-
این روز ها
یکشنبه 8 اسفندماه سال 1395 12:51
چقدر بوی عید میاد ...
-
خیال
جمعه 6 اسفندماه سال 1395 15:39
دراز کشیده ام آفتاب چشمانم را نوازش می دهد آهنگ گوش می دهم خودم را در بهترین جای دنیا تصور می کنم. هر چه میخواهم هست گاهی زندگی آنچه را که به آدم نمی دهد،باید بدست آورد حتا شده با رویا و تخیل رویاهایتان رنگی و مهربان باد
-
غر زدن ممنوع
پنجشنبه 5 اسفندماه سال 1395 09:01
امروز روز غر نزدنمه. براتون 5 شنبه ی معرکه ای رو آرزومندم
-
چشمان بزرگ
یکشنبه 1 اسفندماه سال 1395 11:33
فیلم بر اساس یک داستان واقعی در دهه 50 میلادی اتفاق می افته که یک بانوی هنرمند با استعداد فوق العاده ای که در هنر نقاشی خصوصن نقاشی چهره ی بچه ها با چشمانی بزرگ داره رخ میده. مارگارت اما چون از اعتماد نفس کافی برخوردار نیست و خودش و هنرش رو دست کم می گیره، همسرش والتر با فریب او، نقاشی ها رو به اسم خودش بفروش می رسونه...
-
و این اسفند سپید پوش هم از راه رسید
شنبه 30 بهمنماه سال 1395 22:26
بهمن هم با کلی اتفاق، عزم رفتن کرد تا جایش را با ردی از سپیدی به اسفند دهد. اسفند قول میدهد تا روز هایی خوش برای این ملت رقم بزند. مملو از روشنی، حال خوب، مهربانی، همدلی، دوست داشتن و ...
-
.....
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1395 19:14
و این مملکت چقدر مسعود شصت چی دارد.
-
محدودیتهای ذهنی
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1395 12:30
یکی از هنرمندای ایرانی که چند وقتی میشه رفته آلمان می گفت: من وقتی رفتم آلمان تازه فهمیدم زن و مرد با هم فرقی ندارند. وقتی زنان رو می دیدم روی ماشین سنگین کار می کنند یا چرخهای بزرگ حمل می کنند و یا کار های مردانه می کنند، دیدم نسبت به زنان عوض شد. زنان ما با اینکه محدودیت دارند اما خودشون هم تلاشی برای رفع این...
-
جز تو هیچ کس بر در این خانه نخاهد کوبید
سهشنبه 26 بهمنماه سال 1395 12:12
یک روز برای همراهی با یکی از دوستان رفتم بخش رادیو تراپی یه بیمارستانی. همه رِنج سنی چه زن و چه مرد برای رادیو تراپی اومده بودند. خانومهایی که دو تا بچه داشتند یا دم بخت بودند، آقایونی که خیلی مسن بودند و میانسال. اون مدتی رو که اونجا بودم خیلی رفتار ها دیدم و خیلی چیز ها یاد گرفتم. دو تا خانوم که هنوز نوبت شون نشده...
-
وقت خواب
دوشنبه 25 بهمنماه سال 1395 21:00
از اونجایی که دوستان همیشه خیرشون به کار های خوب رسیده و از دید ملت حذفشون کردن، اینبار تیم منصور ضابطیان و محمد صوفی از برنامه های خوب شون در شبکه ی ویدانما رونمایی کردند که هر شب ساعت 22 پخش میشه که شامل قسمتهای متنوع و بسیار زیبا هست و یک نیمساعت خوب و بی دغدغه و دوست داشتنی رو سپری خواهید کرد. ببینید و لذت ببرید و...
-
در جستجوی خوشبختی
یکشنبه 24 بهمنماه سال 1395 10:16
در جستجوی خوشبختی داستان واقعی کریس گاردنر خرده فروش اسکنر های پزشکیه که زندگی رو به سختی می گذرونه. کریس همیشه مقروضه و مالیات و اجاره خونه و ... رو هنوز پرداخت نکرده و مشکلات مالی دیگه ای سرش هوار میشه. همسرش لیندا که از اینهمه بدهی و سختی با کریس به تنگ اومده اون رو ترک می کنه و به نیویورک میره تا توی یه رستوران...
-
چرا ما راحت تحریم می شویم؟ مقاله ای بسیارخاندنی/ توصیه ی اکید به مطالعه ی آن علیرغم طولانی بودن
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1395 13:31
چرا ایران به راحتی مورد هدف قرار میگیرد؟ چرا هر نسبتی دادن به ایران تقریباً مجانی است؟ چرا پیوسته ما را متهم میکنند؟ چرا بیشتر وقت سخنگوی وزارت خارجه صرف رد اتهام است تا تبیین سیاست خارجی کشور؟ چرا از جیبوتی گرفته تا همسایگان بزرگ و قدرتهای جهانی ما را نفی میکنند؟ چرا تقریباً همه اعضای سازمان کنفرانس اسلامی علیه...
-
برای ثبت در تاریخ
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1395 09:40
چی جشنواره ی فجری شده امسال چی می کنه این داوری
-
هم سطر،هم سپید
شنبه 16 بهمنماه سال 1395 23:30
باید کتاب را بست. باید بلند شد در امتداد وقت قدم زد، گل را نگاه کرد، ابهام را شنید باید دوید تا ته بودن. باید به بوی خاک فنا رفت. باید به ملتقای درخت و خدا رسید. باید نشست نزدیک انبساط جایی میان بیخودی و کشف. سهراب سپهری
-
.....
جمعه 15 بهمنماه سال 1395 13:23
عزرائیل جان میشه کمی راه تو کج کنی و دست از سر ملت ایران برداری. اتفاق پشت اتفاق،دیگه ای نایی برای آدم نمی مونه. محمد در پناه تو هم تو سن 48 سالگی درگذشت. روحش شاد. خوب یادگاری برای نسل ما از خودش به جا گذاشت.
-
لالا لند
چهارشنبه 13 بهمنماه سال 1395 09:49
فیلمی سراسر موزیک و رقص و خوشی و امیدواری و تلاش و 5 دقیقه ی پایانی همه ی اونها مثل پتک رو سر آدم فرود میاد. (البته برای من اینطوری بود) واقعن گاسلینگ درین فیلم عالی بود. من یکی چنین توقعی ازش نداشتم اما حالات بدن، طرز صحبت کردن و بیان احساساتش عالی بود. کارگردان: دیمن شزل بازیگران: اما استون/ رایان گاسلینگ سال...
-
دعا می کنم ....
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1395 07:08
خداوندا مردم سرزمینم انسانهای شریفی هستند. آنها را گزند آتش و خاک و برف و سیل و زلزله و تحجر و دروغ در امان بدار. الاهی آ مین
-
لحظه ها را دریاب/ زندگی در گذر است
شنبه 9 بهمنماه سال 1395 12:55
اومدم خونه دیدم خاهر زاده ی 8 ساله م روی مبل دراز کشیده و خیلی ساکته (این بُعد از سکوت از ماکان بشدت بعید بود). بهش گفتم ماکان جان چرا اینقدر ساکتی عزیزم؟ محلم نزاشت در سکوت به تماشای تلویزیون مشغول شد. یکساعت بعد برادر زاده م رستا با مامانش اومد خونه ی ما و ماکان اسباب بازی پر سر و صدایی برداشت و مشغول بازی با رستا...
-
و پایان پلاسکویی که دیگر نیست
پنجشنبه 7 بهمنماه سال 1395 14:50
صدای قرآن از میاد. به ساعت نگاه می کنم. به خودم میگم از وقت اذان که گذشته. حتمن یکی مرحوم شده و براش قرآن گذاشتن. یاد هفته پیش می افتم، 5 شنبه 30 دی 95. هر لحظه خبر جدیدی می رسید از سوختن ساختمان پلاسکوی تهران و من مدام اشک در چشمانم جمع می شد و دعا می کردم عزیزان آتش نشانمون بتونن همه ی مردم رو از اون ساختمون نجات...
-
و در اغاز
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1395 07:14
آغاز روز است و اول صبح با هم و برای هم بهترینها را آرزو کنیم و ایمان داشته باشیم هر اتفاقی در زمان خودش رخ می دهد. ایمان داشته باشیم به خوبی به معجزه به امید زود تسلیم شدن را فرهنگ لغت زندگیمان خط بزنیم. امروز روزی دیگر است و آغازی دیگر برای سلامتی عزیزانمان که در پلاسکو محبوسند،دعا کنیم. به امید خبر خوب از نجات این...
-
سالی
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1395 11:51
نام فیلم: سالی کارگردان: کلینت ایستوود بازیگران: تام هنکس، آرون اکهارت سال تولید: 2016 فیلم بدجور آدم رو بفکر می بره که مردم بعضی از کشور ها چقدر سرمایه ی با ارزشی برای اون کشور ها بحساب میان! داستان فیلم هم در سال 2009 در امریکا اتفاق افتاده و واقعیٍ
-
نباید تسلیم شد
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1395 16:16
زود تصمیم گرفتن زود تسلیم شدن ترحم دیگران را برای خود خریدن زود احساسی شدن مسلک ضعیفان است و بس. برای زنده بودن آتش نشانان عزیزمان و باقی زحمتکشان که در ساختمان پلاسکو محبوسند، دعا کنیم. به معجزه ایمان داشته باشیم.
-
همه با هم
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1395 08:45
نقل از صفحه ی شخصی پوریا عالمی
-
تهرانِ بی پلاسکو
شنبه 2 بهمنماه سال 1395 10:42
به عمر 33 ساله م اتفاقات زیادی رو تجربه کردم. خیلی ازین اتفاقات تا بیخ گوشم اومده و خیلی ها رو با تمام وجودم لمس کردم و کسی هم نمی تونه منکر این قضیه باشه که اتفاقات سخت زندگی رو تجربه نکرده. بی شک همه ی ما به نوعی داریم توی زندگی درس پس می دیم از رفتاری که در قبال خودمون و دیگران و وقایع داریم. میچ آلبوم یه کتاب...
-
پلاسکو
جمعه 1 بهمنماه سال 1395 01:40
من در طول هفته یک روز رو به اسم روز غر نزدن گذاشتم.اون روز سعی می کنم خوب فکر کنم،حرفای خوب بزنم،خبرای خوب بخونم،فیلم خوب ببینم،کلن غر نزنم. امروز (پنجشنبه) هم روز غر نزدنم بود اما وسط روز وقتی خبر فروریختن ساختمان پلاسکو رو شنیدم حالم گرفته شد.خیلی گریه کردم. خدایا من چی بگم که هیچی منو آروم نمی کنه. چقدر ازین دست...
-
چالش های شخصی
شنبه 25 دیماه سال 1395 15:51
« کار من وصل کردن تمام دنیا به همدیگر و فرصت بیان دادن به همه است.» زاکربرگ برای رسیدن به این هدف و بهتر ایفا کردن نقش خود بهعنوان شخصیتی تاثیرگذار اعلام کرده که در سال جدید میخواهد به بیش از ۳۰ ایالت آمریکا سفر کند ، به طور میانگین روزی ۱ مایل بدود ، ۲۵ کتاب جدید بخواند ، دستیار خانگی مبتنی بر هوش مصنوعی خود را، که...
-
ماهی سیاه کوچولو
چهارشنبه 22 دیماه سال 1395 12:01
- ماهی سیاه کوچولو گفت : من می خواهم بدانم راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا هی بروی و هی برگردی تا پیر شوی و دیگر هیچ یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگی کرد؟ - ماهی گفت: اگر نادان نبودید می دانستید در دنیا خیلی های دیگر هم هستند که ریختشان برای خودشان خوشایند است! شما حتا اسمتان هم مال خودتان نیست....
-
؟؟؟؟؟
چهارشنبه 22 دیماه سال 1395 09:09
و خداوندی که بر همه چیز آگاه است ...
-
......
یکشنبه 19 دیماه سال 1395 22:07
داشتم فکر می کردم چقدر خوب است آدم تاریخ یادش بماند...
-
چرا با هم همکاری نمی کنیم؟/ این مطلب فوق العاده ست، لطفن کمی وقت و حوصله بگذارید و بخونید.
پنجشنبه 16 دیماه سال 1395 15:35
شاید سوال دقیق تر این باشد که: اصلاً برای چه باید همکاری کنیم؟ چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم. یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد. طی سه ساعت بازدید پیاده، او همچنان با شوق و اشتیاق و علاقمندی و وابستگی و دلبستگی به دانشگاه، طرحهای آن، کتابخانه آن، اهداف آن،...
-
دل یار
چهارشنبه 15 دیماه سال 1395 12:34
همکار مون عزم سفر داشت یعنی میخاست مهاجرت کنه. برای همین خاستیم براش یه یادگاری بگیریم که ما تحفه ها رو یادش بمونه. یه جشن کوچیک گرفتیم تو شرکت، با کادو و شمع و بادکنک البته بدون آهنگ. موقع عکس گرفتن همه ساکت بودند، یکی گفت یه آهنگ ملایم بزارین جو عوض شه. منم آهنگ دل یار سارا نایینی رو گذاشتم. ازون روز به بعد همکارام...