-
شیرینی که دل آدم را میزند
یکشنبه 24 فروردینماه سال 1393 13:17
استاد اصغری به ما جامعه شناسی تدریس می کرد و الحق از ایده های جدید استقبال و تشویقمان می کرد تیم تحقیقاتی برای ایده هایمان تشکیل دهیم و مکتوبشان کنیم تا برای دانشجویان ورودی سالهای بعد بعنوان مرجع باقی بماند. استاد اصغری همیشه با سوالهای نابش ما را به فکر فرو می برد و میخاست جوابی حسابی و با دلیل ارایه دهیم. یکروز که...
-
وقتی نقی باید جور یه رسانه رو بکشه
شنبه 23 فروردینماه سال 1393 13:13
این کانالای دایره رنگی رو بالا و پایین می کنیم تا یه فیلم گیرمون بیاد که بشه تماشاش کرد. کامپیوتر خونه به لطف خاهر زاده و برادرزاده که با گیم نت اشتباه گرفتن اتاقمون رو، تعطیل شده ( از کار افتاده) برای همون لنگ اونور آبیم تا یه فیلم ببینیم و یه قری تو کمر بدیم آخر شبی. می زنم کانال نکس وان، داره یه فیلم ترکی می ده به...
-
می خندی به ...
پنجشنبه 21 فروردینماه سال 1393 11:32
وقتی یک حادثه را زندگی می کنی و خطراتش را می پذیری و بسلامت از آن عبور می کنی، می خندی به رهگذرانی که بی آنکه خطر کرده باشند، قضاوتت می کنند.
-
سال جدید و آبدارخانه بی صاحاب
سهشنبه 19 فروردینماه سال 1393 15:30
از روز اول شروع به کار در سال جدید، کلیه ی همکاران شرکت به خودکفایی رسیدیم و حتا به این خودکفایی به مدیرعامل محترم هم سرایت نموده. جانم برایتان بگوید این آقای خدماتی شرکتمان جوانی ست 25 ساله بسی سر به هوا و شر. روز اول شد نیامد، روز دوم شد نیامد، روز سوم شد باز هم نیامد. حتا به قسمت اداری هم اطلاع نداد. کسی هم پی ش را...
-
!!!!!!!!!
سهشنبه 19 فروردینماه سال 1393 11:31
برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند. کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند. " ری بربری "
-
سبک و سنگین
یکشنبه 17 فروردینماه سال 1393 14:15
بعضیها از کلمات قلنبه در گفتارشان استفاده می کنند اما از درک ساده ترین کلمات عاجزند. بعضیها به سادگی سخن می گویند و به سادگی عمل می کنند و به سادگی می فهمند اما حرفهای قلنبه در کتِشان نمی رود. بعضیها هم ساده اندیشند و هم قلنبه اندیشِ حرف و عمل.خوب گوش می کنند، خوب درک می کنند، خوب عمل می کنند. تکلیف بعضیهای دیگر که...
-
این 16 روز دوست داشتنی :)
شنبه 16 فروردینماه سال 1393 10:51
16 روز بخور و بخاب و تعطیلی تموم شد. و اومدم سرکار. اصلن یه عالمی داشت این دو هفته. بیدار موندنهای شبانه، تا دیر وقت خابیدن، بودن در کنار عزیزان، بارش برف و باران گاه و بیگاه و تماشاشون از پشت پنجره و ازینکه خیالت راحته قراره فقط تماشاشون کنی نه اینکه بری بیرون و خیس بشی، تصمیمهای تازه برای زندگی، همه و همه از برکت...
-
نوروز خجسته :)
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1392 20:28
نوروز خجسته
-
:))))))))))))))))<
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1392 10:00
امروز آخرین پنجشنبه ی سال است. آخرین پنجشنبه ای که بعد از غروبش، سالی جدید آغاز می شود. سالی که باید در آن زندگی کرد، بزرگ شد و بزرگی کرد، درد را مرهم شد، پذیرای اتفاقات جدید و خوشایند شد. تلاش و صبوری را تمرین کرد . سال جدید را با تفکری جدید آغاز کنیم، با مهر به سراغش رویم و تا آخرین لحظه، میزبان خوبی برایش باشیم....
-
یکی از آخری ها
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1392 09:14
اسفند آخرین نفس های خودش رو میکشه و جای خودش رو به فروردین تازه نفس میده تا با زایش و زیباییش به همه ی ما بفهمونه باید به طبیعت، به عشق، به زندگی ایمان آورد. اسفند، ماه سختی از نظر کاری بود. بیشتر روز ها اضافه کاری می موندم و وقتی میرفتم خونه دیگه توانی برای بیدار موندن و فیلم دیدن و پذیرایی مهمان نبود. سال 92 با همه...
-
مبادا زندگی را گم کنی
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1392 12:55
وقتی چهارشنبه سوری میشه، یاد فیلم چهارشنبه سوری اصغر فرهادی میفتم. روزی که یکی از آخرینها برگزار میشه و قراره آدمها از روی آتش بپرند و این سنت کهن و دیرینه رو زنده نگه دارند اما آدمهای شهر هر کدوم با آتشی که در درون شون با پرجاست، در جنگند. آتشی که باید مرهمی براش ساخت بعد از خاموشی یا اصلن راهی پیدا کرد تا بشه خاموشش...
-
خار و خسی
یکشنبه 25 اسفندماه سال 1392 15:57
عدسی وقت پختن، از ماشی روی پیچید و گفت این چه کسی است ماش خندید و گفت غره مشو زانکه چون من فزون و چون تو بسی است هر چه را میپزند، خواهد پخت چه تفاوت که ماش یا عدسی است جز تو در دیگ، هر چه ریختهاند تو گمان میکنی که خار و خسی است ... امروز بزرگداشت پروین اعتصامی ست. روحش شاد.
-
تو که خیال می کنی ...
شنبه 24 اسفندماه سال 1392 15:24
سرک کشیدن تو زندگی دیگران همیشه جذاب تر و لذت بخش تر از زندگی خودمونه. این روز های آخر سال منصف تر باشیم نسبت به بعضی از رفتار های ناپسند مون. این پست
-
ای حافظ شیرازی/ تو محرم هر رازی
شنبه 24 اسفندماه سال 1392 09:45
سال 82 بعد از قبول نشدن در کنکور، تصمیم گرفتم برم کلاس. با دوستم اعظم (دو تا ناکام کنکوری ) رفتیم سازمان فنی و حرفه ای تا ببنیم چه کلاسی می تونیم ثبت نام کنیم. همه ی کلاسها پر شده بود و فقط یه گزینه پیش روی ما بود: کلاس تعمیر وسایل خانگی. بله ما این کلاس رو که یک دوره ی 8 ماهه بود ثبت نام کردیم و هر روز خوش و خرم از 8...
-
سخت و آسان
چهارشنبه 21 اسفندماه سال 1392 11:27
شب است و سکوتش. هدست به گوشم. پاهایم را به روی مبل روبرو انداخته ام و بدن خسته ام را بر دیگری، لم. کتاب به دست و جملات زیبایش را نوش جان می کنم. جملاتش ساده اند اما عمیقند و وسیع. جملاتی ساده که با دید دیگری نگاشته شده. صفحات را یکی پس از دیگری ورق می زنم. متوقف می شوم در یک جمله. یک بار، دوبار، اصلن چندبار می خانم....
-
لطفن بازم جای خالی :) + ادامه نوشت
دوشنبه 19 اسفندماه سال 1392 14:41
چقدر به حرفهایی که در زندگی می زنی ایمان داری؟ با تمام وجودت نوش جان کردی اعتقادات و حرفها و ایمانت رو یا فقط خوب حرف میزنی و شعار میدی و .... 1- چند سال پیش با دوستانمون رفته بودیم یک همایش محیط زیستی که در یکی از دانشگاههای آزاد معروف استان گیلان برگزار میشد. مدعوین و استادان یکی پس از دیگری در مورد نقش و اهمیت...
-
جای خالی را پر کنید + اضافه نوشت
شنبه 17 اسفندماه سال 1392 15:33
حریم شخصی یعنی .... خاهر بهار نوشته: اینکه مامان ندونه من شامپو نرم کننده دارم فاطمه نوشته: حریم شخصی یعنی حرمت گذاردن به خواسته های من وعلایق من .. زویا نوشته یعنی پاتو از گلیمت دراز نکن بانوی ماه نوشته: یعنی زندگی من به خودم مربوط و زندگی تو به خودت. بیا به دایره ی دیگری وارد نشویم..... ساسا نوشته: هوی حواست باشه...
-
درخت
پنجشنبه 15 اسفندماه سال 1392 15:44
امروز 15 اسفند در تقویم ایران، روز درختکاری نامگذاری شده. امیدوارم هر درختی که امروز می کاریم سایه بانی باشد برای آیندگان مان نه قلمهایی برای از بین بردن هویت و اصلتمان. * این ویدئو ** این پست
-
واقعیت موجود
چهارشنبه 14 اسفندماه سال 1392 13:48
-
ادراک ناپخته، ابزار سنجش هیچ چیز نمیتواند بود*
سهشنبه 13 اسفندماه سال 1392 11:40
صبحها که سر ایستگاه همیشگی منتظر سرویس شرکتم، آدمهای مختلفی در حال گذر می بینم. ناخودگاه یکی از این آدمها سوژه ی روزم می شن تا که سرویس برسه و داستان پردازیم تموم بشه. امروز یک آقای میانسال توی خیابون منتظر تاکسی بود. کلاه کاموایی به سر داشت و لباسهای خیلی ساده به تن و ساک دستی که گویا ظرف غذایی رو در اون گذاشته بود...
-
خود درمانی
یکشنبه 11 اسفندماه سال 1392 14:41
برای خیلی از ما پیش اومده که دچار سرماخوردگی بشیم و به حال زار بیفتیم. چون گمان می کنیم سرماخوردگی در چند روز بهبود پیدا میکنه، شروع به خود درمانی و مصرف خود سرانه دارو می کنیم و با این کار اگر چه به صورت موقت بیماری بهبود پیدا میکنه اما ویروسش در بدن باقی می مونه و اثراتش در دراز مدت خودش رو نشون میده. تغذیه ی مناسب،...
-
من .... هستم !!!!!!!!!!!!!
پنجشنبه 8 اسفندماه سال 1392 14:00
تصمیم گرفتید یک روز رو با عزیزانتون در طبیعت زیبا بگذرونید. همه ی وسایل مورد نیازتون رو آماده کردید و خوردنیها رو در امن ترین جای ماشین گذاشتید و مشغول نشستن با همراهانتون در ماشین هستید و سرو صداتون کل فضا در برگرفته و با هم کلیه وسایل رو مرور می کنید: توپ، بدمینتون، زیرانداز، چای و ... راننده مشغول روشن کردن ماشین...
-
بهمین آسانی
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1392 15:25
عشقبازی به همین آسانی است… که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حرّاج کنی رنجها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی و بپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتریهایت را با خود ببری تا لبخند روانشاد مجتبا کاشانی این ویدئو
-
خانه تکانی
یکشنبه 4 اسفندماه سال 1392 13:31
هر سال دم عید، خونه ی ما به طرز عجیبی دچار خانه تکانی میشه. خب من و خاهرم خونه نیستیم که در خانه تکانی کمک حال باشیم و وقتی از سرکار برمی گردیم اونقدر خسته ایم که مجالی حتا برای خودمون نمی مونه تا به کار های عقب مونده مون برسیم فقط می مونه جمعه ها که به اجبار باید زود از خاب بیدار شد تا بتونیم حداقل اتاق خودمون رو تا...
-
خاکساران جهان را به حقارت منگر
پنجشنبه 1 اسفندماه سال 1392 11:44
چند سال پیش من عضو یک انجمن محیط زیستی بودم که به صورت داوطلبانه در گیلان فعالیت می کرد. این انجمن علاوه بر تشکیل جلسات متعدد در مسایل محیط زیستی، یکی از بزرگترین دغدغه و فعالیتهاش مربوط می شد به آموزش در روستاهای گیلان. در سال 85 بهمراه اعضای این انجمن 25 روستا رو در زمینه حفظ محیط زیست، آگاهی رسانی، اهمیت زباله های...
-
تو بهترینی... باور کن
سهشنبه 29 بهمنماه سال 1392 13:31
گفت: اگر د.ی.ن و م.ذ.ه.ب رو قبول نداری حداقل که خدا رو قبول داری... گفت: خداوند گفته من از روح خودم در شما دمیدم یعنی خودت خالق خودت و رفتارهایت و زندگیت هستی، یعنی خودت تصمیم میگیری رشد کنی، بزرگ بشی و جوانه بزنی، کار کنی، عشق بورزی و به همگان عشق ورزی رو بیاموزی حتا اگر کسی تو رو آزار داد. گفت: همه ی این زیباییها...
-
بد اخلاقی یا بی اخلاقی؟
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1392 12:21
در خیابان گاماس گاماس می آمدیم و زل زده بودیم به مغازهایی که حراج زده بودند محصولاتشان را که یکباره صدای داد زنی را شنیدیم که متلکهای دو پسر جوان نادان را داشت باز پس می داد. یکباره برگشتیم که منبع صدا را دریابیم، دیدیم آن خانوم دارد هر دو را با برابری تمام با کیفش مورد عنایت قرار می دهد و از کوشش هم دست بر نمی دارد و...
-
یه ارشد و اینهمه تئوری
شنبه 26 بهمنماه سال 1392 12:52
با آبجی خانوم اومدیم امتحان ارشد بده. ساعت 8 بود اما بازم داوطلبا داشتن می رفتن سر جلسه ی امتحان. از قدیم رسم بوده نیم ساعت قبل امتحان باید تو محل حضور داشت و راس ساعت 7/30 در ورودی بسته بشه اما هر چه که از ساعت 8 میگذره بر تعداد داوطلبا افزوده میشه. یعنی مملکتی که داوطلباش دیر می رن سر جلسه ی امتحان و مسوولانش نیم...
-
یکم روزانه
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1392 15:11
* خیلی خوبست آدم با کسی حرف مشترک داشته باشد. مثلن هر وقت مدیر تولید ما تشریف می آورد شرکت، کلی با هم در مورد کتاب و فیلم حرف می زنیم. جشنواره فیلم فجر امسال موضوع بحثمان بود امروز. * یکی از دوستانم بشدت اهل اینترنت و فیص بوک است. به پیشنهاد من یک روز برای خودش به اسم روز "بدون اینترنت" نامگذاری کرده البته...
-
اطاعت امر
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1392 10:30
آمده ایم دستگاه همایونی، حین انجام اعمال یومیه سرکی هم من باب احوالپرسی از دوستان، می بینیم این یار فرنگ رفته مان بانو نیمروز ما را به بازی دعوت نموده اند آنهم بازیِ وبلاگی ( این فرهنگستان زبان چه واژه ای رو برای وبلاگ گذاشته؟) گفته اند گویا باید از آرزوهایی که در دل و ذهن بوده و به آنها رسیده ایم پرده برداریم و ما...