-
دلسوزی که دلسوز نبود
دوشنبه 25 شهریورماه سال 1392 13:55
کلاس دوم دبستان که بودم معلمی داشتم به اسم خانوم دلسوز. خانوم معلم بر خلاف اسمش اصلن دلسوز نبود چون همیشه خط کشی چوبی به دست داشت و با آنها بچه ها را تنبیه می کرد. اگر یک روز این کار را انجام نمی داد، روزش شب نمی شد. خانوم دلسوز صورت سفید و چشمهایی که همیشه خدا قرمز بود، داشت و هیچگاه هیچکدام از ما دانش آموزان نمی...
-
پوششی شاعرانه :)
یکشنبه 24 شهریورماه سال 1392 11:30
تجربه ثابت کرده (البته علم هم ثابت کرده) وقتی عصبانی هستید حرفی را نزنید که بعد ها موجبات پشیمانی تان را به بار آورد یا زمانی که خسته هستید، خرید تشریف نبرید چون ممکن است چیزهایی را بخرید که اصلن مورد نیاز شما نبوده و شما فقط از روی خستگی مبادرت به خرید آن نموده اید یا از روی تنبلی یا خاب آلودگی کاری را انجام ندهید که...
-
به کوچیک بودن دنیا اعتقاد دارم
شنبه 23 شهریورماه سال 1392 15:19
برادر همکلاسی چهارم دبستانم تو دانشگاه شد همکلاسی خودم یکی از دوستای مجازیم که باهاش هر روز چت می کردم، شد پسر عمه ی همکارم معلم پرورشی محبوب دوران دبیرستانم شد یکی از نزدیک ترین آشنایان خاهرم یکی از هم مدرسه ایهام که خیلی شر بود، شد یکی از صمیمی ترین دوستانم . . . . به کوچیک بودن دنیا اعتقاد دارم و اینکه قدیمیها راست...
-
روزی روزگاری
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 10:00
به عادت همیشگی، وسایل بهداشتی ام رو تو اتاقم میزارم تا همیشه در دسترسم باشن. مسواکم رو برداشتم و روش خمیردندان مالیدم و رفتم رو مبل نشستم تا تیکه آخر فیلم رو ببینم. فیلم که تموم شد خاب آلود به طرف دستشویی رفتم تا مسواک بزنم. همین که مشغول مسواک زدن شدم، دیدم بجای بوی نعناع، بوی خوشی به مشامم می رسه. بعله بنده بجای...
-
:)
پنجشنبه 21 شهریورماه سال 1392 08:30
با خودم قرار گذاشتم صبحها به دوستان قدیمی پیامک بزنم. امروز سومین روزه این کار رو انجام میدم. روز اول به دوست خوبم الهام پیامک زدم: صبحت بخیر رفیق روزت قشنگ و به خوشی :) جواب داده: سلام عزیزم. روز بخیر با مرام راستی درود رفقا، روزتون قشنگ و پر از آرامش :) + موسیقی بی کلام
-
نقل قولی از استیو جابز
چهارشنبه 20 شهریورماه سال 1392 15:06
«هر چیزی در اطراف شما که آن را زندگی مینامید به وسیله افرادی درست شده است که چندان باهوشتر از شما نبودند و شما این روند را میتوانید تغییر دهید، میتوانید آن را تحت تاثیر قرار دهید، میتوانید چیزهایی را خود بسازید که دیگران بتوانند از آنها استفاده کنند.» اشتون کوچر آن قدر عاشق این نقلقول است که از آن در یک سخنرانی...
-
ببار ای ابرکم ...
یکشنبه 17 شهریورماه سال 1392 14:00
الان وقت ناهاره. همکارها همه رفتن ناهار. شرکت تقریبن خلوته. کولر اتاقمو خاموش و پنجره رو باز می کنم. هوا ابریه و انگاری قراره باران بیاد. عاشق بارانم خصوصن از نوع پاییزیش یکماهه دیگه توی این تاریخ 30 ساله می شم. از صبح ذهنم درگیر این موضوع هست. نه اینکه دارم به این عدد فکر می کنم نه. زندگیمو مرور می کنم که تو این 29...
-
حسهای خوب بعد از دیدن یه فیلم خوب
شنبه 16 شهریورماه سال 1392 13:45
روز های جمعه و تعطیل معمولن تو خونه ما سکوت بر پاست چون ما تا ساعتهایی از روز در خاب ناز هستیم و صبحانه و ناهار و عصرانه رو یکجا میل می کنیم. اما دیروز بخاطر یک آدم احمق چنان تنشی تو خونه ایجاد شد که مجبور به ترک رختخابهامون شدیم و با همین تنش به مهمانی رفتیم.(بماند که حق اون آدم رو 50/ 50 کف دستش گذاشتم غیر حضوری )...
-
کنترل زندگیم دست کیه؟؟؟؟؟
جمعه 15 شهریورماه سال 1392 15:30
همه چیز زنگیمون کنترل داره: دستگاه ضبط و پخش تلویزیون لوستر کولر ... حتا خود ما گاهی فکر می کنم کنترل زندگیمون دست یکی افتاده که اینقدر بالا و پایین می ریم.
-
حال من خوبست اما ...
پنجشنبه 14 شهریورماه سال 1392 10:09
داشتم اخبار ورزشی نگاه می کردم. گوینده از رقمهای نجومی خرید بازیکنان فوتبال لیگ برتر انگلیس می گفت. توی زیر نویس خبرها اومده بود: کامبوج تا چند ماه دیگه با بحران غذا روبروست.
-
ای نمره، میخاهمت اساسی
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1392 09:20
خاهرم آزاده از دوران دبستان دانش آموز درسخان و زنگی بود و همیشه جز دانش آموزان برتر در زمینه شعر و ادبیات هم به حساب می آمد. خب خیلی به او ایمان داشتند که حتمن دانشگاه خوبی در رشته ی مورد علاقه اش پذیرفته می شود و اینگونه هم شد. شایستگی هایش را به خیلی ها ثابت کرده و اول از همه به خودش. ایشان علاوه بر تبحری که در درس...
-
خانه دلت رابتکان
یکشنبه 10 شهریورماه سال 1392 15:50
اینجا * نقاشی: اردشیر رستمی
-
تصور کن
یکشنبه 10 شهریورماه سال 1392 11:45
نماد ضد خشونت در سوئد سازمان ملل + اینجا و این آهنگ
-
شغل شب و شغل روز
شنبه 9 شهریورماه سال 1392 12:50
می گن یه روزی فلانی 1 زنگ می زنه به فلانی 2 می گه کار فلانی 3 گیره لطفن آشنا بندازین تا کارش راه بیفته. فلانی 2 میگه این فلانی 3 کیه؟ فلانی 1 می گه داماد فلانی 4 هستن ایشون. فلانی 2 بر می گرده به فلانی 1 می گه من شغل روز ایشون رو خاستم نه شغل شب شون رو. اینجوریاس که ما آدما تو هر رابطه ای، میخاییم نهایت استفاده رو از...
-
لطفن با لبخند وارد شوید
پنجشنبه 7 شهریورماه سال 1392 15:25
بیشتر فروشگاهها، رو شیشه شون نوشته "لطفن با بستنی و خوراکی وارد نشوید" یه مغازه کفش فروشی چند وقت پیش دیدم که رو شیشه ش نوشته بود : "لطفن با لبخند وارد شوید"
-
کمی توقف لازمه گاهی
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1392 12:50
اگر همه از جا خبر از جنگ و فقر و بدبختی می شنوید و تاسف می خورید اما ناراحتید که نمی تونید برای اوضاع بهتر کاری بکنید اگر حال جسمی و روحی تون اصلن خوب نیست اگر زندگی براتون سخت و طاقت فرسا شده اگر خسته اید و اجبارن دارید کار می کنید اگر کسی ناراحتتون کرده اگر و اگر و اگر ... انرژی های مثبت خودتون رو به خود و دوستان و...
-
برای یادآوری به خودم
سهشنبه 5 شهریورماه سال 1392 14:09
سه مورد از منفی ترین خصیصه های خود را روی یک کارت یادداشت کن. در یک دوره ثابت به این فهرست رجوع کن و از هر توانی که داری برای اصلاح دریغ نکن. برگرفته از کتاب: چک بوک (200 روش تنظیم زندگی) نویسنده: برت نیکولاس- پل لاوری مترجم: خسرو صادق نژاد اندازه: جیبی ------------------------------------------------- توصیه ی فراوان...
-
حسرتهای تلخ
دوشنبه 4 شهریورماه سال 1392 10:30
بعضی تلخی ها حالت رو خراب می کنه مزه ش رو زبونت می مونه مثل ته خیار که خیلی تلخه یا داروهای چرک خشک کن که وقتی میندازی تو حلقت تلخیش گند می زنه به همه وجودت ولی میشه با یه چیز شیرین اثر این تلخی ها رو از بین برد، در عرض چند ثانیه. بهمین سادگی ... اما اثر بعضی از تلخی ها با هیچ چیز از بین نمیره. با هیچ چیز ... دیروز...
-
هنوز
یکشنبه 3 شهریورماه سال 1392 12:45
هنوز ادامه دارد هنوز هم که هنوز است درد؛دامنه دارد شروع شاخه ی ادراک طنین نام نخستین تکان شانه ی خاک و طعم میوه ی ممنوع که تا تنفس سنگ ادامه خواهد داشت و درد هنوز دامنه دارد "قیصرامین پور" پ.ن. بودن یا نبودن مسله این است آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
کار تیمی
یکشنبه 3 شهریورماه سال 1392 10:15
چند سال پیش برای آموزش به گروهمون یه کتاب به صورت کارگاهی تدریس می شد به اسم "17 اصل کار تیمی" نوشته جان ماکسول که تسهیلگرش خود اعضای گروه بودند. هر کدام از اعضا این کتاب رو داشتند و هر اصل رو به شیوه ی مورد نظر خودش به مدت یکساعت و نیم تدریس می کرد. این کتاب شاید با فرهنگ ما کمی سازگار نباشه اما نکته های...
-
بالا و پایین
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 13:14
-
امشب را راحت بخاب
دوشنبه 28 مردادماه سال 1392 10:50
همیشه ازین حس لعنتی وحشت داشتم تا در بیمارستان ملاقات کسی بروم که ناتوان تخت را به آغوش کشیده و با ایما و اشاره و اشکهای توی چشم، خوشامد می گوید به ملاقات کنندگان. وحشتم برای این بود که بشنوم دیگر نیست و ازین دنیا پر کشیده به ابدیت. با این حس لعنتی به ملاقات عمه نرفتم تا به خانه برگردد و آنجا ملاقاتش کنم اما رفت......
-
به به چه مدیری
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 13:19
نام این مرد هاروکا ایشیماتسو است. او مدیرعامل ژاپن ایرلاینز است. یکی از ده ایرلاین برتر جهان. او برای اینکه کارمندان شرکتش اخراج نشوند، حقوق خودش را کاهش داد. از سال 2007 تابحال، حقوق او حتی کمتر از حقوق خلبان های زیردستش است. او با اتوبوس به سر کار می رود. موقع نهار، او مثل بقیه کارمندان در صف می ایستد. او دفتر کار...
-
برگشتم
شنبه 26 مردادماه سال 1392 09:45
هفته ی گذشته در تعطیلات کارخانه به سر می بردم. کلی خوشحال و سرمست ازین تعطیلی یک هفته ای و با کلی برنامه ریزی برای بیرون شهر و مطالعه کتاب و دیدار با دوستان قدیم و جدید ، تعطیلاتم را شروع کردم. جمعه و شنبه را که کل ایران تعطیل بودند و برنامه ها را از یکشنبه بازنویسی کردم البته در ذهنم. دریای بیکران نازنینم تشریف آوردن...
-
باور کن
پنجشنبه 17 مردادماه سال 1392 09:15
وقتی لگد می زنی لگد هم می خوری دیر و زود هم نداره این قانون زندگیه باور کن.
-
چی بنویسم؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1392 10:50
دور روزه می خام یه پست جدید بزارم اما هر بار که روی "یادداشت جدید" کلیک می کنم نمی دونم بنویسم یا نه. موضوعات زیادی توی ذهنم هست که به قلم بکشم اما فکر می کنم در برابر چیزی که می نویسم مسوولم... از دغدغه هام بنویسم یا غم هایی که توی دلمه از امید و آرزو هام از دوستانم از کسانی که گند زدن به این مملکت یا قراره...
-
وقتی احساس میشه ابزار
دوشنبه 14 مردادماه سال 1392 13:05
هر آدمی در زندگی نقاط ضعف و قوتی داره که در موقعیتهای مختلف از خودش بروز میده. حالا فکر کنید همین آدمها دیدگاهشون نسبت به یک موضوع در دو جامعه و فرهنگ متفاوت چطور میتونه باشه. احساساتی بودن هم خوبه هم بد. خوبیش اینه که تو به هم نوعت عشق می ورزی و دوست داری تمام غمهاشو باهاش شریک بشی تا بدونه که تنها نیست و حتا با...
-
یادگاری این سالها
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 15:00
این پست رو من 92/3/28 نوشته بودم البته رمز دار، فکر کنم امروز زمان مناسبیه برای انتشارش. البته من از کسی که این نامه رو براش نوشتم انتظار شق القمر ندارم ولی این رو نوشتم تا یادم بمونه آدمی زاد همیشه به امید زنده ست . همین ... آقای رییس جمهور با درود و احترام شنبه ساعت 7 صبح که از خاب بیدار شدم، اولین کاری کردم این بود...
-
وصله ناجور
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 11:45
یادمه 17- 18 ساله که بودم زیاد کیک و شیرینی می پختم. تا سرم خلوت می شد می پریدم تو آشپزخونه و هر چی دم دستم بود، قاطی هم می کردم و از دلش یه چیز خوشمزه شیرین در می آوردم و بهش می گفتم مثلن کیک. روز ها گذشت و کنکور و کلاسهای مختلف و کار و باقی دغدغه ها باعث شد تا فراموش کنم روزی چنین هنری داشتم. سه شنبه ای که تعطیل بود...
-
تو قصه خودتو بکش نقاش
شنبه 12 مردادماه سال 1392 15:05
اینجا