X
تبلیغات
رایتل

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

دوشنبه 30 دی‌ماه سال 1392 ساعت 15:55
خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید
به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها
تپش تبزده نبض مرا می فهمید
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید
خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید
منکه حتی پی پژوک خودم می گردم
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید
"محمد علی بهمنی"


دی ماه هم تمام شد و تا دی ماه سال آینده کسی نمی داند کجای این کره خاکی ایستاده. پس تا هستیم زندگی کنیم، آزاد و آرام و شاد
برچسب‌ها: شعر نوشت

سپاسگذارم

جمعه 27 دی‌ماه سال 1392 ساعت 09:00
این آهنگ
برچسب‌ها: جمله نوشت
( تعداد کل: 26 )
   1       2       3       4       5       ...       13    >>