-
صبر به انسان قدرت می دهد
شنبه 17 مردادماه سال 1394 15:37
امروز دمِ ظهری برای یه موضوعی خیلی ناراحت بودم. ایمیلمو که باز کردم دیدم جمله ی پایین برام فرستاده شده. صبر به انسان قدرت میدهد صبر به معنای انفعال و اقدام نکردن نیست بلکه به معنای انتظار کشیدن برای زمان درست است تا یک تصمیم درست به شکلی درست انجام شود فولتون شین
-
نیمه ی مرداد، دو روز بیشتر
شنبه 17 مردادماه سال 1394 10:55
اول هفته ست و اتفاقات جدیدی توراهه. هفته ی قبل اتفاقات ریز و درشتی افتاد و کلی بالا و پایین داشتیم. برادر همکارم بعد از 9 ماه بیماری و مباره با سرطان درگذشت. حال همه ی ما بد بود. ازینکه دیدیم آدمی کلی هدف و انگیزه توی زندگی داره و مفیدِ برای جامعه ی خودش باید خیلی زود و در سن 44 سالگی اونم با سرطان لعنتی از دنیا بره....
-
مرسی خدا جان
سهشنبه 13 مردادماه سال 1394 10:42
ازاینکه زنده هستم ازینکه سعی می کنم هر روز انسان بهتری شوم ازینکه دارایی های مادی و معنوی و جسمی و شغلی و ... دارم ازینکه مایه ی عذاب و دردسر کسی نیستم ازینکه خوشبختم به روش و مرام خودم خوشحالم. خدایا این خوشیها را از من نگیر ... مثلن رفیق جانم نادیا الان با زنگ زدنش کلی خوشحالم کرد. مرسی خداجان. مرسی ازینکه هنوز در...
-
خوشی با چاشنی صداقت
پنجشنبه 8 مردادماه سال 1394 15:54
عکس خانوادگی دیوید بکهام در سالگرد ازدواجشان من عاشق این عکس شدم خصوصن دختر کوچیک بکهام. خداییش آدم میخاد بزاد باید منطقی بزاد. مثلن چطور؟ مثلن اینطور که وضع مالی خانواده عالی، وضع تربیتی در حد منطقی. به طور مثال پسر بزرگه بکهام، بروکلین رفته مک دونالد پیشخدمت شده (البته اگه اشتباه نکنم) تا هم مسوولیت پذیر باشه و هم...
-
نوشتن
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1394 10:05
ظهر تابستان است سایه ها می دانند که چه تابستانی است... اول فیلم "گتسبی بزرگ" وقتی توبی مک گوایر پیش روانپزشکه و داره براش حرف میزنه و ازش راه حل میخاد، روانپزشک بهش میگه هر چی میخای بنویس، هیچکس نمی خونتش که. واقعیت اینه که نوشتن یه راه حل خیلی خوب برای از بین بردن استرس و مشکلات روزمره است. با نوشتن آدم...
-
و این تابستان گرم
دوشنبه 22 تیرماه سال 1394 10:27
عصر یک پنجشنبه ی گرم در یک اتاق خنک مشغول دیدن فیلم مودیلیانی شدم. صحنه ی ابتدایی فیلم با شور و شعف و رقص و آواز در یک بار و آن سمت بار ژان با چشمان گریان بهمراه پدر و نوزادش که منتظر مودیلیانی هستند، شروع میشه. "اندی گارسیا" در نقش مودیلیانی با اون چهره ی سرد و واکنشهای دوست داشتنیش در برابر پابلو پیکاسو...
-
تعطیلات
سهشنبه 16 تیرماه سال 1394 10:48
زندگی یک نمایشنامه ی بزرگ است و تو باید بازیگر آن باشی اما اگر نبودی، به جای نقد دیگران به تماشای بازی آنها بنشین چرا که نقد کار کسانی است که استعداد عمل ندارند... صبحها شش و خورده ای از خاب بیدار میشم و تا هفت دم سرویس هستم تا بریم شرکت. توی شرکت هم معمولن کار های روتین انجام میشه و تا برسم خونه و بتونم شرایط بدنی رو...
-
با هم میشه مثل ماه درخشید
شنبه 13 تیرماه سال 1394 15:10
شبها کلی میخندیم. مرسی محسن تنابنده. مرسی همه ی عوامل پایتخت. زنده باشید... ما با هم و در کنار هم یاد میگیریم فرهنگ مملکت مون رو بسازیم. مرسی ازینکه اینقدر با انرژی و با انگیزه هستید. دست مریزاد/ عکسهای بیشتر برای سلامتی این دو عزیز دعا کنید. بهنام صفوی و غلامرضا صنعتگر این روز ها دارند با بیماری مبارزه می کنند....
-
بسیار سفر باید ....
پنجشنبه 11 تیرماه سال 1394 14:41
یک روز کامل رو مرخصی گرفتم تا بتونم به کار های عقب مونده م برسم و وای که چقدر نیاز داشتم به این یک روز. بعد از مدتها چکابم رو انجام دادم و رفتم سمت کتابفروشی. همونطور که داشتم طبقه ی کتابها رو وارسی میکردم چشمم خورد به کتاب "مارکو پلو" از منصور ضابطیان مجری با سواد و با سابقه ی تلویزیون. کتاب رو بدون تعلل...
-
آدمهای خوب زندگی من
شنبه 30 خردادماه سال 1394 11:00
وقتی این پست رو نوشتم نادیا پیشنهاد داد تا هر کی می تونه بنویسه که آدم تاثیر گذار زندگیش کی بوده و هست و چقدر روی زندگی که الان داره تاثیر گذاشته. خب پیشنهادش رو به فال نیک گرفتم و از پستی که خودش آغازشگرش بوده و استارتش رو زده منم شروع کردم به نوشتن در مورد آدمهای تاثیر گذار زندگیم. 1- به قول نادیا خانواده ی آدم هر...
-
سیاه یا سپید؟
چهارشنبه 27 خردادماه سال 1394 15:38
در سرزمین ما، ملت یا خوبند یا بد آنهم از نوع مطلقش. حد میانه هم ندارد.
-
بعضی ها
چهارشنبه 27 خردادماه سال 1394 09:19
بعضی از آدمها وجودشان در زندگی نعمت است. اگر از زندگی حذف شوند، یکجای زندگی مان می لنگد. انگاری پایمان تاول می زند از شدت حمل بار زیاد اما با این آدمها، توانمان بیشتر می شود و روحیه مان افزون تر. این آدمها که نباشند، زندگی یک خلا را تجربه می کند، یک پوچی را می گذراند. انگاری بدون این آدمها ما هیچیم. آنها که نباشند...
-
در دنیای تو ساعت چند است؟
سهشنبه 26 خردادماه سال 1394 14:56
وقتی گیله گُل ابتهاج وارد ترمینال رشت شد و فرهاد خودش را به او معرفی کرد بایستی منتظر یک عاشقانه ی قدیمی و یکطرفه باشی که این سالها فرهاد به تنهایی به دوش کشیده و گیله گل بیخبر از همه جا یکهو می افتد وسطش تا او هم این سالها را کمی زندگی کند. حوا خانوم مادر گیله گل در نبود دخترش سالهای آخر زندگیش را در کنار فرهاد که...
-
....
یکشنبه 24 خردادماه سال 1394 09:42
چند ماهی میشه 17 هر ماه به مناسبت ماهگرد تولدم یه هدیه کوچیک برای خودم میخرم. 17 خرداد یه کیک کوچیک کاکائویی با طعم رویایی و دو تا کتاب هدیه م بود و دلخوشیم. ماه هفت شب بهاره رهنما با قلمی بسیار دلنشین و روان نوشته شده و وقتی شروع میکنی به خاندنش نمی تونی بزاری زمین کتاب رو. این کتاب 10 سال وب نوشت خانم رهنماست....
-
مادر
پنجشنبه 21 خردادماه سال 1394 09:43
مربای بِه را با قاشق ریختم توی نان و با ولع تمام نشدنی به دندان کشیدم. پشت سرش چای تازه دم را هم چاشنی این خوردنی دوست داشتنی کردم. یاد مامان افتادم که چقدر بِه دوست داشت. نه سال زمان کمی ست با مادر بودن اما همینکه چند سالش را به خاطر دارم خودش بهترین یادگاری ست. مامان وقتی مُرد من فقط نه سالم بود. هنوز هوای کودکی در...
-
ترس
شنبه 9 خردادماه سال 1394 14:57
ترس باعث می شود آدم در زندگی دست به خیلی کار ها نزند. پس یا می نشیند غصه می خورد یا نق می زند و بر بخت بدش لعنت می فرستد یا دعا می کند تا گره ی کار باز شود اما تنها کاری که نمی کند تلاش کردن برای رسیدن به هدف مورد نظر است.
-
با بهترین آدمها همنشین شو
چهارشنبه 6 خردادماه سال 1394 15:24
می دونی وقتی با آدمای موفق تر از خودت معاشرت کنی چی میشه: چی میشه؟ چند تا چیز اتفاق میفته. اول از همه ازشون چیز یاد میگیری و انواع و اقسام اطلاعات جدید به سمت تو سرازیر میشه. اطلاعاتی درباره ی دنیا، کار و این که چطور روابطتت رو گسترش بدی. دوم اینکه با شبکه ی گسترده ی جدیدی مرتبط میشی. دوستان اونا دوستان تو هم می شن....
-
اسپند روی آتیش
چهارشنبه 6 خردادماه سال 1394 10:57
جمعه بود و هوا خنک و منزل در سکوتی دوست داشتنی و من بعد از درست کردن ناهار، اسپندی دود کردم و ولش کردم به امان خدا و رفتم گلاب به رو. بعد از بیرون از آمدن از محل نامبرده، دیدم یکی سراسیمه و با داد و فریاد خاهر بینوای منو صدا می کنه که ای فلانی بیا خونه تون آتش گرفته. کجایین شما؟ من ازونجایی که فکر کردم یکی بهمون حمله...
-
سحر ندارد این شب تار
سهشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1394 11:23
اردیبهشت ماه که شد تصمیم گرفتم حداقل بتونم روزی دو تا پست بگذارم. هر روز "یادداشت جدید" رو باز می کردم و زُل می زدم بهش و بعد از مدت طولانی بدون نوشتن می بستمش. این مدت اتفاقات زیادی افتاد و تصمیمات جدی گرفته شد. فکر می کنم بزرگتر شدم. اصلن خاصیت جریانات زندگیه که باعث میشه آدم تغییر کنه و پرت بشه به سمتی که...
-
سکوت
چهارشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1394 09:57
فقط گاهی باید سکوت کرد تا صدای خوشبختی را شنید ... همین
-
خاندن یک کتاب خوب در اردیبهشت زیبا
یکشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1394 11:30
در جریان سرشماری نفوس و مسکن، یکی از دوستان که مامور سرشماری بود گذرش به منزل یکی از شاعران مشهور معاصر افتاده بود. وقتی از همسر آن شاعر شغلش را سوال کرده بود، جواب داده بود: شاعر آن مامور سرشماری گفته بود: یعنی بیکارن؟؟؟؟؟؟؟ برگرفته از کتاب ضد حالات نوشته ی سعید بیابانکی انتشارات مروارید...
-
سبد حصیری
دوشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1394 09:44
رفتم برای قلمهای آواره ی روی میزم قلمدان بخرم. وارد یه مغازه شدم که فقط کارش فروش سفال بود. در حال انتخاب کردن قلمدان بودم که صاحب مغازه وارد شد و من رو به طرف نمایشگاهش راهنمایی کرد. یه سالن بزرگ که پر بود از انواع سفال و صنایع دستی. وقتی این منظره رو دیدم بنا به عادت همیشگی جیغ جیغ کردم و کلی ابراز خوشحالی نمودم که...
-
آی انبه انبه انبه
یکشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1394 12:12
رییس جمهور ونزوئلا رفته بود بازدید عمومی که خانومی یک انبه طرفش پرتاب می کنه. آقای رییس جمهور وقتی انبه رو بر می داره می بینه روش نوشته: بمن زنگ بزن . از قضا آقای رییس جمهور شماره رو میده تا پیگیری کنن ببینن این خانوم چی میگه. خانومه هم میگه من مشکل مسکن دارم. آقای رییس جمهور در یک برنامه زنده ی تلویزیونی قول مساعد...
-
اردیبهشت زیبا سلام
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1394 09:59
بهار همه چیزش قشنگ است بارانش بادش شکوفه هایش آفتابش چهچه ی پرندگانش خنده ی مردمانش و اردیبهشت دلنشینش اردیبهشت بر شما شاد و مهربان
-
خداحافظ گیلبرت
دوشنبه 31 فروردینماه سال 1394 11:07
جمعه شب که میشد شبکه ی 4 فیلم سینمایی داشت که داداشم دو دستی می چسبید به تلویزیون اما من همیشه باهاش سر شبکه ی یک که قرار بود رویای سبز بده مشکل داشتم حتا کار به دعوا هم میکشید. اگه روزایی که صبحی بودم باز میشد تکرارش رو دید اما هفته های بعدازظهری ساعت سه موقع تکرارش توی مدرسه غمی بزرگ می نشست تو دلم. آن شرلی همیشه لج...
-
یک روز خوب در موزه میراث روستایی
یکشنبه 30 فروردینماه سال 1394 15:15
-
فتوشاپ!!!!!! جلل الخالق
یکشنبه 30 فروردینماه سال 1394 12:07
یادمه وقتی گوشی دوربین دار اومده بود تو بازار، خیلی طرفدار داشت و کلن یه مورد شگفت انگیز بود و خیلیها رو به وجد آورده بود. خیلیها دوست داشتن از طریقش حیثیت ملت رو بفرستن رو هوا و در نهایت یه چیز نو بود، هر جایی هر اتفاقی که می افتاد، خیلیها دست به دوربین می شدند تا حادثه رو به تصویر بکشن تا درس عبرتی بشه برای همگان یا...
-
استراحت مطلق
شنبه 29 فروردینماه سال 1394 12:40
وقتی اسم کاهانی بعنوان کارگردان روی یک فیلم باشه، میشه تضمین کرد ساعات سپری شده و پول بلیط سینماتون به هدر نمیره. استراحت مطلق جدیدترین فیلم کاهانی فیلمی که اجازه حضور در جشنواره رو نداشت با مرگ سمیرا (ترانه علیدوستی) آغاز میشه. زندگی های معمولی همراه با خشونت های آشکار و پنهان در جامعه که توسط آدمهای الکی متعصب و...
-
شام به سَبک فَرَنگی
پنجشنبه 27 فروردینماه سال 1394 09:52
شام دعوت بودیم خانه ی یکی از دوستانمان. مامانش که هم از دوستمان بحساب می آید و یک پای ثابتش فرنگ است، برایمان خوراک فرنگی آماده کرده بود. سر میز، چاقو و چنگال و قاشق و دستمال و ظرف مخصوص و هزار تا کوفت و زهرمار دست و پاگیر دیگر علاوه بر آن خوراک عجق وجقش گذاشته بود حتا بدون تکه ای نان. ما گیلانی جماعت یک عادت داریم...
-
امید به زندگی یا ...
چهارشنبه 26 فروردینماه سال 1394 13:06
وقتی هیلاری کلینتون 67 ساله رسمن کاندیداتوری خودش رو برای ریاست جمهوری امریکا اعلام کرد، فکرم کمی مشغول این مسله شد که تو مملکت ما خانومای 50 به بالا قبر هم برای خودشون خریدن و منتظر اجلشون هستن ... والا