-
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوشنبه 20 آبانماه سال 1392 13:19
چرا نگران باشیم. شاید هرگز پیش نیاید!!!!!!!!
-
قیمتی
یکشنبه 19 آبانماه سال 1392 14:00
تعریف پل خشتی لنگرود رو خیلی شنیده بودم. برای منی که هم گیلانی بودم و هم در لنگرود دانشجوی جهانگردی، خیلی بد بود که تا حالا ندیده بودمش. ما بین دو کلاس که بیکار بودم رفتم تا هم در بازار لنگرود قدمی بزنم و هم پل خشتی نامی رو ببینم. چند باری روی پل قدم زدم و مردم رو از آن بالا تماشا کردم. خیلیها به فعالیت روزمره شان...
-
قوانین نانوشته ای که خودت می نویسی
شنبه 18 آبانماه سال 1392 15:30
بعضی بازیها قانون خودش رو داره که گاهی ازین قوانین گریزی نیست. زندگی هم قانون خودش رو داره با هزار تا راه در رو و جدید. اگه یه روز تو یه قانونش گیر افتادی، نترس و یه قانون جدید برای خودت وضع کن. ما آدمها خلق شدیم که: یا راه بسازیم یا راه بیاییم. اگه بترسی یعنی درجا زدی و اگه درجا بزنی باید قید رویاهات بزنی. پس بشین و...
-
علم بهتر است یا ثروت؟
شنبه 18 آبانماه سال 1392 13:31
آنوقتها که بچه دبستانی بودیم، زنگ انشا معلمین گرانقدر هر چه موضوع شعاری بود و کلیشه ای از ما بچه های نسل سوخته بخت برگشته طلب می کردند جهت سیاه مشق. موضوع کلیشه ای "علم بهتر است یا ثروت؟؟؟" که مدتها مدنظر صاحب نظران و متفکران حوزه ی علم و ثروت بود به کلاسهای درس هم راه یافت تا از دیدگاه عامه ی تازه وارد شده...
-
خانوادگی :))))
پنجشنبه 16 آبانماه سال 1392 13:31
گفتگوی بین خاهرم و خاهر زاده ی 5/5 ساله م خاله: ماکان جوووووووووووون امشب رو اینجا بخاب تا فردا (شنبه) با هم بریم پارک ماکان: یعنی من نرم مهد. میخایی لال بی سواد بمونم؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی مملکت به همچین بچه هایی برای رشد و بالندگی نیاز داره
-
حتا اگر قهرمان باشی ...
پنجشنبه 16 آبانماه سال 1392 12:21
-
عباس انفورماتیک
دوشنبه 13 آبانماه سال 1392 11:00
جانم برایتان بگوید واحد انفورماتیک شرکت (همان واحد کامپیوتر ) تبحر زیادی در ترکاندن و از بین بردن کلیه سیستمهای اینترنتی، سخت افزاری و نرم افزاری و غیره دارند. خدا نکند روزی مشکلی برای یکی از برنامه هایمان پیش بیاید، حاضرم به هر کسی متوسل شوم برای بهبود سیستم جز این واحد انفور ماتیک. دیروز این بندگان خدا اینترنت شرکت...
-
بارون پاییزی
شنبه 11 آبانماه سال 1392 14:00
توی این هوای پاییزی و بارش بارانهای پی در پی، یه استکان چای خستگی یه روز شنبه رو از بین می بره. این آهنگ
-
فرار نکن
شنبه 11 آبانماه سال 1392 13:35
-
موزه ی میراث روستایی گیلان
پنجشنبه 9 آبانماه سال 1392 14:30
هفته هاست که برنامه ریزی کردیم بریم موزه ی میراث روستایی. با اینکه بیخ گوش مونه اما هر بار کاری پیش میاد که رفتن به اونجا به تعویق می افته. اگر آخر هفته به گیلان تشریف میارید حتمن ازین موزه بازدید کنید و یا اگر ساکن گیلان هستید و موفق به دیدینش نشدید در اولین فرصت این کار رو انجام بدید. مطمئن باشید دست خالی از موزه بر...
-
همه گاو ها گوساله به دنیا می آیند
چهارشنبه 8 آبانماه سال 1392 14:30
همۀ گاوها گوساله به دنیا می آیند من گوساله گاو به دنیا آمدم شیرم را دوشیدند شاخم را شکستند از دباغخانه که برگشتم عزیز شدم حالا نشسته ام پشت ویترین گالری کفش سایز 37 درست اندازۀ پای ملیحه! "اکبر اکسیر"
-
پا برهنه نپر وسط
چهارشنبه 8 آبانماه سال 1392 13:00
چه تحصیل کرده باشی یا پولدار و متمول، چه نامی سینما باشی یا بازیکن تیم ملی، چه پژوهشگر باشی یا مجری اما نادان که باشی کلیتت زیر سوال میره. خ ُ رد می شی زیر اینهمه نادانی. وقتی قضاوت می کنی، قضاون می شی. وقتی گمراه باشی دیگران رو هم گمراه می دونی. وقتی نادانی، ندانسته کاری می کنی که نادانیت، ضربه بزنه به روح آدم...
-
بادامهای نقره ای
سهشنبه 7 آبانماه سال 1392 12:45
6 سالم بود. رفته بودیم عروسی. بعد از مراسم عقد رسیدیم و همه داشتن از عروس خداحافظی می کردند تا راهیه خونه بخت بشه که قرار بود این خونه ی جدیدیش تو اصفهان باشه. همه از اتاق عقد رفتن بیرون جز چند تا بچه که زوم کرده بودن روی سفره ی عقد و هر چی که تو سفره بود رو رصد می کردن. دختر خاله م سریع یه بادام نقره ای رنگ شده از...
-
شاهگوش
دوشنبه 6 آبانماه سال 1392 13:50
دیشب اولین قسمت "شاهگوش" رو دیدم. محسن طنابنده و مرجانه گلچین عالی بودند. امیدوارم از قسمتهای بعد شاهد جذاب تر شدن سریال بشیم . خانندگی محسن طنابنده درین سریال واقعن دیدنی و شنیدنیه. همه چیز در مورد شاهگوش اینجا خانندگی محسن طنابنده در شاهگوش اینجا
-
عین واقعیت
یکشنبه 5 آبانماه سال 1392 14:00
بعضی از حرفها مثه چای دم نکرده می مونه که وقتی میریزی تو استکانت کلی تفاله داره و بی رنگه اما ریختی دیگه و نمی تونی برش گردونی تو قوری . پس وقتی حرفی رو می زنی ببین چطوری بیانش می کنی، دم کشیده یا از روی عجله دم نکرده شو تحویل خودت و دیگری می دی. این ایمیل رو دوست خوبم مرضیه برام فرستاده. ممنون مرضیه جانم خوش باشید
-
تا نگاه می کنی ...
شنبه 4 آبانماه سال 1392 15:00
بعد از مدتها تو همایشی که با کمک دوستان و به صورت مشترک در مورد رموز موفقیت برگزار کرده بودیم، دیدمش. آخه خیلی به مباحث روانشناسی علاقه داشت خودش دانشجوی کاردانی در رشته آموزش ابتدایی بود. کنار در ورودی سالن همایش همدیگه رو به آغوش کشیدیم. گفت: باران دو تا خبر خوب برات دارم گفتم: بگو ببینم غزل جان گفت: هم کارشناسی...
-
زندگی بی مبارزه
شنبه 4 آبانماه سال 1392 14:36
-
جمشیدی یوزپلنگ
شنبه 4 آبانماه سال 1392 12:45
مدتیه از شبکه سه سیما سریالی پخش میشه به اسم "پژمان" که داستان زندگی شخصی یک بازیکن فوتباله. من این سریال رو ندیدم اما آوازه ش رو خیلی شنیدم خصوصن که برادران قاسمخانی نویسندش هستند و همسرانشون هم درین سریال بازی می کنند و صد البته بازیکن دوست داشتنی سالهای نه چندان دور پرسپولیس "پژمان جمشیدی" هم به...
-
و اینگونه بود که ...
چهارشنبه 1 آبانماه سال 1392 09:50
رییس، من رو صدا کرد و گفت: خانوم باران من میخام برم ماموریت. شما که سلیقت خوبه برو یه کادویی بگیر واسه این همکارای خارجی که هم سنتی ایران باشه هم دستی. من بهش گفتم: به روی چشم رییس اما تو دل گفتم رییس برای اینکه یه 10 روز نبینمت حاضرم تا قله ی قاف هم برم. رفتم فروشگاه نفیس رشت که سوغاتهای بسیار زیبایی داره. حالا من هر...
-
رشد شخصی
سهشنبه 30 مهرماه سال 1392 12:40
میزان رشد شما در 5 سال آینده حاصل مجموع کتابهایی است که می خانید و انسانهایی ست که با آنها همنشین می شوید. برگرفته از کتاب فرزانگی نوشته جیم ران
-
قرینه
دوشنبه 29 مهرماه سال 1392 14:00
گاهی اوقات روز ها هم، بدجور قرینه ی هم می شوند.
-
نیازی نیست ...
شنبه 27 مهرماه سال 1392 16:00
این پست دلارام هم خوندنیه
-
هدیه ات بهترین بود کودک زیبا رو
شنبه 27 مهرماه سال 1392 11:30
روز شنبه باشد و بعد از سه روز تعطیلی شاهد موارد زیر باشی: خیابانهای شلوغ و پر ترافیک صورتهای پف کرده و چشمهای خاب آلود آدمهایی که با عجله به هر دری می زنند تا به محل کار یا تحصیل خود بروند بانکهایی با در بسته که عده ای پشتتش صف کشیده اند تا متصدیانش نزول اجلال کنند و درین حین کودکی ببینی 4- 5 ساله سفید رو با موهای بور...
-
همکاره داریم!!!!!!!!!!
سهشنبه 23 مهرماه سال 1392 09:08
شماره ام رو به همکارم دادم تا هروقت از سرویس جا موند بهم زنگ بزنه و به آقای راننده بگم یه چند دقیقه ای منتظرش بمونه اما بیشتر اوقات بازم جا می مونه. بهش می گم خانوم همکار امروز آقای راننده منتظر شما موند، نیومدید!!!!!! گفت: خاب موندم. در همین راستا تصمیم گرفتم صبحها از خاب بیدار می شم یه زنگی به ایشون بزنم تا ایشون رو...
-
زندگی با همین بهانه ها زیباست
دوشنبه 22 مهرماه سال 1392 13:10
زندگی با همین بهانه ها برایم زیباست وقتی: *مقداری پول توی کیف یا مانتوم پیدا می کنم که خودم از وجودش بی خبر بودم و با لذتی وصف ناشدنی برای خرج کردنش نقشه می کشم. انگاری گنجی بزرگ پیدا کردم. * چای با خرمای تازه یا زولبیا می خورم. * وقتی بارون میاد و تو ماشینم، شیشه رو تا آخر میکشم پایین که قطرات بارون بهم بخوره. *...
-
من پاییز را نفس می کشم
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 13:00
عقربه های ساعت به 4 بعد از ظهر نزدیک می شوند. هوای پاییزی رشت، آفتابی و عالیست. به خودم قول دادم به بعد از تعطیل شدن از محل کارم پیاده روی کنم. از رییسم خداحافظی می کنم. می گوید میخایید برید خانوم باران؟ لبخندی می زنم می گویم بعله. "توی دلم بهش می گویم نه میخاهم بمانم اینجا ور دلت. امروز هر طوری شده باید پیاده...
-
محمد خاتمی
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 08:25
ای شیخ اصلاحات ای مرد 30 یا ست 70 سالگیت مبارک
-
خودزنی
شنبه 20 مهرماه سال 1392 12:55
دو سال پیش با خاهرم به یکی از مراکز لاغری در رشت رفتیم. دیدن آدمهایی که شاید تفاوتی با دیگران داشتند و آنهم فقط وزن زیاد از حد شان بود، برای منی که در برابرشان ذره ای هم به حساب نمی آمدم، جالب بود. خب من یک جا یه عده ای آدم با وزن زیاد ندیده بودم حتا خاهرم هم بعد از دیدنشان بنظرم بی خودی آمده بود اینجا. آدمها یکی یکی...
-
پل های پشت سرت رو خراب نکن
شنبه 20 مهرماه سال 1392 08:45
نوجوون که بودم و در حال رشد و یادگیری و تضاد تفکر با دیگران و اختلاف نظر، هر کی بهم می رسید می گفت: پل های پشت سرت رو خراب نکن. امروز که نگاه می کنم به گذشته می بینم چه خوب شد که پلهای پشت سرم رو خراب کردم. اگر پلی استحکام و ظرفیت و استواری نداره همون بهتر که خراب شه، بریزه، نابود بشه، از بین بره چون برگشت به اون طرف...
-
30
چهارشنبه 17 مهرماه سال 1392 08:15
17 مهر 92 - 17 مهر 62 = 30 با تمام وجودم دوستت دارم و تو را به آغوش می کشم. میدانم مرا در خود گم نمی کنی، حل نمی کنی، سردرگم نمی کنی بلکه قرار است یادم دهی ادامه ی راهی هم هست پس طاقتی و توانی و همتی باید باشد . به یاد تمام روز های پر تلاطم و مهربان، آن 29 سال محبوب و نامحبوب را در غربالی می ریزم تا بد ها جدا شوند و...