-
حامی هم باشیم. پشت پا زدن سودی نداره ...
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1394 13:45
- وقتی پانیدا توی مرحله ی ابتدایی برنامه ی اس.تیج قبول شد آفرین گفتم به داور ها برای انتخابشون. از شنیدن صداش بسیار لذت بردم و صدای لطیف و آماده ای داشت چون خودش گفت که یکساله داره به طور حرفه ای کار می کنه. وقتی اشارات نظر رو خوند بدجور به دلم نشست خوندنش.( البته که پانیدا یه شرکت کننده ی حاضر و آماده برای گروه بابک...
-
...
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1394 09:17
من عاشق جنگل و دشت و طبیعت و درختم اما درختان بدون برگ یک زیبایی دیگه ای دارند ...
-
سه شنبه ها با موری
سهشنبه 6 بهمنماه سال 1394 08:32
می دانی؟ همه می دانند روزی خواهند مرد اما کسی این را باور نمی کند. اگر باور می کردیم رفتارمان را تغییر می دادیم. راه بهترش این است که بدانی روزی می میری و برای این مردن آماده باشی. این گونه بهتر می توانی تا روزی که زنده هستی درگیر زندگی باشی. اگر بپذیری که هر لحظه امکان دارد بمیری به این اندازه مشتاق و جاه طلب نمی...
-
کارِ دست
دوشنبه 5 بهمنماه سال 1394 11:35
یک روز مرخصی و درست کردن کار های دستی ست جا کلیدی به شکل کوله پشتی و کیف گردنی با چرم
-
دل خوشی ها کم نیست
شنبه 3 بهمنماه سال 1394 15:40
دیروز بعد مدتها زدیم به دل طبیعت، زمان کوتاه بود و هوا زود تاریک شد اما محیط آرام و پر بود از صدای آبی که انگار رد می شد تا آرامش کسی رو بهم نزنه. خاهرک آتیش روشن کرد و چای خوردیم و تخمه و آلوچه ی خشک. توی راه با صدای بلند خاندیم و رقصیدیم و جای شما خالی خوش گذروندیم. بعد شام هم دوباره زدیم به خیابانهای رشت تا در شهر...
-
و در آغاز کلمه بود
سهشنبه 29 دیماه سال 1394 15:20
امروز همکاری که اصلن ندیدمش و فقط چند بار باهاش تلفنی صحبت کردم وقتی کارش رو راه انداختم با لحن بسیار بسیار صمیمی بهم گفت: امیدوارم مهر خداوندی همیشه شامل حالتون بشه" واقعن این حرفش بهم چسبید. تا ده دقیقه در سکوت داشتم این جمله شو با جان و دل می بلعیدم. واقعن که با کلمات میشه جملات خوش ترکیب گفت و خودمون و دیگران...
-
همِ نامربوط
یکشنبه 27 دیماه سال 1394 12:21
روزنامه ابتکار تیتر زده: "تحریم ها هم رفت" آن "هم" وسط تیتر خیلی آدم را اذیت می کند ...
-
سه گانه ی مهربانی
یکشنبه 27 دیماه سال 1394 09:27
کاش روی دیوار مهربانی کمی شعور آداب معاشرت احترام به حقوق دیگری آویزان می کردند و در قفسه ی مهربانی کمی آبرو فکر پشتکار می گذاشتند و چاشنی یخچال مهربانی کمی صداقت شجاعت یکرنگی بود...
-
خونه خوبه خونه
پنجشنبه 24 دیماه سال 1394 13:00
خیلی دردناک است آدم خانه داشته باشد اما در خانه اش جایی نداشته باشد...
-
از نوشته های دیگران
دوشنبه 21 دیماه سال 1394 12:12
1- خرمالوی سیاه/ مرد = زن؟! 2- نیکولا/ مسافرین محترم بپایید نمیرید... 3- یک پزشک/ آیا می دانید رنگ سال چگونه تعیین می شود؟ 4- این برنامه صدبرگ که هر شب ساعت 23 از شبکه 4 سیما پخش می شود خیلی خوب است.
-
چرخه ی زندگی
پنجشنبه 17 دیماه سال 1394 15:28
منبع: اینجا و اینجا
-
ما برای اینکه ایران خانه خوبان شود خون دلها خورده ایم
پنجشنبه 17 دیماه سال 1394 10:56
+ برای نمایندگی های خدمات پس از فروش تو ایران پوستر فرستادیم تا قطعات مورد نیاز کارشون رو از شرکت ما خریداری کنند. دیروز یکی از نمایندگان از یه استانی تماس گرفت و سراسیمه گفت دو تا دونه پوستر برام فرستادین چرا اینقدر هزینه ش زیاد شده؟ بهش گفتم که مامور پستی که این پاکت رو براتون آورده نبایستی ازتون مبلغی رو دریافت کنه...
-
چای سبز
چهارشنبه 16 دیماه سال 1394 12:00
قبلن ها اصلن چای سبز نمی دونستم چیه با اینکه خاهرم همیشه یک لیوان تو دستش بود و داشت نوش جان می کرد تا اینکه یکی از همکارام وقتی از چین برگشت بعنوان سوغات، چای سبز برامون آورد. بردم خونه و خاهرم وقتی خورد خیلی از طعم و مزه ش تعریف کرد. بطبع منم کنجکاو شدم ببینم اصلن این چای سبز چای سبز چیه که ملت همش می خورن و ازون...
-
واقعیت دارد
سهشنبه 15 دیماه سال 1394 10:35
از کشور های دیگر خبر ندارم اما ایران کشوری ست که سالها در آن آبرو و اعتبار جمع می کنی به ناگاه یک شبه از دستشان می دهی...
-
کلیشه ایه اما کاغذ زباله نیست...
دوشنبه 14 دیماه سال 1394 15:36
همیشه و همه جا با افتخار گفتم که بنده بهمراه دوستانم در سال 86 بعنوان نماینده یک N.G.O در رشت تونستیم 25 روستای استان گیلان رو درزمینه تفکیک زباله و بازیافت مواد خشک و تر آموزش بدیم و به چشم خودمون هم بازخوردش رو در خیلی از دبستانها و روستا ها شاهد بودیم. درست بعد ازکمتر از5 سال از آموزش و با تاکید به دهیاران جهت به...
-
بهترین حس دنیا
چهارشنبه 2 دیماه سال 1394 09:35
هوا آفتابی باشه و دماش 15 درجه و آسمان آبی و با ابر های تکه تکه و چشم نواز کاکتوسات جوونه زده باشن فلک دست به دست هم بدن تا یه روز خوب داشته باشی و سامی بیگی بخونه بالایی بالا/ انگار تو ابرا/ حسی که دارم/ بهترین حس دنیا
-
پاییز.............
دوشنبه 30 آذرماه سال 1394 15:51
خداحافظ پاییز زمستانی بشدت سرد خداحافظ تا سال بعد
-
قصه های رخشان بنی اعتماد
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 15:35
چند سالی میشه که از دیدن فیلمهای خوب ایرانی بنا به دلایلی محرومیم و هرازگاهی یک کارگردان با یک فیلمنامه ی قوی و بازیگرای حرفه ای جانی دوباره به سینما های ایران می بخشه و میشه همچنان امیدوار بود که هنر هفتم ایرانی نفسی میکشه... قصه های رخشان بنی اعتماد رو از دست ندید اگه سایر آثار این کارگردان بزرگ سینمای ایران رو دیده...
-
زندگی همین امروزه
یکشنبه 15 آذرماه سال 1394 08:46
سر صبحی به خودم قول دادم فقط و فقط به آدمهای خوب اتفاق های خوب فکر های خوب سلامتی خوشبختی حرفهای قشنگ صدا های قشنگ آرزو های قشنگ فکر کنم چون زندگی اجبار قشنگیه که باید امتحان داده شده رو خوب پس داد ...
-
زندگی های بسیار خوب
سهشنبه 10 آذرماه سال 1394 12:51
نویسنده: جی کی رولینگ مترجم: حسن عارفی نشر: کوله پشتی قیمت: 7000 تومان «زندگانی مثل یک داستان است: نه فقط به درازای آن، بلکه به شیرینی آن، این همان چیزی است که اهمیت دارد..» برای همه شما، زندگیهای بسیار خوبی را آرزو دارم. "جی .کی . رولینگ"
-
آنکور
دوشنبه 9 آذرماه سال 1394 20:02
نمی دونم فیلم رخساره رو دیدید یا نه. یک جایی از فیلم تینا (میترا حجار) به دوستش می گه استاد (محمد علی سپانلو) احتیاج به آنکور* داره تا دوباره سرپا شه. فکر می کنم هر کی برای اینکه سختی های زندگی رو تاب بیاره ونشکنه باید آنکوری برای زندگیش پیدا کنه... *آنکوردر روانشناسی یعنی انگیزه زندگی
-
زندگی ...
دوشنبه 9 آذرماه سال 1394 14:00
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود...
-
نمایشگاه کتاب/ فرهنگهای خوب/ حاج خانوم
سهشنبه 3 آذرماه سال 1394 14:22
پنجشنبه رفتم نمایشگاه کتاب رشت. اتفاقی رفته بودم و لیست کتابام همرام نبود. خیلی به ذهنم فشار آوردم تا چند تایی با اسم ناشر یادم بیاد. 8 کتاب سهراب سپهری رو از مدتها پیش میخاستم تهیه کنم که با تخفیف کمی تونستم بخرم. دوست داشتم جایی کسی منتظرم باشد از آنا گاوالدا/ زندگیهای بسیار خوب از جی کی رولینگ و پنج نفر که در بهشت...
-
رژیم
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 09:49
+ از شروع سال جدید 4 تا کار بزرگ انجام دادم که خیلی مدت بود از انجامشون طفره می رفتم یعنی وقت کافی برای اجراشون نداشتم وگرنه آدمی نیستم که کار ها را به تعویق بندازم. دو روز پیش رفتم دکتر تغذیه. از مدتها بود می خاستم وزنم رو کم کنم. اسفند 93 که باشگام تموم شد عملن این 7 ماه رو نتونستم برم باشگاه و در نتیجه کلی اضافه...
-
هَستَمِت
دوشنبه 11 آبانماه سال 1394 10:01
کار خوب، خوب است فرقی هم نمی کند ایده اش از کجا آمده. مهم این است به بشریت سود و منفعت و مهربانی برساند... اول اینجا را بخانید و بعد مشارکت کنید. این جمله از مادر ترزا رو بشدت دوست دارم: "خدا از ما انتظار کار های بزرگ ندارد اما می خاهد کارهای کوچک را با عشقی بزرگ انجام دهیم."
-
گریز دلپذیر
شنبه 9 آبانماه سال 1394 12:18
از روزی که کتاب رو خریدم و شروع کردم به خوندن، همش مهمون می اومد و من نمی تونستم تمرکز کنم سر خوندنش اما دیروز با اینکه مهمون اومد شاخ غول رو شکستم و تمومش کردم. کتاب ساده شروع میشه، با تعریفهای "گرانس" ساده ادامه پیدا می کنه و انتهایی درخشان برای شخصیتهای داستان داره. گرانس، سیمون، لولا و ونسان 4 خاهر و...
-
شماره تماسهای ضروری
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1394 18:18
در یک روز گرم تابستان پدرشوهر خاهر بنده در آسانسور ساختمانشون گیر می کنند. همسایه های محترم درین گرما گویا حسابی آمپر سوزانده بودن، نمی دونستن چطوری این بنده ی خدا رو نجات بدن؟؟؟؟؟ تماس می گیرن با نصاب آسانسور و ایشون می فرمایند بیرون از شهر هستند دیر می رسن. به هر حال هر کی یه چیزی می گه و حرفی میزنه و راهکاری ارایه...
-
115
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1394 14:31
دیشب اتفاقی زدم شبکه یک رامبد جوان اومد و گفت: "من رامبد جوان هستم. مواظب مغزتون باشید تا سکته نکنه. اگه اختلال تو گفتارتون پیدا کردید یا دچار فلج ناگهانی دست یا صورتتون شُدید با 115 تماس بگیرین." و بدین گونه بود به خودم و تلویزیون می.لی مون بالیدم که داره گاماس گاماس نکات آموزشی به ملت آموزش میده. نگذارید...
-
لقمه اندازه دهان
دوشنبه 27 مهرماه سال 1394 15:51
بعضی ها لقمه های خیلی بزرگی برمیدارن تو زندگی که از دهانشون می زنه بیرون و یا تو گلوشون گیر میکنه و خیلی اعتماد بنفس کاذب هم دارن و فکر می کنن که خیلی قدرتمندن... اما بعضی ها از ترس تاکید می کنم از ترس لقمه رو برنمیدارن که مبادا نتونن از پس خوردنش بربیان و نهایتن تا عمر دارن در حسرت لقمه های از دست داده شون باید باشن....
-
یک 5 شنبه آرام بهمراه باران ریزریز شاعرانه
پنجشنبه 23 مهرماه سال 1394 15:06
روز تولدم انتظار نداشتم شماره ی یکسری ها روی گوشیم ظاهر بشه یعنی اصلن تولدم یادشون بوده باشه اما سورپرایز شدم واقعن. منتظر تماس خیلیها بودم حتا تا آخر شب اما زنگ نزدند که نزدند. بعد یادم افتاد همیشه سعی می کنم اولین نفری باشم که به عزیزانم تبریک بگم تولدشون و یا هر اتفاقی رو و با سلیقه و وسواس خاصی براشون هدیه تهیه می...