخ و دم ندارد که
یکشنبه 7 آبانماه سال 1396 10:20
یک خاک بر سری هایی در زندگی ما ایرانی ها هست که ناخواسته و ندانسته و از روی جهل و تعصب بوجود آمده و به گمانم با هیچ چیز نمی توان اثرش را برد. این را خیلی پیش تر ها می دانستم اما وقتی شروع کردم به خواندن "چشمهایش" بزرگ علوی مطمئن تر شدم که ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم. 5 صفحه اول را که خواندم گریه ام گرفت...
-
یک قدم برداریم حتا اگه کوچیک باشه
شنبه 6 آبانماه سال 1396 11:11
دیروز برادر زاده م مسابقه فوتبال داشت. منم بهمراه مامان و باباش رفتم زمین چمن. البته زمین خاصی نبود که پز بدم به این و اون (البته پزشو دادم) اما خیلی دوست داشتم به خودم بقبولونم شکستن بعضی از قانون ها اصلن بد نیست. رفتم، کلی عکس هم گرفتم. مسوولان باشگاه پیغام دادن به برادرزاده م که به عمه ت بگو عکسامونو برامون بفرسته....
-
قرتی فروشی
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1396 22:12
کتابفروشی که کتابهای فالاچی،دولت آبادی،شهیار قنبری نداشته باشه اصلن باید درش تخته بشه.یعنی چی همش دنبال قرتی بازی بود کتابفروشی مذکور. هر چند تو این روز روزگار دیگه با کتاب فروختن چرخ کتابفروشی نمیچرخه. مقصر کتاب نخوندن ملت هر کی هست،بد کاری کرد با فرهنگمون.
-
رد تماس همکارمون
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1396 15:30
اونایی که گوشی htc دارن میدونن که وقتی تلفن زنگ میخوره و قصد جواب دادن ش رو دارین اونقدر فهم و درک این گوشی زیاده که با نزدیک کردنش به سمت گوشتون صدای زنگ کمتر و کمتر میشه تا به گوش آسیب نرسونه تا حداقل کمتر باشه. امروز به همکارم زنگ زدم بریم جلسه رد تماس زد، رفته بود ناهار بخوره، از ناهار اومد بهش میگم چرا رد تماس...
-
تبلیغات
سهشنبه 2 آبانماه سال 1396 23:49
اومدم جلوی تلویزیون نشستم تا هم کارامو انجام بدم هم آهنگ گوش بدم.همش داد تبلیغ اما مغزم درد گرفت از بس حرفه ای بود این تبلیغات. ترکیش ایر با مسی، کوکو شنل با کیرا نایتلی، دیور با جنیفر لارنس. توی دنیا، تبلیغات حرف اول رو میزنه و مشتری مداری شانه به شانه شه. حرفه ای که فقر داریم توش،خیلی هم زیاد فقر داریم. تنها چیزی که...
-
اعتقادات شخصی
سهشنبه 2 آبانماه سال 1396 10:35
من یه اعتقاداتی توی زندگیم برای خودم دارم که مال خودمه که بقول معروف اعتقادات شخصی نام داره، حالا خوب یا بد به کسی هم لطمه نمی زنه یعنی تا جایی که فکر می کنم اگه کسی لطمه ای بخوره اون منم و این بازتاب تفکرات و دیدگاه های خودم توی زندگیه. جونم براتون بگه من اعتقاد دارم اونی که همیشه آدما رو مسخره ( با کلماتش، با حرفاش،...
-
وارونگی
دوشنبه 1 آبانماه سال 1396 10:01
فیلم با احساس سرخوشی و حس زندگی و شوخ طبعی مادر و دختر شروع و این سرخوشی حتا به محل کار نیلوفر و قرار ملاقات با عشق قدیمی ش سهیل کشیده میشه اما با میسکالهای ممتد به گوشی نیلوفر فیلم به سمت دیگه ی استقلال نیلوفر میره و این آغاز ماجرا برای فیلم وارونگیِ. فیلم رو خیلی دوست داشتم. جامعه زن ستیز و مجرد ستیز به خوبی توش...
-
زهیر
یکشنبه 30 مهرماه سال 1396 11:34
پائولو کوییلو یه کتاب داره به اسم زهیر که مدتهاست دارم یواش یواش می خونمش (توی ماشین و تو مسیر رفت و برگشت به محل کار و منزل). جملات کتاب آدم رو میخکوب میکنه از بس حساب شده ست. انگاری یه تفکر و تجربه ای پشت همه ی این نوشته هست. انگاری نویسنده خودش تک تک جملات رو زندگی کرده. یه جمله ی خیلی خوب داره که بار ها توی کتاب...
-
درهم از همه چیز
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1396 09:55
نمی دونم فیلم "نیمه شب اتفاق افتاد" رو دیدید یا نه اما اونجا که قضیه ی زندگی رویا نونهالی لو می ره که شوهرش اعدام شده به خاطر اینکه زنای مردم رو می کشت خیلی دردناکه. (این زن برای آبروی خودش و آینده ی بچه ش میره یه جای بی نام و نشان که کسی از گذشته ش خبر دار نشه، صاحب کارش هم حمایتش می کنه اما زمانی همه چیز...
-
کمی آدم باشیم، آدم
سهشنبه 25 مهرماه سال 1396 09:19
جانم برایتان بگوید آشنایی داریم بشدت دلشان بچه می خواهد اما هر چه دوا درمان می کنند به نتیجه نمی رسند. برای بار آخر که خانوم ناکام از انجام لقاح بازماند به منزل مادرش رفته و خبر ها از افسردگی این خانوم میدهد. دیشب که داشتم دنیای مجازی را قدم میزدم خبری خواندم که مغزم درد گرفت. بیخ گوش خودم در رشت یک ناپدری فرزند 2/5...
-
....
دوشنبه 24 مهرماه سال 1396 12:55
صفحه عکسهای بنده در اینستاگرام دوست داشتید نگاهی بندازید. mehremah62@
-
سکوت
یکشنبه 23 مهرماه سال 1396 09:30
نمی دونم سکوت کردن رو تجربه کردید یا نه اما من هفته پیش جمعه می تونم بگم سر جمع 5 دقیقه حرف زدم. تجربه خوبی بود.فکر می کنم گاهی اوقات لازمه سکوت کردن.
-
خدمتکاران
پنجشنبه 20 مهرماه سال 1396 13:03
داستان در سال ۱۹۶۳ در شهر جکسون، ایالات میسیسیپی، آیبیلین کلارک (وایولا دیویس) زن سیاهپوست پنجاه سالهای است که در خانههای سفیدپوستها کار میکند و بچههای آنها را بزرگ میکند. وی به تازگی تنها پسرش را در یک حادثه صنعتی از دست داده است. وی برای خانواده لیفولت کار میکند، در واقع فرزند الیزابت لیفلوت بزرگ میکند....
-
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1396 10:20
اتفاقاتی هست در زندگی که آدم را بالا و پایین می کند. نوسانی به آدم می دهد که تا یک مدت نمی داند چه سرش آمده. در کنار همه ی فعالیتهایی که در روز دارم و خستگی هایش لحظه ای نیست که یاد خواهرم از ذهنم بیرون برود. مثلا دیشب که از خیابان ... رد می شدم دیدم چقدر خاطره داریم اینجا. انگاری یکی چاقویی برداشته و دارد قلبم را ریش...
-
امتحان کنیم
یکشنبه 16 مهرماه سال 1396 08:20
کاری که فراموش می کنیم در حق خودمون انجام بدیم. ما مهمترین آدم زندگی خودمون هستیم.
-
..........
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1396 14:54
این مرد ها که سرما می خورن انگاری آر پی جی 7 خوردن. ببینین چی ادا اطوار دارن. بیچاره ما خانوما که پریود می شیم نمی دونیم خودمونو برای کی لوس کنیم؟؟؟ والا
-
هدیه ی خوش آب و رنگ
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1396 09:15
یک رفیقی داریم جنوبی . همین وبلاگ باعث آشنایی مون شد. از جیک و پوک هم شاید خبر نداشته باشیم می تونم بگم حداقل دوستای خوبی برای هم هستیم. من دختری از دیار باران و نادیا دختری از دیار آفتاب. نادیا منو سورپرایز کرد و هدیه ی تولدمو چند روز زودتر برام فرستاد. می دونستم نادیا کار های دستی رو خیلی خوب انجام میده اما این ساک...
-
از اون جواب خوبا
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1396 13:31
مونا برزویی اومده بود برنامه آبان (فصل اول که آزاده نامداری مجری ش بود). تو برنامه یه گزارش نشون دادند از مونا برزویی که توی دانشگاه علامه کارگاه ترانه نویسی برگزار کرده بود. اعم این گزارش که از خبر 20:30 پخش شده بود این بود که مونا برزویی که با خواننده های اونور آب (منظورشون شادمهر عقیلی بود) کار کرده با چه مجوزی...
-
لبخند
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1396 09:12
اینجا داره بارون میاد. آدم دوست نداره اصلا از جای گرم و نرمش بیاد بیرون. توی محل کارم وقتی رفتم دستم رو بشورم، توی آینه سرویس بهداشتی یه نگاهی به خودم کردم که صورتم اخم داشت. به خودم گفتم حیف نیست این صورت که یه رژ بنفش زیباش کرده با لبخند زیبا تر نشه. لبخند زدم، از نظر خودم و آینه زیبا تر به نظر رسیدم. گاهی اون خورده...
-
من به سیبی خشنودم*
سهشنبه 11 مهرماه سال 1396 09:30
می دانید گاهی اوقات که با زندگی چرخ می خورید، می بینید یکسری اتفاقات که دست آدمیزاد است آنقدر آدم را گیج می کند که تصمیم گیری سخت می شود. زمان فقط برای درست یا غلط ماجرا می گذرد و یکهو چشم باز می کنی و می بینی اگر آزمون و خطا صورت می گرفت حداقل می دانستی که کاری انجام داده ای نه اینکه بگذاری زمان هدر برود و تو بمانی و...
-
خانوم چروک
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1396 13:31
به یاد ندارم روزی شلخته رفته باشم سرکار. چروک و این مدلیها منظورم هست اما دیروز جبران همه ی این سالها را یکجا در آوردم. معمولن لباسهای اداری ام را دو روز در میان می شویم. پریروز که انداختمشان توی ماشین سختم گرفت برق آشپزخانه رو روشن کنم تا روی تایم کم بگذارمش. تایمر را چرخاندم رفتم سروقت فیلم دیدن. معمولن بعد از یکربع...
-
از دیروز این متن ذهنمو به خودش مشغول کرده
دوشنبه 3 مهرماه سال 1396 08:25
-
عذرا خانوم
یکشنبه 2 مهرماه سال 1396 10:05
یک همسایه روبرویی داریم عذرا خانوم. از خیلی قبل تر ها می شناختمش، از بچگی، از زمانی که هم مراقبت مادرش بود و هم درس میخاند تا دانشگاه قبول شود برای زبان انگلیسی. اتفاقن دو بار قبول هم شد اما توی گزینش ردش کردند اما کم نیاورد و آنقدر کنکور داد تا قبول شد. وقتی مادرش فوت شد، تک و تنها توی خانه ی به آن دَرَن دشتی زندگی...
-
:)))))))))
شنبه 1 مهرماه سال 1396 08:18
اصلن اینکه امروز اول مهر و آغاز سال تحصیلیِ یا اول پاییزِ یا اول محرم یا هنوز حقوقمون رو نگرفتیم و یا هر چیز دیگه بیایید برای خودمون و دیگری اتفاق خوب و احساس خوب و حال خوب آرزو کنیم وقتی می تونیم و از دست مون بر میاد با حس های خوب و کلمات خوب. آرزو می کنم امروز پر از رنگ و روشنی و صلح و عشق برای من و شما و همه باشه.
-
ساعت رسمی کشور
پنجشنبه 30 شهریورماه سال 1396 12:17
امروزسرصبحی اخبار می گفت: ساعت 24 امشب ساعت رسمی کشور یکساعت به عقب کشیده می شود و من، منِ احساساتی که نور همیشه حالم را خوب می کرد به آسمان فقط خیره شدم، به خورشید که نارنجی می تابید و پنجشنبه ای را یادم آورد تا آخر عمرم در ذهنم به مانند زهرمار خواهد ماند.
-
بنیاد کودک
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1396 15:15
یادمون نره امام حسین راضی به اینهمه ریخت و پاش نیست. ده شب خرج محرم رو برای آینده یک کودک سرمایه گذاری کنیم با ماهی فقط 40000 تومن که این کودک آینده همین مملکت رو خواهد ساخت. www.childf.com
-
ثبت لحظه ها
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1396 09:40
دیروز توی رشت کلی دنبال سوژه عکاسی گشتم. خیلی از کوچه پس کوچه های شهر کوچیکم رو حتا نمی شناختم فقط اسمش رو شنیده بودم. برای اینکه به تاریکی هوا بر نخورم یه مسیر رو انتخاب کردم تا بتونم عکس بگیرم. خونه های قدیمی سوژه من شد. در و دیوار هاش، سقفهای سفالی، سر در، کلون و سقفش و پنجره ها و ... انگاری هر کدوم یه اتفاقی رو از...
-
خطاب به خودم
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1396 09:14
گاهی توی زندگی فکر می کنی اونقدر محکم و قوی و کامل هستی که هیچ چیزی نمی تونه از پا درت بیاره و هیچ کارِت اشتباه نیست و از روی تعقل و تجربه کار هاتو پیش می بری اما یکهو یک اتفاق تمام محاسبات و زندگی تو بهم میریزه. خرد میشی، متلاشی میشی،از تو ساخته میشی میشی یه آدم جدید. دیگه خیلی از قانونهات ارزشش رو از دست میده و دیدت...
-
همسایه های فرهنگی مون
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1396 20:35
اتاقم یه پنجره رو به کوچه داره. سرم درد می کرد،اومدم کپه مرگمو بزارم دیدم صدای دعوا میاد. یکی از همسایه ها شاکی بود چرا اون یکی همسایه اشغالو پرت کرده وسط کوچه. همسایه سوم اومد،همسایه شاکی برگشت گفت بزار اونی که اشغال و پرت کرده بیاد جمع کنه. همسایه دومه به همسایه سومه گفت آقای فلانی جمعش نکنیا تا باقی همسایه ها یاد...