-
هرمز و وصف بی مثالش
سهشنبه 21 آذرماه سال 1402 11:08
بعد از یکسال خورده ای دارم پام رو از رشت میذارم بیرون. واقعن به سفر نیاز دارم . اتفاقات یکسال گذشته عجیب تلخ و جانکاه بود. انگاری عزیزی رو دوباره از دست داده باشم. هرمز جز برنامه های 40 سالگیم بود. خوشحالم که تیک خورد این سفر تو برنامه هام.
-
:)
دوشنبه 6 آذرماه سال 1402 12:38
من امروز خوشحال ترین آدم روی زمین هستم. دخترکی رو که 10 سال پیش از طریق بنیاد کودک بورسیه کردم ، امروز نامه ی قبولی دانشگاهش برام ارسال شده. خیلی خیلی خوشحالم
-
drops of god
دوشنبه 22 آبانماه سال 1402 14:21
موضوع این مینی سریال 8 قسمتی برام خیلی جالب بود. صنایع و حرفه هایی وجود دارن که رقابتی بی مثال دراونها هست.جدای از موضوع سریال، روابط آدمها هم سریال رو جذابت تر کرده.
-
شیرکاکائوی دوست داشتنی
دوشنبه 22 آبانماه سال 1402 14:16
از دی پارسال که تصمیم گرفتم رژیم بگیرم، عملن قند و شکر از زندگیم حذف شده. خیلی کم شیرینی جات میخورم اونم اگه مناسبتی باشه. دیروز که داشتم میرفتم باشگاه ضعف عجیبی گرفتم. رفتم فروشگاه دو تا اسکاج گرفتم برای سینک گفتم تا اینجا که اومدم یه شیرکاکائو هم بردارم. اینقدر بهم چسبید نوشیدنش که اندازه نداشت. راست میگن که...
-
آرمیتا
شنبه 6 آبانماه سال 1402 10:42
قلبم برای درد مادر و پدر آرمیتا گراوند درد میکنه.
-
unbelievable
پنجشنبه 30 شهریورماه سال 1402 15:20
در مورد این سریال خیلی میخواستم بنویسم اما الان حس و حالش نیست. شاید یکروز اومدم و نوشتم. سریال بر اساس واقعیت ساخته شده.
-
تنبل خانوم :))
سهشنبه 14 شهریورماه سال 1402 15:52
زنگ زدم به برادرزاده ی 8 ساله م ،بهش میگم رَستا قرار بود بیای باشگاه چی شد که گفت دیگه نشد بیام. آخه روز باشگاه با روز هایی که میرم خونه ی عزیز یکیه برای همین دیگه نمیتونم بیام. :)))))
-
سینما پارادیزو
پنجشنبه 2 شهریورماه سال 1402 15:24
نمی دونم چرا زودتر این فیلم رو ندیدم. نمی دونم چرا دیدنش سالها به تعویق افتاد. سه ساعت منو میخکوب کرد این فیلم و سکانس پایانی فیلم یکی از زیباترین سکانسهای دنیا بود. خیلی دوست داشتم من تو سینما کنار تو تو می نشستم و با هم لذت میبردیم از اون سکانس.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1402 15:11
نیره دوست صدا قشنگم مدیر شده. عجیب هم برازندشه مدیریت. اگه فکر میکنین به همین راحتی سمت گرفته سخت در اشتباهید. نیره خیلی تو کارش سختی کشید و بشدت کوشاست. اینقدر براش خوشحالم که انگاری خودم مدیر شدم مبارکش باشه زیاد
-
دو آلمانی در ماسوله
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 08:55
با دوستم رفتیم ماسوله یکم تمدد اعصاب کنیم کلی خندیدیم اونجا. تو کل ماسوله تک و توک کسی بدون روسری بود. بیشتر هم مسافر از شهر های دیگه بودن. منو دوستم شراره های آتش رو ریخته بودیم بیرون و برای خودمون تو شهرک دور می زدیم که دیدیم یه خانواده دارن پچ پچ می کنن اینا توریستن جالب اینکه به انگلیسی هم می گفتن ما دور هامون رو...
-
خواهران بد
یکشنبه 25 تیرماه سال 1402 14:15
این سریال 10 قسمتی برای فصل دوم تمدید شده خواهران بد اما دوست داشتنی
-
دشمن دانا بلندت میکند :))))
چهارشنبه 7 تیرماه سال 1402 16:00
اگر چه دوستان خوب باعث رشد و پیشرفت آدم میشن اما تجربه نشون داده که دشمنان و نارفیقان هم شکوفایی و موفقیت رو برای آدمی به ارمغان میارن. سه سال بود هر نمایشگاه عکسی میرفتیم تصمیم میگرفتیم یه نمایشگاه هم خودمون بذاریم اما یکی از دوستان مون همش مخالفت می کرد و دلایلی میاورد که آدم رو بشدت دلسرد می کرد. چند روز پیش بهم...
-
وقتی آنها ما را می بینند
چهارشنبه 10 خردادماه سال 1402 12:28
این سریال اونقدر واقعی هست که آدم رو یاد قوانین معیوب کشور خودمون بندازه 4 قسمت هم بیشتر نیست.
-
از دست دادن
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1402 14:20
امروز سالگرد خواهرمه. ششمین سالگردش. اگه زنده بود امسال 23 شهریور 29 ساله میشد. شیش سال پیش توی همچین روزی از اردیبهشت ماه روز پنجشنبه ای ساعت 4 صبح از دنیا رفت. نمی دونم چرا این بچه که اینقدر شور زندگی داشت از دنیا دست کشید و بیماری امانش نداد تا بیشتر بخنده، خوشی کنه، زنده باشه. گاهی فکر میکنم زندگی اینقدر عذاب...
-
کمک اشتباهی
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1402 10:38
تکیه دادم به دیواره ی استخر یکم استراحت کنم. سر صحبت با یه خانوم باز شد. همینطوری داشتیم حرف میزدیم گفت من کمک به دیگران رو دوست دارم مثلن الان یه خانومی آب تو دهانش رفته بود همش سرفه میکرد بهش گفتم میخای بزنم پشتت؟ نذاشتم حرفش تموم بشه بهش گفتم کسی که تو گلوش آب گیر کرده هیچوقت پشتش رو نزن نه تو استخر نه تو خونه گفت:...
-
حرفهای زنانه
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 11:58
خانوم سارا پُلی چه فیلمی ساخته: خوش ساخت با دیالوگهای بی نظیر (خانوم سارا پُلی همون سارا استنلی خودمون تو قصه های جزیزه ست)
-
جداسازی نامربوط
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1402 14:15
دارم دوره ی مربیگری میبینم برای بسکتبال. امروز خبر دادن دوره مون با آقایون مشترکه. چقدر این رقابت رو دوست دارم. کاش همه جا رو مثل مستراح زنونه مردونه نمی کردن تا حرمت بین آدمها حفظ بمونه. کسی خودش رو برتر ندونه. اگه این جدا سازیها نبود ما امروز از نظر روانی حداقل آدمهای سالمتری بودیم.
-
...
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 15:38
مدیرم (مدیر عامل شرکت مون) سربازی پسرش رو شهر محل سکونتش گرفت. براش تو شرکت همبسته کار پیدا کرد. پسرش زنگ زده به پسرش میگه: چطوری مرد زندگی
-
دستور الاهی
پنجشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1402 10:32
زندگی زنان ایرانی شبیه هیچکدوم از فیلمها و کتابها و ملتها نیست. فکر کن به قصد سفر بیای بیرون از خونه ت اما جنازه ت برگرده شهرت. چرا؟ چون تو مثل یه عده آدم بیشعور فکر و زندگی نمیکنی. این فیلم درمورد حق رای زنان در سوییسه که توی یه روستای کوچیک اتفاق افتاده اونم سال چکش. خانومها تحصن کردن خونه نرفتن حالا مگه خون از دماغ...
-
بهارنارنج
چهارشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1402 14:52
* پنجره ی محل کارم رو باز گذاشتم تا هوایی بخورم. ترکیبی از بوی بهارنارنج و سوختن توی فضا پیچیده اونقدر که منو پرتاپ میکنه به گذشته. اتاقک تاریک ساخت گمچ مادر شوهر خاله بزرگه که با کوره ی سنتی گمج هاش رو میساخت و میداد دست مشتری. الان دیگه اثری از این اتاقک نیست. ** یه رفیقی دارم یه بچه ی 9 ساله داره. با اینکه...
-
یادگاری
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1402 14:06
از احمدی نژاد کلی خرابی و کلی سرعتگیر و یارانه و ت عطیلی بعد از تعطیلی عید فطر به یادگار مونده
-
وراثت/succession
چهارشنبه 30 فروردینماه سال 1402 12:29
چند روزه دارم سریال وراثت رو میبینم. یه سریال همه چیز تمام با عیار بالای داستانی، بی عیب و نقص با شخصیتهای درب و داغان غریب به اتفاق فسیل با بهره ی هوشی های متفاوت ... خانواده ی روی یه خانواده ی معروف در حوزه ی رسانه ست که بر سر مدیرعاملی شرکت بین او و پسرش کندال جدالی دیدنی به وجود اومده که تولد 80 سالگی لوگان تمام...
-
مثلث غم
سهشنبه 15 آذرماه سال 1401 12:41
واقعی شاهکار درجه یک دیدنش رو از دست ندید
-
آقای معروفی
پنجشنبه 10 شهریورماه سال 1401 11:13
آقای معروفی عزیزم روحت شاد جایت سبز باید در وطن می بودی و مینوشتی نه در غربت با بیماری و حسرت به دل وطن این چنین طرفدارانت را ترک می کردی. من امروز غمگینم بی نهایت غمگینم
-
هرگز رهایم نکن
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 09:37
چند وقت پیش یه سری کتاب از یه پیجی برداشتم و خریدم که از کتابهای معروف بود. ردیف کردم تو کتابخونه که نوبت به نوبت بخونم. دیشب دنبال یه فیلم بودم که تو گوشیم ببینم اتفاقی یه فیلم دیگه از یکی از کتابهای ردیف شده رو پیدا کردم و دیدم. فیلم عجیبی بود، تکان دهنده، عاشقانه و احساسی و نادیده گرفتن انسان از سوی یک نیروی قویتر....
-
Dopesick
پنجشنبه 21 بهمنماه سال 1400 09:11
دارم سریال dopesick رو میبینم. سریالیه که مغز قدرت تحلیلش رو از دست میده از بس کثافت تو سیستم داروییه فقط برای منفعت برای یه عده ای که خودشون و بچه هاشون یه لذتی ببرن از زندگی. بعد وقتی یه آدم پولدار هست ملت بهش فحش میدن خیلی ها میگن چقدر حسودین،با زحمت خودش این ثروت رو بدست آورده. خیلی از ثروتمندان دنیا از مردم عادی...
-
عصیان
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1400 11:51
درهرحال همهی ما زندانی هستیم آندریاس پوم! قانون مثل تلهای است که در مسیری که ما بیچارهها در آن قدم برمیداریم کار گذاشته شده است. حتی اگر مجوز داشته باشیم، پلیسها در هر گوشهای در کمین نشستهاند. همیشه توی تله میافتیم، اسیر در چنگال دولت، آدمهای دوپا، پلیس، آقایان محترم توی ترامواها، زنها و خریداران الاغ.
-
بابل
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 13:11
اینکه فیلم چقدر جایزه گرفته یا چه بازیگران نامی توش بازی می کنن مهم نیست، اصل فیلمنامه ایه که به تصویر کشیده شده واقعی که ناخوداگاه شاهدش هستیم. از دیشب که این فیلم رو دیدم به خودم میگم این عدالت که میگن دقیقن کجاست؟ آیا اصلن وجود داره؟ اصلن اگه عدالتی وجود داشت آدمها اینقدر به جان هم میفتادن؟
-
تصرف عدوانی
پنجشنبه 30 دیماه سال 1400 10:33
وقتی آدم عاشق است و عشقش پذیرفته شده، تنش احساس راحتی می کند. برعکس، وقتی عشق بی پاسخ می ماند، تن احساس می کند وزنش سه برابر شده است. عشق نوپا روی لبه باریکی می رقصد. ممکن است آدم دوباره وزن واقعیش را احساس نکند، که این خود می تواند در آدمهای مضطرب، با تجربه و آیندهنگر، یا در آن هایی که مثل استر اینقدر امیدوار و...
-
کویر
پنجشنبه 11 آذرماه سال 1400 11:14
حالا من باید کویر میبودم اما سرکار هستم آه ای خداااا چقدر ناراحتم ازین بابت