-
دستخط یکعدد مانی
یکشنبه 22 دیماه سال 1392 13:15
رفتیم منزل آقای برادر برای دور همی خانوادگی. یه تکه کاغذ از لای وسایلای برادر زادم نظر خاهرم رو جلب میکنه. برش میداره و مشغول خوندن میشه. گویا رُهام (آقای برادر زاده) و دوستش سر کلاس نامه نگاری کردن باهم. کاغذ رو گرفتم و شروع کردم به خوندن. انگاری یکی بهم نهیب زده باشه زمانت داره میگذره اینم نشونش که این بچه فسقلی...
-
خیلی بی غیرت شدیم
شنبه 21 دیماه سال 1392 11:15
دیشب حدود یکربع به 12 شب بود که داشتیم از میهمانی بر می گشتیم منزل. از کوچه خاستیم بیاییم بیرون یکهو حس کردیم با فشار هر چه تمام تر به یک جسم سیاه برخورد کردیم. تا به خودمون اومدیم دیدیم یک 206 با سرعت بسیار زیاد زد به سپر ماشین خاهرم و جلوبندی ماشین رو به شدت داغون کرد. یک آن خیابان خلوت، پر شد از ماشینها و آدمهایی...
-
نازیدن به 2500 سال فرهنگ
چهارشنبه 18 دیماه سال 1392 15:15
مهندس شایان (پیام صالحی): پنجاه تا حجره زدیم که هر کدومش رو می تونیم به یک استان اختصاص بدیم.... مهندس سارا ریاحی (السا فیروزآذر): ببینید ما که پنجاه تا استان نداریم!... پیشنهاد می کنم چند تا از این حجره ها یا غرفه های داخلی رو به اشتراکات فرهنگی اختصاص بدیم!... مهندس شایان (پیام صالحی): مثله؟!... مهندس سارا ریاحی...
-
سگ سیاه افسردگی
سهشنبه 17 دیماه سال 1392 15:15
" تنها چیزی که مایه ی خجالت است از دست دادن یک زندگی است. " این جمله انتهایی انیمیشن سگ سیاه افسردگی ست که توسط سازمان بهداشت جهانی تهیه شده است. این انیمیشن زیبا و تاثیر گذار را حتمن ببینید. این انیمیشن زیبا را ازینجا دانلود کنید. اگر هم ادبی فلش پلیر ندارید ازینجا دانلود کنید .
-
خودم باید تصمیم بگیرم
سهشنبه 17 دیماه سال 1392 12:21
یک لیوان چای تازه دم برای خودم میریزم و همزمان با خوردنش پشت پنجره می ایستم. به بیرون نگاه می کنم. هوا بر خلاف باران و سوز و سرمای شدید دیروز، امروز بسیار آفتابی و دلخوشکنکه. این هوا آدم رو مشتاق میکنه برای یه پیاده روی جانانه. پنجره رو باز می کنم تا بادی به صورتم بخوره. با اینکه کمی سوز داره اما دلچسب و لذت بخشه. گل...
-
باید ایمان آورد
یکشنبه 15 دیماه سال 1392 15:00
باید ایمان بیاوری کسی هست که با مهرش تو را در آغوش گرفته بی آنکه ادعایی داشته باشد... اینجا
-
تعطیلات زمستانی دوست داشتنی :)
شنبه 14 دیماه سال 1392 09:15
درود و روز بخیر. بعد از 4 روز تعطیلی به موقع و به جا، امروز اومدم شرکت تا دوباره چرخ اقتصاد این مملکت رو با کمک سایر همکاران به گردش دربیاریم. این 4 روز تعطیلی موقعیت بسیار خوبی رو برای من به وجود آورد تا در کنار خانواده و دوستان قدیمی باشم و یک دل سیر همه رو ببینم، به اندازه بخابم، فیلم تماشا کنم، برم بیرون از شهر و...
-
خوش باشید
دوشنبه 9 دیماه سال 1392 15:30
این چند روز تعطیلی در خدمتتون نیستم. امیدوارم هر کجا هستید، با هرکسی هستید، شاد باشید و از لحظه های زندگیتون به نحو احسن استفاده کنید و زندگی و خوشیهاش به کامتون باشه. تعطیلات بهتون خوش بگذره
-
:-*
دوشنبه 9 دیماه سال 1392 13:20
عمارت کلاه فرنگی رشت دانلود کنید لینک قابل تامل راهکارهای پیش رو برای کسانی مناسب است که می خواهند به رئیسشان ثابت کنند در انتخاب و استخدام آنها اشتباه نکرده است: 1. خود را علامه دهر ندانید شما هم مثل هر انسان دیگری تنها بخشی ار علوم مختلف دنیا را آموخته اید و طبیعتا به همه دانسته ها مسلط نیستید. پس اگر کسی از...
-
زمانی برای دوست داشتن
یکشنبه 8 دیماه سال 1392 15:30
داستان فیلم در مورد کودکی معلول به نام بابک هست که از سوی پدر و برادرش طرد می شه تا جاییکه پدر بابک اون رو به آسایشگاه کهریزک می فرسته اما با دلسوزی مادر به خونه برگردونده و نگهداری میشه. بابک به خاطر وجود برادر کوچک خود و حساسیتهای موجود از خیلی از امکانات محرومه اما با وارد شدن دوست برادر بابک و همچنین معلمش به منزل...
-
کلاف سر در گم
یکشنبه 8 دیماه سال 1392 13:00
از تو ماشین خیابون رو نگاه می کنم. غروب شده و کلی جوون تو سنهای مختلف تو خیابونن. دختر ها با لباسهای آراسته و آرایش مثله بانو لیدی گاگا و پسر ها با تیپ الویس پریسلی در خیابون در حرکتند. دو تا جوون یه پاکت تخمه تو دستشونه و مشغول خوردن هستن. تعطیلی آموزشگاه هم شلوغی رو دو چندان می کنه. هر طرف رو که می بینی پره از دختر...
-
همینجوری :)
شنبه 7 دیماه سال 1392 15:23
از صبح هر چی چایی ریختم برا خودم سرد شده مدیونید اگر فکر کنید خاستم پز قندون ساخته میبد یزد رو بدم این پست هم یادتون نره
-
سه چیز را ...
شنبه 7 دیماه سال 1392 11:30
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ٫ قلم ٫ قسم سه چیز را پاک نگهدار : جسم٫لباس٫خیال سه چیز را آلوده مکن : قلب٫ زبان٫ چشم و هرگز فراموش مکن خدا و مرگ را
-
زندگی یعنی ...
پنجشنبه 5 دیماه سال 1392 15:20
فریبا این پست رو نوشته، منم میخام ادامه ش بدم. دوستان هر کی دوست داره به صورت تصویری تو وبلاگش این بازی رو ادامه بده فقط یادتون باشه ما رو بی خبر نزارین. زندگی یعنی: بخنـــــدی، اونهم قهقهه های بلند و طولانی ! اونقدر بخندی که نفست بند بیاد ! اگه دوستی داری که خیلی باهاش می خندی پس خیلی باهاش وقت بگذرون 1- پست بانوی...
-
:&
سهشنبه 3 دیماه سال 1392 15:00
ماسوله- فومن دانلود کنید لینک پیشنهادی چند تا راهکار برای مبارزه با اظطراب ۱. متخصص تمدد اعصاب شوید. همه ما فکر میکنیم که میدانیم چطور باید خودمان را ریلکس کنیم. اما دراز کشیدن جلو تلویزیون یا کامپیوتر ریلکس کردن واقعی نیست. (برحسب چیزی که تماشا میکنید یا کاری که انجام میدهید، ممکن است حتی فشار عصبیتان را بیشتر هم...
-
در باب رفقا
سهشنبه 3 دیماه سال 1392 14:30
زنگ زدم به دوستم. بعد از کلی احوالپرسی از خودش و خانوادش بهش میگم: راستی دیشب خابت رو دیدم. زنگ زدم حالت رو بپرسم که سالم و سلامتی؟ میگه خوبم و بعد از چند دقیقه حرف زدن، خداحافظی می کنیم از هم. چند ثانیه نشده که زنگ میزنه می گه: تو خابت من چه حالتی بودم؟ خندون، گریون، بی تفاوت؟ خاهرم میگه بهش بگو: بصورت پرسنلی دیدمت....
-
سنش اومده پایین
سهشنبه 3 دیماه سال 1392 11:30
من عاشق این جمله ی امام حسین هستم: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید دارم اخبار نگاه می کنم. خبر از اختلاسهایی که در دولت اردوغان انجام شده، این روز ها بر سر زبانهاست. تصویر ر.ضا ضر.اب که درین شاهکار اقتصادی ترکیه نقش اساسی ایفا کرده رو هم نشون می دن. خونده بودم سال 62 در ترکیه به دنیا اومده. به سن و سالش فکر می کنم که...
-
دو شاخه را بکشید
یکشنبه 1 دیماه سال 1392 08:45
-
یلدا خجسته
شنبه 30 آذرماه سال 1392 18:00
امیدوارم در طولانی ترین شب سال، وقتی قدم به اولین ساعات زمستان می گذارید، اتفاقات خوب را در کنار انسانهای خوب، زندگی کنید. یلدایتان خجسته زمستان تان قشنگ دلهاتان به گرمی خورشید
-
گاهی ...
پنجشنبه 28 آذرماه سال 1392 15:25
گاهی لازم نیست در آینه نگاه کنی تا خوبی، بدی، زشتی، زیبایی و .... را ببینی. به آدمها که نگاه کنی از هر آینه ای شفاف تر می توانی جواب سعالهایت را بگیری.
-
(^!^)
چهارشنبه 27 آذرماه سال 1392 14:00
دانلود کنید چند تا توصیه ی خوب پاییزی 1- محرک ها را بشناسید. کی و کجا این احساس به شما دست می دهد؟ آیا یک موقعیت خاص و یا یک فرد خاص، احساس پوچی شما را تحریک می کند؟ هر زمانی که آن محرک برای شما پیش آمد، آن را در ذهن خود ثبت کنید. از آن زمان به بعد، می توانید با توجه به نیازهایتان، تغییرات را بوجود آورید. 2- احساسات...
-
گیتارو با خودت نبر
سهشنبه 26 آذرماه سال 1392 14:41
یکی از دوستان مشترک من و خاهرم به تازگی تصمیم به مهاجرت به یکی از کشور های اروپایی گرفته و با عزمی راسخ و استوار در نظر داد تا پایان سال جاری به این آرزوی خود جامه ی عمل بپوشاند. در همین راستا ما هم بیکار ننشسته و برایش طوماری تهیه نموده ایم از برنامه هایی که بعد از گذاشتن چمدان در آن کشور قرار است انجام دهد. از...
-
دستمال کاغذی و اشک
دوشنبه 25 آذرماه سال 1392 14:26
دستمال کاغذی به اشک گفت : قطره قطره ات طلاست یک کم از طلای خود حراج می کنی ؟ عاشقم با من ازدواج می کنی ؟ اشک گفت : ازدواج اشک و دستمال کاغذی ! تو چقد ساده ای خوش خیالی کاغذی ! توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی وتکه ای زباله می شوی پس برو بی خیال باش عاشقی کجاست ! تو فقط دستمال باش ! دستمال کاغذی دلش شکست گوشه...
-
زنان این دیار
دوشنبه 25 آذرماه سال 1392 11:45
از خیابان که رد می شوم، بیلبوردش را می بینم که خیلیها برایش تبریک نوشته اند و آروزی موفقیت کرده اند. بیشتر از همه مردم دهستانش خوشحالند ازین موضوع و سر از پا نمی شناسند. می گوید از دل محدودیت متولد شده اما تلاش می کند تا محدودیت را با کمک مردم لولمان بشکند و شهرشان را نمونه کند. حرفهایش را که می خانم، خوشنود می شوم از...
-
اصلن ما پدیده ایم
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 15:15
ما ایرانی ها جماعت دوست داشتنی، با هوش، غیرقابل پیش بینی و اهل ریسکی هستیم و خیلی دوست داریم همیشه بر سر زبانها باشیم . باور نمی کنید؟؟؟؟ پس اینجا رو بخونید تا باور کنید. والا اصلن ما پدیده ایم...
-
مرا با عیبهایم دوست بدار
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:30
مدتها بود میخاستم به او زنگ بزنم تا احوالش را بپرسم اما هر بار یاد حرفهای آخرش می افتادم که جلوی دوستانم خُردم کرد، اصلن له ام کرد. هر بار که به یاد حرفهایش می افتادم یک حس بد و خوب در وجودم شناور بود. از یک طرف حرفهای خوب و انرژی مثبت و زیبا اندیشی اش را به یاد می آوردم و از یک طرف حرفهایی که در جلوی دوستانم به زبان...
-
تق تقی
پنجشنبه 21 آذرماه سال 1392 13:00
کوچیک که بودم آرزو داشتم یه کفش پاشنه بلند داشته باشم اما بیشتر اوقات کفشهای اسپرت و دخترونه نصیبم میشد. یک روز بدجوری به جان مامان افتادم که من کفش تق تقی سفید میخام. بالاخره مامان من و خاهرم رو برداشت و برد تا برای جفتمون کفش بخره اونم تق تقی. داخل مغازه که شدیم مامان به فروشنده گفت که چه مدل کفشی میخاییم و آقای...
-
یک کارآفرین موفق
چهارشنبه 20 آذرماه سال 1392 12:40
سرمایه ی بی نهایت من، علم من است. اینجا
-
زن ها و مرد ها
سهشنبه 19 آذرماه سال 1392 11:05
زن: غذا خوردن در رستوران زن غذا خوردن در رستوران را راهی می داند برای ایجاد و پرورش ارتباط، در میان گذاشتن مشکلات یا حمایت از یک دوست. سر میز غذا خوری، زن همه را با اسم کوچک صدا می زند چون این در ایجاد ارتباط موثر است. اگر باربارا و لیونا و روبین و لیزا با هم برای غذا خوردن بیرون بروند یکدیگر را با نامهای خود خاهند...
-
بدجور میسوزه
یکشنبه 17 آذرماه سال 1392 13:20
- دارم پیاده تو خیابون قدم می زنم. راننده ی ماشین که پرچم "یا حسین مظلوم" به آنتنش وصله زل زده به پالتوی کوتام. با خودم می گم: اون پرچم "یا حسین مظلومت" رو باور کنم یا چشم چرونیتو؟؟؟؟؟ - رفتم فیلم بخرم. فروشنده به جای 200 تومن باقی مونده دست کرد از تو دخلش و دو تا آدامس موزی بهم داد و گفت: بفرما...