داره بارون میاد به چه قشنگی
با توجه به اینکه تو قرن 20 زندگی می کنیم، هوا تازه یادش افتاده سرد و زمستونی بشه. تو قرن 21 هم چند سالی بود تغییرات جوی داشتیم.
گوگل باز میشه اما سرچ گوگل سایتی رو بالا نمیاره مثل هواشناسی 
دو روز پیش که در قرن 21 یه نیمساعتی نت وصل شد یه پست دیدم که حالم رو دگرگون کرد. تا آخر اگه میدیدم به جنون میرسیدم. گفتم از کلاس برمیگردم نگاه می کنم که دیگه نت قطع شدکلن.
کل ایران عزاداره. یه ایران داغداره. چه انسانهایی.وای ای وای.
این بار دیگه دریای خون بود که جاری شد.
ما مردمان بدی نبودیم و نیستیم
ما سزاوار چنین سرنوشتی نبودیم و نیستیم
امیدوارم آیندگان ما در آرامش و صلح و آزادی زندگی کنند و آگاهی براشون خوشرنگ و جز ضروریات باشه.
اولین روز کاری مون با قطعی برق که قرار بود مجانی باشه شروع شد. الان با برق گازوییلی برقرار هستیم.
دوستم چهارشنبه بهم زنگ زد جمعه بریم للندیز یه املت بخوریم برگردیم. یکم حرف میزنیم حالمون خوب میشه. من که همیشه اولین پیشنهادم به همه رفتن به للندیز بود حتا دوباره به دوستم زنگ نزدم برای هماهنگی. حالم ازین اتفاقت بده. خیلی بده. شدم مثل خرداد 88، دی 96، آبان 98، شهریور 1401
یعنی تمام دنیا اینطوره؟ تمام دنیا اینقدر غمگینه؟ تمام دنیا سرمایه های اجتماعی شو بهمین راحتی از دست میده؟
پنجشنبه که رفته بودم یه سری از کارهامو لعاب بزنم یه آرامشی داشتم. دوست داشتم زمان همینطور به بی خیالی و آرام بگذره. اصلن هیچ اتفاق ناگواری نیافتاده باشه. بعد که لعاب زدن تمام شد برگشتم به دنیای واقعی و خبر ها رو دیدم و شنیدیم، همون سوالاهای بالا برام تکرار شد. 


من آدم نشانه هام. امیدوارم به روز های خوش. کاش همگی با هم خوشبین و امیدوار و آگاه باشیم.
به روزی که دور نیست این ترانه ابتهاج حقیقی میشه:
میبینم
آن شکفتنِ شادی را
پروازِ بلند آدمیزادی را
آن جشنِ بزرگ روز آزادی را