-
سوسکی که به خانه زد
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1395 13:13
یه پلاستیک میوه که توش چند تا خیار و یه شفتالو و دو تا هلو بود از یخچال شرکت آوردم تا برای میان وعده بخورمش. همچی که با لذت داشتم به شفتالو گاز میزدم تلفنم زنگ خورد و بعد چند دقیقه ی بعد از اتمام صحبت یادم اومد داشتم شفتالو گاز می زدم. در کمدمو که باز کردم دیدم یه سوسک عوضی داره از کنارپلاستیک میوه ها رد میشه.خب منم...
-
ناطور دشت
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1395 10:00
وقتی کتاب رو شروع کردم به خوندن از ترجمه ش خیلی خوشم اومد. بسیار روان و سلیس بود و نه تنها منو خسته نکرد بلکه هر چی جلوتر می رفتم کنجکاو تر می شدم ببینم حرکت بعدی "هولدن کالفیلد" شخصیت داستان چیه. هولدن 17 ساله توی یک مرکز درمانی بستریه و هر چی برش گذشته رو داره می نویسه. اونقدر این شخصیت دوست داشتنی و صادقه...
-
گاهی کمی سکوت لازم است
سهشنبه 26 مردادماه سال 1395 09:30
عکس بالایی رو گذاشتم بک گراند کامپیوترم. هر وقت نگاش می کنم یه حال خوب بهم دست میده. خوش به حال این مرغابیها جز دغدغه زندگی دغدغه مزخرف دیگه ای ندارند. * هر زمان شبکه مهربان و دلواپس و کالای ایرانی دوست ج.م تبلیغ سریال آسپرین رو میده کنجکاو می شدم ببینم آهنگ این سریال مال کدوم خاننده ست و همش فکر می کردم خاننده باید...
-
جشنهای زنانه اعصاب خُردکن هستند بخدا
یکشنبه 24 مردادماه سال 1395 14:05
پنج شنبه و جمعه ی شلوغی داشتیم از یک طرف باید برای عزیزان درگذشته خیرات می کردیم و از یک طرف بایستی برای جشن دختر خاله آماده می شدیم. با هر مکافاتی بود خودمان را به جشن زنانه ای که خاله برای دخترش ترتیب داده بود رساندیم. این جشن های زنانه خیلی جالبند. منتهی می شوند به ازدواج مجردان فامیل و بچه دار شدن خانومهایی که چند...
-
ما زیاران چشم یاری داشتیم
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1395 12:21
+خیلی از ما وقتی کسی یا چیزی یا موقعیتی آزارمون میده کلی ناله و گلایه و شکوه می کنیم که امیدواریم سریع از دستش خلاص بشیم اما وقتی از دستش می دیم به خودمون می گیم بودنش از نبودنش بهتر بود ولی بازم گلایه و ناله می کنیم. + این چند روز اخیر هوا بشدت گرمِ و توان آدم رو واقعن می گیره. ما که از صبح زیر کولر نشستیم، سرویس هم...
-
آنچه در یکهفته گذشت
یکشنبه 17 مردادماه سال 1395 14:31
یکهفته تعطیلی به خوبی و خوشی تمام شد و انتهای روز جمعه بغض بدجور راه گلومو گرفته بود. حس یه بچه رو داشتم که داشتن از دلخوشیهاش جداش می کردن، بعد که فکر کردم دیدم من اگه بمونم خونه کلی باید هزینه کنم از هم نظر مالی و هم از نظر جسمی (بیفتم به جون خونه هی تمیز کن هی آباد کن) پس ترجیح دادم مثل یک بچه ی خوب شنبه برم سر کار...
-
تعطیلات تابستانی
پنجشنبه 7 مردادماه سال 1395 15:10
تعطیلات تابستانی ما بطور رسمی از ساعت 4بعد ازظهر امروز شروع میشه تا 12 شب 15 مرداد. کلی برنامه چیدم برای این یکهفته. سینما و دیدن فیلم توی خونه، خوندن کتاب، دیدار دوستان و چکاب جز برنامه هامه. دو تا کلاس هم دارم ثبت نام می کنم. امیدوارم اینبار تعلل نکنم و بتونم حتمن تا آخر برم این کلاسها رو. به گلدونای محل کارم آب...
-
اتفاقات دیر یا زود می افتد مهم باور ماست که چگونه نگاهشان کنیم
چهارشنبه 6 مردادماه سال 1395 15:20
+ به میمنت و مبارکی بالاخره گواهینامه رانندگی م رسید و بنده هم از همون روز قبولی همش دارم شیرینی میدم به ملت. همه هم همش آرزو می کنند ایشالا ماشین بخرم از نوع شاسی بلندش. بعد منم کلی تشکر می کنم اما اینکه یه روز خودکفا بشم و بخام خودم رانندگی کنم تنم می لرزه. حالا شما فکر کنید دنیا داره به چه مکاشفات بزرگی دست پیدا می...
-
خانه ی واقعی
سهشنبه 5 مردادماه سال 1395 15:15
مشکل از جایی شروع می شود که یک سقف و چند دیوار را، خانه خود در نظر می گیریم. اما خانه ی واقعی ما در ذهن ماست. باید برای وسایلش وقت بگذاریم: کسانی که به خاطر می سپاریم کسانی که فراموش می کنیم رویدادهایی که به خاطر می سپاریم رویدادهایی که فراموش می کنیم آنچه انتخاب می کنیم امروز بدانیم و آنچه انتخاب می کنیم امروز یا...
-
نه گفتن
یکشنبه 3 مردادماه سال 1395 10:39
دو تا همکار داریم خانوم و آقا که توی شرکت دوره می افتن از همکارا پول جمع می کنن تا برای باقی همکارا تو روز تولدشون هدیه بخرن یا مثلن اگه یکی بچه دار شده براش چشم روشنی بگیرن. خب تا اینجا هدیه دادن و هدیه خریدن اصلن بد نیست اتفاقن قابل ستایشِ و حس خوبی رو در آدم ایجاد میکنه که در محیط کار هستند آدمهایی که دوستمون دارند...
-
با اطمینان می دانم که...
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1395 15:51
همیشه شخصیت اُپرا وینفری برام جالب بود و هست اینکه چطور آدمی مثل او از بچگی با مشکل دسته و پنجه نرم کرده، در 60سالگی از خداوند از همه داشته هاش شاکرِ و اعتقاد داره که معجزه وجود داره و از زندگی حتا از کوچکترین داشته ها لذت می بره. "با اطمینان می دانم که ..." کتاب زیبایی از تجربه های اُپرا ست توی زندگی و کارش...
-
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 09:40
مهم نیست چای صبح دم رو با کوکی لاهیجان می خوری یا با باقلوای تبریز یا حتا یه قند کوچیک مهم اینه که این چای رو با عشق نوش جان کنی و بدونی که لایق بهترین ها هستی
-
اوتیسم
دوشنبه 28 تیرماه سال 1395 12:21
گوشها منتظر بانگ جرس های من اند کوچه ها منتظر بانگ قدم های تواند تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو تو از این وادی سرما زده نومید مباش «دی» زمانی دارد و زمستان اجلش نزدیک است من صدای نفس باغچه را میشنوم ... "مجتبی کاشانی" چند روزِ که در سایتها و شبکه های اجتماعی خبر ترک خانوم لادن طباطبایی از ایران به دلیل...
-
هر دم ازین باغ بری میرسد/ تازه تر از تازه تری می رسد
یکشنبه 27 تیرماه سال 1395 15:15
بعد از افتادن اهالی فوتبال به جان هم الان اهالی هنر هم به جان هم افتادن دقیقن یه جای کار می لنگه اما نمی شه حدس زد کجا! ملت همون ملتن هیچ فرقی نکرده هیچ تفکر و تعمقی هم پشت اینهمه کشمکش نیست گویا فعلن که انگیزه ی اصلی دوستان، ریختن پته همدیگه روی آبه خدایا با این طرز فکرا خودت عاقبت ما رو بخیر کن هر چند از دست خدا هم...
-
ماهی ها عاشق می شوند
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1395 09:46
چرا بعضی از فیلمها با اینکه سالها از ساخت و نمایششون می گذره اما هر بار که نگاهشون می کنی باز هم برات تازگی دارند و زندگی و عشق توش جریان داره؟
-
و این نعمت دوست داشتنی را باید دوست تر داشت وقتی که در اختیار ماست
چهارشنبه 23 تیرماه سال 1395 11:00
زندگی بازی پیچیده ای است. اتفاقات بزرگ و کوچک زیاد دارد. خوشی و ناخوشی فراوان دارد. عشق و نفرت بی حد دارد. زندگی پازل نامرتبی است که تو باید به دست خودت تکه هایش را مرتب کنی. زندگی نعمت ناخاسته ای که تقدیم من شده تو شده ما شده اما شیرین است و آن زمان که قرار است به آخر خط برسیم و از دستش بدهیم دردناک می شود. ما آدمها...
-
بادمجان وَرَقه
دوشنبه 21 تیرماه سال 1395 15:00
* ما گیلانی ها یه خوراک داریم به اسم بادمجان ورقه. بادمجان ها رو تو سایز دلخاه سرخ می کنیم و بعدش تخم مرغ بهش می زنیم. اصلن اینقده با برنج تازه دم مزه میده. امروز ناهارم همین بود. راستی سیر و ماست هم تنگش بخورید که میشه نور علا نور. * یه همکار داریم خیلی خانوم خوبیه ولی وقتی بهت میرسه به همه جای آدم خیره میشه جز چشم....
-
++++++++
یکشنبه 20 تیرماه سال 1395 11:11
*خبر خیلی ناراحت کننده بود از طرفی هم میشد شکرگذار بود که این اتفاق در روز عید فطر افتاد و پالایشگاه تقریبن خالی از عزیزان زحمت کش بود. جمعه که با نادیا صحبت می کردم هنوز آتش مهار نشده بود، گویا صبح روز شنبه آتش سوزی خاتمه پیدا کرده یعنی تونسته بودند آتش رو خاموش کنند. عکس *کلی با سریال دایی جان ناپلئون خندیدم خصوصن...
-
***
سهشنبه 15 تیرماه سال 1395 14:14
پرده را برداریم : بگذاریم که احساس هوایی بخورد. بگذاریم بلوغ ، زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند. بگذاریم غریزه پی بازی برود کفش ها را بکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد. بگذاریم که تنهایی آواز بخواند.چیز بنویسد.به خیابان برود. ساده باشیم. ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت. بنظرم هر ایرانی باید یک...
-
پدر/ مادر/ فرزند
دوشنبه 14 تیرماه سال 1395 13:05
چند روزی میشه که پدر زنداداشم به رحمت خدا رفته و خانواده شون هم درگیر مراسم هستند. رَستا دختر 10 ماهه برادرم هی دست به دست دوست و فامیل و آشنا می چرخه تا مادرش به کار های مراسم برسه. این چند روز رَستا خاب درست و درمونی نداره. از اونجایی که رابطه ی خوبی با من داره هر بار که از سر کار بر می گردم با خاهرم میریم دنبالش و...
-
کابوس
یکشنبه 13 تیرماه سال 1395 13:31
شاید برایتان پیش آمده باشد کابوس یک چیزی مدتها گریبانتان را گرفته و مثل بختک بهتان چسبیده باشد و هر کاری می کنید تا بدان رفاقت کنید لعنتی جا خالی می دهد و آن می شود عذاب هر روز تان. بعد به خود یادآوری می کنید که مشکلی دارید یا از هوش کافی برخوردار نیستید خصوصن زمانی که اطرافیان مربوطه هم با شما همراه و همپا نباشند و...
-
آخر هفته خوبی داشته باشید.
پنجشنبه 10 تیرماه سال 1395 15:15
کتاب/ میچ آلبوم میشه گفت میچ آلبوم استاد نگه داشتن شخصیتهاش مابین مرگ و زندگی و رویا رویی شون با زندگی و گذشته و کارهاشونه. 5کتاب" نفری که در بهشت ملاقات می کنید" اثری زیبا از میچ آلبومِ که به تازگی خوندنش رو تموم کردم. ادی 83 ساله در میان مرگ و زندگی با 5 نفر از کسانی که در مرگشون تاثیر داشته روبرو میشه....
-
بَمو، گلستان، ماسال و ...
یکشنبه 6 تیرماه سال 1395 13:45
من سال 86 با یک گروه محیط زیستی رفتم پارک ملی بمو . یک منطقه وسیع با کلی حیوان توی منطقه ی حفاظت شده و تعداد کمی محیط بان. محیط بانان اجازه ندادن ما از ماشین پیاده بشیم دلیل شون هم ترس حیوانات از حضور ما بود. خب ما هم از دور شاهد زیبایی های مرال و آهو و .... شدیم. محیط بانان از اون پارک مثل حریم خودشون محافظت می...
-
درسهای خوب زندگی
سهشنبه 1 تیرماه سال 1395 15:05
- در نبرد علیه زندگی، همیشه زندگی برنده خواهد شد. - از خودم می پرسیم: بدترین اتفاقی که ممکن است برایمان پیش بیاید چیست؟ مطرح کردن این سوال یک برخورد منفی نیست بلکه راهی برای ارزیابی میزان تعهد و مسولیت ماست. با این طرز تفکر ترسهای مبهم خود را به احتمالات روشن تبدیل می کنیم تا استقبال خطر برای مان هیجان انگیز و خوشایند...
-
بهار هم تمام شد
دوشنبه 31 خردادماه سال 1395 15:15
امروز آخرین روز بهار است، آخرین روز بهار گرمِ 95 به شما خنک، مهربان، دوست داشتنی و با عشق و آرامش بگذرد. الاهی آمین
-
و بهار اتفاقی نیست
پنجشنبه 27 خردادماه سال 1395 09:30
گلِ انار- از باغ همسایه- عکس از خودم- بهار 95 من اناری را می کنم دانه به دل می گویم خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود
-
رساله درباره نادر فارابی
چهارشنبه 26 خردادماه سال 1395 11:16
"کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و می شد رفت و پشت آن ایستاد. کاش دنیا درِ خروجی داشت که میشد از آن بیرون زد و رفت توی حیاط پشتی آن دراز کشید و خوابید و یا در بی خیالی محض دست ها را توی جیب گذاشت و سوت زد و یا در تنهایی مطلق نشست و سیگار کشید و قهوه خورد. کاش میشد دنیا را منظورم این است همه دنیا را، همه دنیا...
-
از هر دری
شنبه 22 خردادماه سال 1395 14:21
1- ما که خدا نیستیم دیگران رو به خاطر کار هایی که باعث شده به خودشون آسیب بزنن نه به دیگری، مجازات کنیم. قانون طبیعت رو زیر سوال نبریم. 2- محمد علی کلی چقدر با احترام بین بزرگان دنیا و مردم تشییع شد. کاش برای هنرمندان، ورزشکاران و آدمهای تاثیرگذار مملکت مون ارزش قایل باشیم و تا وقتی هستند دوستشون بداریم.خدا حبیب رو...
-
دکل برق اضطراری
پنجشنبه 20 خردادماه سال 1395 13:57
داشتم عکسامو نگاه می کردم از تو گوشیم ، یه عکس بود مال تولد 28 سالگیم که فقط همون باقی مونده از همون شب . برای 28 سالگیم یه تولد گرفته بودم در حد عروسی. دو مدل غذا برای شام و انواع تنقلات و یه کیک بزرگ تهیه دیده بودم. اولین سالی بود که یه شغل رسمی و یه حقوق خوب داشتم و بالاخره هیچی کم نزاشتم و کلی بریز و بپاش کردم ....
-
سلام زندگی/پست ثابت
سهشنبه 18 خردادماه سال 1395 09:23
این نوشته می گوید می توانیم در کار خوبی سهیم باشیم که پاداشش آینده ای خوب را برای انسانی خوب رقم خاهد زد خصوصن دراین روز ها که قرار است سفره ها رنگین تر و مجالس پربار تر و اخلاقیات شایسته تر باشد. یادمان باشد انرژی های خوبمان در خانه، شهر، کشور و جهان حتمن تاثیرگذار است پس خوبی را از هم دریغ نکنیم. + سایت بنیاد کودک