-
بالاتر از سیاهی
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1392 10:51
روزی که بنزین سهمیه بندی شد درست به یاد دارم. توی کلاس خبرنگاری منتظر باقی بچه ها بودیم تا از راه برسند و کلاس شروع بشه. طبق معمول آقا معلمون زودتر از ما سر کلاس حاضر بود و داشت برامون وضعیت رو شرح می داد که چه اتفاقی داره می افته تو کشور. گویا از شب قبلش ملت تو پمپهای بنزین بطری و چند لیتری آورده بودن تا از بنزین...
-
بعضی ها هستند ...
چهارشنبه 9 مردادماه سال 1392 12:10
بعضی ها هستند وجودشان آنچنان بر دیگری تاثیر می گذارد که باید بیایی و ببینی، حالا چه خوب تاثیر بگذارد، چه مخرب. آنچنان کولاک می کنند و آنچنان می تازند که یا باید قیدشان را بزنی و بگذاری به حال خودشان باشند یا باید قابشان کنی و برای خودت نگه شان داری در ته تهای قلب و ذهنت تا کسی جایشان را نداند. بعضی ها هستند ندانسته...
-
تکه کلام
دوشنبه 7 مردادماه سال 1392 13:20
بعضی ها در گفتار های روزانه ی شان یک کلام خاص رو همش تکرا می کنند و این می شود تکه کلامشان. بعضی از تکه کلامها خیلی دلنشینند و آدم دوست دارد بخاطر زیبایی آن همش تکرارش کند مثلن تکرار تکه کلامهای هنر پیشه های طنز . اینجا دلایلی را برای تکرارشان بیان می کند. بعضی از تکه کلامها ساخته نسل امروز ماست که هر کلمه ای را پیدا...
-
نان را که از هر طرف بخانی نان است
یکشنبه 6 مردادماه سال 1392 15:04
وقتی جهان از ریشه ی جهنم آدم از عدم و سعی از ریشه های یأس می آید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار رابه کفتر تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف بخوانی نان است "قیصر امین پور" ---------------------------------------- دوستان عزیز ساکن بلاگفا، بنده میام...
-
باغبان بلای جان
شنبه 5 مردادماه سال 1392 13:45
داشتم این پست فریبا رو می خوندم که یاد فیلم هندی باغبان افتادم. ماجرا ازین قرار بود که هر زمان این فیلم باغبان از شبکه 2 پخش می شد غیر ممکن بود یکی از همسایه هامون با بچه هاش خصوصن پسراش دعوا نگیره. دیگه برامون شرطی شده بود که هر زمان این سریال در حال پخشه باید منتظر یه سونامی تو کوچه باشیم. از قضا یه شیرینی فروشی سر...
-
دانلود کنید
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 10:56
+ وقتی دلگیری و تنها
-
از امروز رهایت می کنم روزمرگی
چهارشنبه 2 مردادماه سال 1392 12:50
خیلی از ما توی زندگی خو می کنیم به منطقه امنی که داریم و دل کندن ازش سخت میشه وقتی قراره تغییری شکل بگیره. خیلی از ما هر روز از مسیر همیشگیمون گذر می کنیم. از مغازه ی همیشگی خریدمون رو انجام میدیم. سر ساعت معینی میخابیم و بیدار میشیم تا سر ساعت معین به کار برسیم. هنوز کتابهایی هستند ناخانده که تو کتابخانه به ما چشمک...
-
پولی که بی ارزش است
سهشنبه 1 مردادماه سال 1392 11:55
یک داشتم برای خونه خرید می کردم چشمم افتاد به فلفل خوراکی ها. عاشق فلفل خوراکیم که توی سالاد می ریزند. به آقاهه گفتم نیم کیلو بهم بده. پلاستیک رو یک کیلو پر کرد و بهم داد و من موندم ازین زیرکی فروشنده که یک کیلو فلفل بهم انداخت. دو با خاهرم خاستیم سوار ماشین بشیم چون وسیله زیاد خریده بودیم توانی برای حملش تا خونه...
-
تفکر روکشدار
دوشنبه 31 تیرماه سال 1392 12:40
اینکه همه چیز رو بدونی خوبه، خیلی هم خوبه. اما اینکه خودت رو به همه چیز دانی بزنی مصیبته. هم برای تو گرون تموم میشه هم برای اطرافیانت چون حسابی رو که اونها سرت باز کردن بعد از شکستن بتت در ذهنشون بلوکه میشه . تلنگر خیلی از ما در زندگی ویترینی هستیم ناب از بهترینها که کم پیدا می شود در کلکسیونی که تمجید دیگران تیرخلاصی...
-
زمانی که زندگیمان بهم وابسته است...
شنبه 29 تیرماه سال 1392 14:40
از اونجاییکه بنده تو عهده قرقره میرزا در فعالیتهای محیط زیستی نیمچه مشارکتی داشته و یه زمانی هم جهانگردی خوندم خیرسرم (البته من باب یادآوری عرض کردم) دیروز زدیم تو دل ییلاقات زیبای جواهر ده و خیلی هم خوش گذشت و البته خوشمون اومد از پلاکارد هایی که شهرداری محترم تو طول مسیر نصب کرده بودن جهت یادآوری ملت که "آی ملت...
-
چند پیشنهاد
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 13:45
دوستان همراهم چند تا پیشنهاد سبک و راحت دارم برای روز تعطیلی که میشه ازش استفاده کرد و یک جمعه مفید رو پشت سر گذاشت 1- پیشنهاد یک کتاب جیبی به نام "آرامش گوسفندی" اینم از فایلش 2- پیشنهاد یک فیلم که همراهه با موسیقی های زیبا و بازی بازیگران جوان فیلم که خوش درخشیدند در این فیلم حتا خیلی بهتر از بعضی...
-
مگه کوه رو میشه به بند کشید؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 26 تیرماه سال 1392 12:20
زندگی ما آدمها مملو از فراز و نشیب و سختی هاست. سختی هایی که هر بار روحت را نشانه می گیرند و گمان می کنی تنها هستی در این دنیای بزرگ. آنقدر تنها که هیچکسی را یارای به دوش کشیدن این رنجها و سختی ها نیست اما هستند کسانی که سختی زندگی را به جان خریده اند و تجربه از آن را چون شربتی نوش جان کردند بدون اینکه از پا بیفتند و...
-
با اینا تابستونو سر می کنم
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 11:45
* اعتماد به حرفهای مردان یعنی سردرد کشیدن... به پیشنهاد آقای برادر بساط تخمه و استکان و ... برداشتیم بریم انزلی برای گشت شبانه. رسیدیم کاسپین بساط پهن کرده و مشغول خوردن شدیم که ای دل غافل گول خوردیم از دست آقای برادر و پشیمان که چرا بساط قوری و کتری رو با خودمون نبردیم به خیال اینکه اونجا چایی می خریم. کف کردم از بی...
-
****
شنبه 22 تیرماه سال 1392 15:20
+ فقط چند لحظه کنارم بشین یه رویای کوتاه تنها همین ته ارزوهای من این شده ته ارزوهای ما رو ببین + آهنگ
-
2 سال پیش
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1392 10:50
زمان زود می گذره به یک چشم زدن و وقتی نگاه می کنی به عقب، می بینی همش میخاستی ساعتها و روز هایی رو که در آن هستی زود بگذره و مثلن به فلان خاسته ات برسی. 2 سال پیش همچین روزی بود که من اومدم اینجا سر کار. روز اولم رو خوب به یاد دارم که آنقدر غصه داشتم و گریم گرفته بود و میخاستم کیفم رو بردارم و برم از شرکت. وقتی یاد...
-
ﻛﺎﺷﻜﻲ ﻣﻴﺸﺪ ﺗﻮ زﻧﺪﮔﻲ، ﻣﺎ ﺧﻮدﻣﻮن ﺑﺎﺷﻴﻢ و ﺑﺲ
سهشنبه 18 تیرماه سال 1392 10:41
ای ﺑـﺎزﻳـﮕﺮ! ﮔـﺮﻳـﻪ ﻧـﻜـﻦ، ﻣـﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﻮن ﻣـﺜﻞ ﻫـﻤﻴﻢ ﺻﺒﺤﻬﺎ ﻛﻪ از ﺧﻮاب ﭘﺎ ﻣﻴﺸﻴﻢ ﻧﻘﺎب ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﻲزﻧﻴﻢ ﻳﻜﻲ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻴـﺸﻪ و ﻳﻜﻲ ﻣﻴﺸﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺪوش ﻳﻜﻲ ﺗﺮاﻧﻪﺳﺎز ﻣﻴﺸﻪ ﻳﻜﻲ ﻣﻴﺸﻪ ﻏﺰل ﻓﺮوش ﻛﻬﻨﻪ ﻧﻘﺎب زﻧﺪﮔﻲ ﺗﺎ ﺷﺐ رو ﺻﻮرﺗﻬﺎی ﻣﺎﺳﺖ ﮔﺮﻳﻪﻫﺎی ﭘـﺸﺖ ﻧﻘﺎب ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻲ ﺻﺪاﺳﺖ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﻫﺴﺘﻲ ﻳﻪ دﻓﻌﻪ ﻗـﺪ ﺑـﻜﺶ از ﭘﺸﺖ ﻧﻘﺎب از رو ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺣﺮف ﻧـﺰن، رﻫﺎ ﺷﻮ...
-
وقتی خدایت در هم می شکند ...
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 11:50
شهریور 85 همراه خاهرم که خبرنگار سازمان دانش آموزی (پانا) بود به یک NGO دعوت شدیم تا او از فعالیتهای این سازمان گزارش تهیه کرده و در نشریه دانش آموزی به چاپ برساند . بعد از آشنایی با اعضای این سازمان آمد و شد من به آنجا زیاد شد و هفته ای چند روز را به فعالیت در این سازمان می گذارندم. آنقدر با بچه ها صمیمی شده بودم که...
-
زندگی زنگ تفریحی است مابین ابدیت و ازلیت*
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 10:50
از وقتی که به یاد دارم کتاب توی خونه ی ما فراوان پیدا می شد. با اینکه پدر و مادر کتابخانی نداشتم اما ذوق کتابخانی را برادر بزرگترم توی ما شعله ور کرد. هر بار که به کانون یا کتابفروشی می رفت با کتابی در دست به خانه بر می گشت. یک روز کتابی آورد که محبوب دل همه ما شد. سالها بعد که بزرگتر شدم آن را در کتابفروشی پیدا کردم...
-
بچه ها مچکریم
یکشنبه 16 تیرماه سال 1392 09:12
تیم والیبال ایران در بازی دوم هم مقابل تیم کوبا پیروز میدان شد. اینجاست که می گن: بچه ها مچکریم ما که ندیدیم بازی رو اما اصل خبر رو می تونید از اینجا بخونید
-
متر کردن
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 13:50
بعضی ها در زندگی همه چیز را متر می کنند: محبت، دوستی ، صداقت، وفاداری، انسانیت و ... وقتی متراژ تمام شد، با قضاوتشان همه آنها متراژ ها را، برش می زنند و بد وصله ی ناجوری بهشان می چسبانند و بعد برایشان قیمت می گذارند.
-
دایی کوچیکه
پنجشنبه 13 تیرماه سال 1392 10:10
وقتی خاله و دایی داشته باشی انگاری تمام دنیا را داری. آنقدر دوستشان داری که مثل خاهر و برادر با آنها احساس نزدیکی می کنی اما این احساس را هیچوقت نسبت به عمه ها و تکدانه عمویم نداشتم. شاید بابایم هیچوقت سعی نکرده بود این احساس را در ما ایجاد کند. دایی کوچک من سال 80 بر اثر تومور مغزی خوش خیم در سن 39 سالگی به رحمت خدا...
-
صبر یا تلاش؟؟؟؟؟
چهارشنبه 12 تیرماه سال 1392 15:31
-
خدایا عجیب امیدوارم به عدل تو
چهارشنبه 12 تیرماه سال 1392 10:05
شاید بعنوان یک شهروند که در جامعه ایرانی داره زندگی میکنه خنده دار باشه که از میزان جریمه و همچنین دیه خبر دار نباشم. اما بعضی اوقات جریمه هایی رو می شنوی که مخت سوت میکشه و فقط دوست داری به افق خیره بشی. دیروز یکی ازین روزا بود که مخم بد جور سوت کشید، بدجور. خدایا بدجور برادرمون س.ع.ی.د م.ر.ت.ض.و.ی 200,000 تومن پول...
-
از لابه لای روزنامه ها
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 13:01
از آن همه عروسک «مدرسه موشها» و فیلم «شهر موشها 1» فقط عروسک «کپل» باقیمانده است و بقیه همه از بین رفتهاند. اصل خبر اینجا ............................................................................. دیالوگی ماندگار از سرمربی تیم صبا محمد مایلی کهن پروین از کشک، کره می گیرد!/ چطور رویانیان اکنون یاد سیاسی کاری...
-
یاد گرفتم
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 08:54
زندگی به من یاد داده با هر کس به اندازه فهم و درکش رفتار کنم... کارتون از بزرگمهر حسین پور
-
ایشالا همیشه به خوشی
یکشنبه 9 تیرماه سال 1392 13:50
دست مریزاد به فعالان محیط زیست عکسی که با ید به آن افتخار کرد اینجا ایشالا همیشه به عروسی و خوشی جشن عقد آزاده نامداری و فرزاد حسنی که خطبه توسط سید حسن خمینی خانده شد ایشالا همیشه به بُرد برد تیم ملی والیبال ایران مقابل تیم ایتالیا در ایتالیا بعد نوشت: بازیکنان عزیز دیشب خیلی خوب بازی کردید خصوصن ست سوم و چهارم، با...
-
افکاری با رقص نور
یکشنبه 9 تیرماه سال 1392 11:48
نشستی ساکت و آرام و فکر ها همچون رقص نور، بر ذهنت می گذرد. نمی دانی به کدام یکی از افکارت میدان بدهی تا بیشتر نمود پیدا کند و تو برایش تا ته داستان سازی کنی و ذهنت را مشغول سازی. غرق در افکار بهم ریخته ات هستی که به یکباره گنجشکی گروپ می خورد به پنجره ی اتاقت و تو سراسیمه می گردی پی افکارت تا ببینی با کدامشان داشتی...
-
می خورم پس هستم :-)
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1392 11:40
من کلن آدم بخوری نیستم یعنی ادا و اطواری نیستم توی خوردن اما هر چی رو که با ذایقم جور بیاد با همه وجودم نوش جان می کنم. لیست پایین هله هوله هایی که بنده در خوردن شون بی هیچ چشمداشتی ازشون استقبال می کنم وگاهی دیده شده با اینکه خیلی خسته ام لباس پوشیدم و رفتم تهیشون کردم. بعد می گن چرا معتادا نمی تونن ترک کنن؟؟؟؟؟؟...
-
علم خوب پیشرفت کرده
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1392 12:40
موبایلم رو می زنم به شارژ. مربعهای کوچیکش یکی یکی داره پر میشه. اگه شارژش همراهم نبود می بایست تا آخر وقت، موبایلم خاموش می موند تا برسم خونه. به این فکر می کنم علم خوب پیشرفت کرده آخه همه چیز رو براش مکملی آفریده. مثلن تو همین موبایل دفترچه تلفن هست و نیازی به دفترچه تلفن کاغذی نیست و تازشم حجم زیادی از کیف رو...
-
قدر دان باشیم
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1392 10:04