-
و اینگونه بود که ...
چهارشنبه 1 آبانماه سال 1392 09:50
رییس، من رو صدا کرد و گفت: خانوم باران من میخام برم ماموریت. شما که سلیقت خوبه برو یه کادویی بگیر واسه این همکارای خارجی که هم سنتی ایران باشه هم دستی. من بهش گفتم: به روی چشم رییس اما تو دل گفتم رییس برای اینکه یه 10 روز نبینمت حاضرم تا قله ی قاف هم برم. رفتم فروشگاه نفیس رشت که سوغاتهای بسیار زیبایی داره. حالا من هر...
-
رشد شخصی
سهشنبه 30 مهرماه سال 1392 12:40
میزان رشد شما در 5 سال آینده حاصل مجموع کتابهایی است که می خانید و انسانهایی ست که با آنها همنشین می شوید. برگرفته از کتاب فرزانگی نوشته جیم ران
-
قرینه
دوشنبه 29 مهرماه سال 1392 14:00
گاهی اوقات روز ها هم، بدجور قرینه ی هم می شوند.
-
نیازی نیست ...
شنبه 27 مهرماه سال 1392 16:00
این پست دلارام هم خوندنیه
-
هدیه ات بهترین بود کودک زیبا رو
شنبه 27 مهرماه سال 1392 11:30
روز شنبه باشد و بعد از سه روز تعطیلی شاهد موارد زیر باشی: خیابانهای شلوغ و پر ترافیک صورتهای پف کرده و چشمهای خاب آلود آدمهایی که با عجله به هر دری می زنند تا به محل کار یا تحصیل خود بروند بانکهایی با در بسته که عده ای پشتتش صف کشیده اند تا متصدیانش نزول اجلال کنند و درین حین کودکی ببینی 4- 5 ساله سفید رو با موهای بور...
-
همکاره داریم!!!!!!!!!!
سهشنبه 23 مهرماه سال 1392 09:08
شماره ام رو به همکارم دادم تا هروقت از سرویس جا موند بهم زنگ بزنه و به آقای راننده بگم یه چند دقیقه ای منتظرش بمونه اما بیشتر اوقات بازم جا می مونه. بهش می گم خانوم همکار امروز آقای راننده منتظر شما موند، نیومدید!!!!!! گفت: خاب موندم. در همین راستا تصمیم گرفتم صبحها از خاب بیدار می شم یه زنگی به ایشون بزنم تا ایشون رو...
-
زندگی با همین بهانه ها زیباست
دوشنبه 22 مهرماه سال 1392 13:10
زندگی با همین بهانه ها برایم زیباست وقتی: *مقداری پول توی کیف یا مانتوم پیدا می کنم که خودم از وجودش بی خبر بودم و با لذتی وصف ناشدنی برای خرج کردنش نقشه می کشم. انگاری گنجی بزرگ پیدا کردم. * چای با خرمای تازه یا زولبیا می خورم. * وقتی بارون میاد و تو ماشینم، شیشه رو تا آخر میکشم پایین که قطرات بارون بهم بخوره. *...
-
من پاییز را نفس می کشم
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 13:00
عقربه های ساعت به 4 بعد از ظهر نزدیک می شوند. هوای پاییزی رشت، آفتابی و عالیست. به خودم قول دادم به بعد از تعطیل شدن از محل کارم پیاده روی کنم. از رییسم خداحافظی می کنم. می گوید میخایید برید خانوم باران؟ لبخندی می زنم می گویم بعله. "توی دلم بهش می گویم نه میخاهم بمانم اینجا ور دلت. امروز هر طوری شده باید پیاده...
-
محمد خاتمی
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 08:25
ای شیخ اصلاحات ای مرد 30 یا ست 70 سالگیت مبارک
-
خودزنی
شنبه 20 مهرماه سال 1392 12:55
دو سال پیش با خاهرم به یکی از مراکز لاغری در رشت رفتیم. دیدن آدمهایی که شاید تفاوتی با دیگران داشتند و آنهم فقط وزن زیاد از حد شان بود، برای منی که در برابرشان ذره ای هم به حساب نمی آمدم، جالب بود. خب من یک جا یه عده ای آدم با وزن زیاد ندیده بودم حتا خاهرم هم بعد از دیدنشان بنظرم بی خودی آمده بود اینجا. آدمها یکی یکی...
-
پل های پشت سرت رو خراب نکن
شنبه 20 مهرماه سال 1392 08:45
نوجوون که بودم و در حال رشد و یادگیری و تضاد تفکر با دیگران و اختلاف نظر، هر کی بهم می رسید می گفت: پل های پشت سرت رو خراب نکن. امروز که نگاه می کنم به گذشته می بینم چه خوب شد که پلهای پشت سرم رو خراب کردم. اگر پلی استحکام و ظرفیت و استواری نداره همون بهتر که خراب شه، بریزه، نابود بشه، از بین بره چون برگشت به اون طرف...
-
30
چهارشنبه 17 مهرماه سال 1392 08:15
17 مهر 92 - 17 مهر 62 = 30 با تمام وجودم دوستت دارم و تو را به آغوش می کشم. میدانم مرا در خود گم نمی کنی، حل نمی کنی، سردرگم نمی کنی بلکه قرار است یادم دهی ادامه ی راهی هم هست پس طاقتی و توانی و همتی باید باشد . به یاد تمام روز های پر تلاطم و مهربان، آن 29 سال محبوب و نامحبوب را در غربالی می ریزم تا بد ها جدا شوند و...
-
بالاترین فقر
دوشنبه 15 مهرماه سال 1392 15:20
گاهی فقر لباس کهنه و شکم گرسنه نیست. گاهی فقر اجاره نشینی و قسط و بدهی نیست. گاهی فقر نداشتن ماشین و ویلا و مبلمان جدید نیست. میدانی، شاید همه ی اینها فقر باشد اما بالاترین فقر نادانی ست.
-
رونمایی از زنگ تفریح
دوشنبه 15 مهرماه سال 1392 09:40
ممنون از همه دوستانی که در زنگ تفریح شرکت کردند و نقاشی هاشون رو برای من فرستادند و ممنون از همه دوستانی که لینکش رو در وبلاگشون قرار دادند. ممنون از مهربانی و صبوریتون. زنگ تفریح برای من بهانه ای شد تا بعد از سالها از زنگهای کسل کننده نقاشی بتونم نقشی رو به روی کاغذ بیارم اگر چه بسیار ابتدایی و ناشیانه طرح زدم اما...
-
بدون شرح
یکشنبه 14 مهرماه سال 1392 12:06
+ اینجا
-
دوست دارم گریه با لبخند را
شنبه 13 مهرماه سال 1392 13:50
در کتاب چار فصل زندگی صفحه ها پشت سر هم می روند هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند لحظه ها با شادی و غم می روند آفتاب و ماه یک خط در میان گاه پیدا گاه پنهان می شوند شادی و غم نیز هر یک لحظه ای بر سر این سفره مهمان می شوند گاه اوج خنده ی ما گریه است گاه اوج گریه ی ما خنده است گریه دل را آبیاری می کند خنده یعنی این که دل...
-
خودتی
جمعه 12 مهرماه سال 1392 11:30
داشتم از خیابون رد می شدم یه مینی بوس با سرعت از کنارم رد شد. یه بوق زد که خیلی گوش خراش بود. بلند داد زدم: بیشعور احمق پشت ماشینش نوشته بود: خودتی !!!!!!! + این آهنگ
-
یک درس بزرگ
پنجشنبه 11 مهرماه سال 1392 12:10
بعضی از آدمها خیلی خوبند و شریف اما قابل اعتماد نیستند.
-
دو اسمی ها
چهارشنبه 10 مهرماه سال 1392 10:25
چند وقت پیش تصمیم گرفتم برم نامی رو که تو شناسنامه دارم به همین نام فعلی که در منزل صدام می کنن، تغییر بدم. بعد نشستم با خودم فکر کردم کلیه مدارکی رو از بدو تحصیل دارم رو هم باید تغییر بدم. بعد ترش با خودم فکر کردم کی وقت داره اینهمه کار رو انجام بده، همون اسم تو شناسنامه بمونه موردی نداره حتا کلی هم به شخصیت بنده هم...
-
ذات خراب
سهشنبه 9 مهرماه سال 1392 12:45
هر خرابی رو میشه درست کرد جز ذات خراب
-
عجب آشفته بازاریست دنیا
دوشنبه 8 مهرماه سال 1392 13:05
وقتی خا*تمی رییس جمهمور شد من یه دختر 14 ساله بودم که دو تا چیز برام در اولویت بود: درس و فوتبال من عاشق علی دایی بودم و همیشه برام الگو بود که تونسته از اردبیل پاشه بیاد تهران و هم شریف درس بخونه و هم آقای گل ایران باشه. تب و تاب فوتبال و جام جهانی کل ایران رو برداشته بود و شاید برای مردم سیاست زده ی ما که بحران جنگ...
-
زنگ تفریح
پنجشنبه 4 مهرماه سال 1392 14:53
کتاب "چک بوک" رو می خوندم که جمله ی پایینی خیلی به دلم نشست. " یک دفتر نقاشی و یک جعبه مداد رنگی تهیه کن و برای کسی که دوستش داری یک نقاشی بکش" خوشحال می شم تا شما هم برای کسی که دوستش دارید، نقاشی بکشید و برام ایمیل کنید تا از نقاشیها رونمایی بشه. فکر می کنم باعث میشه ما آدمها خودمون رو محک بزنیم...
-
چی گفتند و چی شنیدیم
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 12:40
دیروز هم حسین حرف زد و هم حسن. خیلیها گفتند حسین لحن ملایمی داشت اما حسن لحنی تحکمانه. والا ما تفسیر س.ی.ا.س.ی نمی دانیم اما اینها را کارشناسان اونور آبی گفتند اما اینور آبی ها این را گفتند بخدا ... * سوال اساسی سوال: چرا مردم ایران از م.ا.ه.و.ا.ر.ه استفاده می کنند؟ جواب: چون می خواهند در جریان مسایل کشور خودشان...
-
پاییز مبارک
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 11:25
عقربه های ساعت عجیب به دنبال هم می دوند در یک ماراتنی بی بازگشت. گویی تا یکدیگر را پس نزنند آرام و قرار نمی گیرند. عقربه های ساعت نمی دانند چه لحظه ها، روز ها، فصلها و سالهایی را برایمان رقم می زنند. عقربه های ساعت اگر چه کوتاه و بلندند، اگر چه بازیگوشند و پی بازی، اگر چه بی تابند تا بهم برسند اما برای ما دنیایی نشانه...
-
تاریخ مصرف
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 10:25
چند وقت پیش یکی از دوستانم تعداد زیادی مایع تمیز کننده پینک بهم داد تا باهاش کیف و کفشم رو اگر لکه شد تمیز کنم. رفتیم بیرون و بارون برید ما هم پیاده، کلیه لباسهام خیس شد و کفش کالج خردلی بنده، هم لکه شد و هم خیس. با افتخار تمام چند تا مایع تمیز کننده رو برداشتم روی کفشم مالیدم. به خاهرم هم دادم تا اونم لکه لباسش رو...
-
شعله های کوچک
شنبه 30 شهریورماه سال 1392 10:20
اول این ویدئو رو ببنید بی زحمت چند سال پیش برای آموزش محیط زیست رفته بودیم به یکی از روستاهای گیلان. هر کدوم از ما به یک کلاسی رفتیم تا به دانش آموزان آموزش بدیم. خاهرم به دلیل روحیه ماجراجویی که داره بعد از اتمام آموزش از دانش آموزان میخاد که هر کدوم از بچه ها آرزویی رو که داره بر روی کاغذ بنویسه تا برای دفعه ی بعد...
-
جمله طلایی
جمعه 29 شهریورماه سال 1392 11:00
-
فقط صداست که می ماند
پنجشنبه 28 شهریورماه سال 1392 12:30
مدتها بود که قصد داشتم برم کلاس آواز. ازونجایی که خدا یه نیمچه صدایی به بنده عنایت کرده مصر بودم دوره آواز خانی رو حتمن نزد مرحوم استاد فریدون پوررضا بگذرونم. تا عزمم رو جزم کردم استاد مریض شدند و نتونستند کلاسی برگزار کنند. یکی از دوستان که صدای زیبایی داره نزد استاد آموزش دیدند و آهنگهای فورکلور گیلکی رو فوق العاده...
-
آدمهایی شبیه بهم
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 13:15
این آقای حامد کرزای از نظر قیافه خیلی شبیه این بابای چنار، نجیب خان است. شباهتشان آنچنان است که گویی هر دو با هم برادر هستند اما حامد خان متولد افغانستان و نجیب خان متولد ترکیه هستند. حتا یکسری از کارهایشان هم شبیه به هم است. مثلن حامد خان از کشورش حراست میکند و نجیب خان از خانواده اش. حامد خان نمی گذارد دست کسی به...
-
برای دوستم
سهشنبه 26 شهریورماه سال 1392 15:35
دوستم موفقیت بالغ شدن محبوب ماندن زندگی کردن ... هزینه داره هزینه داره هزینه داره باید با تلاشت، صبوریت، مقاومتت، آگاهیت، انعطافت و ... هزینه هاشو بپردازی. شک نکن...