-
تولد یعنی نو شدن
جمعه 17 مهرماه سال 1394 08:00
من امروز 32 سالم شدم. عمر آدمی مثله برق و باد می گذره ....
-
یه روز خوب
پنجشنبه 16 مهرماه سال 1394 11:33
امروز را هر طوری که فکر می کنی حالت خوب میشود زندگی کن. این را کسی می گوید که پنجره ی اتاق کارش باز است. باد خنک و ملایم می وزد و صدای خوردن برگ درختان بهم یک سمفونی به راه انداخته. کاج مطبقش از فرسودگی نجات پیدا کرده و دارد برگهای جدید در می آورد. چای تازه دم گذاشته روبرویش و میخاهد با پای سیب بخورد و برای بعد از...
-
من به آمار زمین مشکوکم
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1394 15:37
من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟ اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا اینهمه دلها تنهاست بیخودی می گویند هیچکس تنها نیست چه کسی تنها نیست؟ همه از هم دورند همه در جمع ولی تنهایند من که در تردیدم تو چطور؟ نکند هیچکسی اینجا نیست... "سهراب سپهری" - هوا گرفته ست و انگاری میخاد بارون بیاد اما دلیل بیشتر ابری بودنش به...
-
17 ساعت و خورده ای از پاییز
چهارشنبه 1 مهرماه سال 1394 17:10
فکر نمی کردم اولین روز پاییز اضافه کار بمونم .... اما هدست تو گوشمه دارم با این آهنگ اضافه کار رو نوش جان می کنم ...
-
پاییز رنگی رنگی
سهشنبه 31 شهریورماه سال 1394 15:12
به چشم زدنی سه ماه تابستان هم گذشت و از امروز یکساعت زودتر آسمان خدا تاریک میشه و برای قدم زدن بعد از کار بایدمیهمان نور های چراغ در خیابانهای شهر باشم. از شور و هیجان مردم برای خرید کیف و لباس و دفتر که بگذریم میرسیم به "روز بدون خوردرو "که بیلبوردش رو سر صبحی توی خیابون دیدم. واقعن امروز یکی از شلوغ ترین...
-
14 سال پیش سریالی بود برای خودش دوران سرکشی
دوشنبه 30 شهریورماه سال 1394 15:50
اوصیکم دیدن سریال "دوران سرکشی" کمال تبریزی نام سریال: دوران سرکشی کارگردان: کمال تبریزی بازیگران: لادن مستوفی/ عاطفه نوری ساعت پخش: 7/30 هر شب از شبکه آی فیلم فارسی سال تولید: 1380
-
؟ و !
چهارشنبه 25 شهریورماه سال 1394 14:41
دارد باران می بارد و دارم چارتار گوش می دهم. آرمان گشتاسبی می خواند: " بی تو بی شب افروزی ماندنت بی تب تند پیراهنت شک نکن من که هیچ آسمان هم زمین می خورد... " به این فکر می کنم چقدر زیاد رویا می بافیم و چقدر کم به حقیقت می پیوندد. بعد یاد این جمله می افتم که چند روز پیش جایی خانده بودمش: " گاهی وقتها...
-
خدایا بنازم به خلقتت
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1394 15:15
نمی دونم فیلم "دایره زنگی" اصغر فرهادی رو دیدید یانه. یک جایی از فیلم شریفی نیا میره برای سفرشون گوسفند بخره. گوسفند فروش یه آب معدنی بزرگ رو به خورد گوسفنده میده و بعد وزنش می کنه. همزمان با گفتن مبلغ، گوسفنده میشاشه. شریفی نیا میگه دوباره وزنش کن. گوسفند فروش میگه: چرا؟؟؟؟؟؟ شریفی نیا میگه: اون الان نیم...
-
کفش چینی
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1394 12:38
این کفش رو قبل عید خریده بودم و جایی نداشتم که بپوشمش. برای همین گفتم سر کار پام کنم. چند بار پوشیدم دیدم انتهای سمت راستش پاره شده. خیلی هم پارگی ش ضایع بود. هیچی دیگه یه کاغذ کادو داشتم رنگ کفشم، یه تیکه چسبوندم از زیرش کمی از پارگیش گرفته شد .
-
لبخند
یکشنبه 22 شهریورماه سال 1394 09:37
این جمله خیلی قشنگه : "لبخند زبان مشترک تمام آدمهاست"
-
!!!!!!!!!!!!
شنبه 21 شهریورماه سال 1394 15:44
امروز همکارم شیرینی عروسی شو آورد و اون یکی همکارم خرمای چهلم برادرش رو. گاهی اوقات زندگی بدجور بیرحم میشه!!!!!!!!!!!
-
عروسی یا عزا مسله این است
پنجشنبه 19 شهریورماه سال 1394 13:13
دیشب عروسی یکی از همکارام بود که نرفتم. خداییش برام سخته آدمایی رو نمی شناسم کنارشون بشینم. همکارای خانوم هم که نمیخاستن بیان هیچکدوم، تازه زنونه و مردونه هم جدا بود. خب آدم یه جایی میره باید بهش خوش بگذره دیگه نه اینکه فقط ادای دین کرده باشه. هدیه ی عروسی همکارم محفوظه وقتی اومد بهش میدم حتمن. سر صبحی از یکی از...
-
قاضی
پنجشنبه 19 شهریورماه سال 1394 09:42
هنگ پالمر قاضی معروف پرونده های ثروتمندان بعد از شنیدن خبر مرگ مادرش سریع راهی شهر زندگیش میشه تا بتونه در مراسم خاک سپاری ش شرکت کنه. رابطه ی هنگ با پدرش زیاد خوب نیست و قاضی پالمر پدرش اون رو مقصر رفتار ها و بی مسوولیتهاش توی زندگیش می دونه. بعد از خاکسپاری مادر، هنگ تصمیم میگیره که به شهر خودش برگرده اما اتفاقی...
-
...
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 15:15
این عکس رو نمی دونم چه تاریخی گرفتم ولی می دونم که توی ماشین و دستم از پنجره اش بیرون بود که گرفتمش. الان دو روزه که این عکس رو گذاشتم رو دسکتاپ کامپیوتر محل کارم و همش نگاش می کنم. خداییش خیلی از ما توی زندگی مثله همین عکسه می مونیم که همش میخاییم با سرعت به همه چیز برسیم حتا اگه تار و تلخ و تاریک بشیم غافل از اینکه...
-
روزانه
شنبه 14 شهریورماه سال 1394 15:41
امروز شنبه است و اول هفته و من اولین روز هفته نمی دونم چرا غمگینم؟ دلیل خاصی هم نداره البته اگه ردیف کنم دلایلم رو می بینم تا حالا زیر خروار ها غم زنده بگور نشدم شانس آوردم اما من قانون "هر روز رو برای همون روز زندگی می کنم" رو دارم توی زندگیم اجرا می کنم. دیروز ساعت 11 بیدار شدم از خاب و نزدیک دو ساعت و...
-
غرور و تعصب
پنجشنبه 12 شهریورماه سال 1394 10:11
فکر می کنم بالای 50 بار این فیلم رو دیدم اما هر بار با ولع بیشتری نگاهش می کنم. نمی دونم بازی شخصیتهای این فیلمه که منو مجذوب می کنه یا جادوی کلمات و یا غرور و تعصبی که به عشق تبدیل میشه؟ نام فیلم: غرور و تعصب کارگردان: جو رایت بازیگران:کیرا نایتلی- متیو مک فادین محصول: 2005
-
گاهی اوقات برای آرامش خودت هم که شده باید بگویی: تا شقایق هست زندگی باید کرد
چهارشنبه 11 شهریورماه سال 1394 11:21
روز تشییع جنازه ی برادر همکارم خیلی حالم بد بود نه از گرما، نه از مرگ جوون، نه از بی وفایی دنیا که یه جایی آدم رو به حالت استُپ نگه میداره که باقیش رو باید خانواده اش تحمل کنن، به خاطر اندازه ای که خود آدم و اطرافیانش نمی دونن چقدره که به خاطرش رنج می کشن، جدال و کشمکش دارن با خودشون و دیگری، غصه می خورن، آه می کشن،...
-
پُست بارانی
سهشنبه 3 شهریورماه سال 1394 09:04
الان داره بارون میاد و با صداش آرومم می کنه، شادم می کنه، غمهامو کم می کنه براتون روز بارونی و آروم همراه با شادی آرزومندم...
-
خداحافظ مرداد 94
شنبه 31 مردادماه سال 1394 15:51
برگ اضافی تا به حال شده به رستورانی بروید و مثلاً یک غذای پلویی سفارش بدهید و بعد برای اینکه حسابی به خودتان حال بدهید یک کباب برگ اضافی هم برایتان بیاورند؟ اگر دو کتاب "مارک و پلو" و "مارک دو پلو" آن غذای اصلی باشند کتابی که در دست دارید همان "برگ اضافی" است! جملات بالا مقدمه ی کتاب...
-
تولدت مبارک نازنینم
یکشنبه 25 مردادماه سال 1394 08:31
نمی دانم که چه حکمتی دارد زندگی!!!!!!! قبل از آمدن هر چیز و هر کس کلی معادله می چینیم تا بتوانیم حلش کنیم غافل ازینکه بعضی از معادله ها را قرار نیست حل کنی باید زندگی شان کنی تا جوابی برایشان بیابی ... یک جمعه ی بسیار گرم تابستان مصادف با 23 مرداد آتشین، دختری کوچک در خاندان ما زاده شد معادل با 3کیلو 400 گرم. اول قرار...
-
صبر به انسان قدرت می دهد
شنبه 17 مردادماه سال 1394 15:37
امروز دمِ ظهری برای یه موضوعی خیلی ناراحت بودم. ایمیلمو که باز کردم دیدم جمله ی پایین برام فرستاده شده. صبر به انسان قدرت میدهد صبر به معنای انفعال و اقدام نکردن نیست بلکه به معنای انتظار کشیدن برای زمان درست است تا یک تصمیم درست به شکلی درست انجام شود فولتون شین
-
نیمه ی مرداد، دو روز بیشتر
شنبه 17 مردادماه سال 1394 10:55
اول هفته ست و اتفاقات جدیدی توراهه. هفته ی قبل اتفاقات ریز و درشتی افتاد و کلی بالا و پایین داشتیم. برادر همکارم بعد از 9 ماه بیماری و مباره با سرطان درگذشت. حال همه ی ما بد بود. ازینکه دیدیم آدمی کلی هدف و انگیزه توی زندگی داره و مفیدِ برای جامعه ی خودش باید خیلی زود و در سن 44 سالگی اونم با سرطان لعنتی از دنیا بره....
-
مرسی خدا جان
سهشنبه 13 مردادماه سال 1394 10:42
ازاینکه زنده هستم ازینکه سعی می کنم هر روز انسان بهتری شوم ازینکه دارایی های مادی و معنوی و جسمی و شغلی و ... دارم ازینکه مایه ی عذاب و دردسر کسی نیستم ازینکه خوشبختم به روش و مرام خودم خوشحالم. خدایا این خوشیها را از من نگیر ... مثلن رفیق جانم نادیا الان با زنگ زدنش کلی خوشحالم کرد. مرسی خداجان. مرسی ازینکه هنوز در...
-
خوشی با چاشنی صداقت
پنجشنبه 8 مردادماه سال 1394 15:54
عکس خانوادگی دیوید بکهام در سالگرد ازدواجشان من عاشق این عکس شدم خصوصن دختر کوچیک بکهام. خداییش آدم میخاد بزاد باید منطقی بزاد. مثلن چطور؟ مثلن اینطور که وضع مالی خانواده عالی، وضع تربیتی در حد منطقی. به طور مثال پسر بزرگه بکهام، بروکلین رفته مک دونالد پیشخدمت شده (البته اگه اشتباه نکنم) تا هم مسوولیت پذیر باشه و هم...
-
نوشتن
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1394 10:05
ظهر تابستان است سایه ها می دانند که چه تابستانی است... اول فیلم "گتسبی بزرگ" وقتی توبی مک گوایر پیش روانپزشکه و داره براش حرف میزنه و ازش راه حل میخاد، روانپزشک بهش میگه هر چی میخای بنویس، هیچکس نمی خونتش که. واقعیت اینه که نوشتن یه راه حل خیلی خوب برای از بین بردن استرس و مشکلات روزمره است. با نوشتن آدم...
-
و این تابستان گرم
دوشنبه 22 تیرماه سال 1394 10:27
عصر یک پنجشنبه ی گرم در یک اتاق خنک مشغول دیدن فیلم مودیلیانی شدم. صحنه ی ابتدایی فیلم با شور و شعف و رقص و آواز در یک بار و آن سمت بار ژان با چشمان گریان بهمراه پدر و نوزادش که منتظر مودیلیانی هستند، شروع میشه. "اندی گارسیا" در نقش مودیلیانی با اون چهره ی سرد و واکنشهای دوست داشتنیش در برابر پابلو پیکاسو...
-
تعطیلات
سهشنبه 16 تیرماه سال 1394 10:48
زندگی یک نمایشنامه ی بزرگ است و تو باید بازیگر آن باشی اما اگر نبودی، به جای نقد دیگران به تماشای بازی آنها بنشین چرا که نقد کار کسانی است که استعداد عمل ندارند... صبحها شش و خورده ای از خاب بیدار میشم و تا هفت دم سرویس هستم تا بریم شرکت. توی شرکت هم معمولن کار های روتین انجام میشه و تا برسم خونه و بتونم شرایط بدنی رو...
-
با هم میشه مثل ماه درخشید
شنبه 13 تیرماه سال 1394 15:10
شبها کلی میخندیم. مرسی محسن تنابنده. مرسی همه ی عوامل پایتخت. زنده باشید... ما با هم و در کنار هم یاد میگیریم فرهنگ مملکت مون رو بسازیم. مرسی ازینکه اینقدر با انرژی و با انگیزه هستید. دست مریزاد/ عکسهای بیشتر برای سلامتی این دو عزیز دعا کنید. بهنام صفوی و غلامرضا صنعتگر این روز ها دارند با بیماری مبارزه می کنند....
-
بسیار سفر باید ....
پنجشنبه 11 تیرماه سال 1394 14:41
یک روز کامل رو مرخصی گرفتم تا بتونم به کار های عقب مونده م برسم و وای که چقدر نیاز داشتم به این یک روز. بعد از مدتها چکابم رو انجام دادم و رفتم سمت کتابفروشی. همونطور که داشتم طبقه ی کتابها رو وارسی میکردم چشمم خورد به کتاب "مارکو پلو" از منصور ضابطیان مجری با سواد و با سابقه ی تلویزیون. کتاب رو بدون تعلل...
-
آدمهای خوب زندگی من
شنبه 30 خردادماه سال 1394 11:00
وقتی این پست رو نوشتم نادیا پیشنهاد داد تا هر کی می تونه بنویسه که آدم تاثیر گذار زندگیش کی بوده و هست و چقدر روی زندگی که الان داره تاثیر گذاشته. خب پیشنهادش رو به فال نیک گرفتم و از پستی که خودش آغازشگرش بوده و استارتش رو زده منم شروع کردم به نوشتن در مورد آدمهای تاثیر گذار زندگیم. 1- به قول نادیا خانواده ی آدم هر...