X
تبلیغات
رایتل

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد

چهارشنبه 30 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 09:40

مهم نیست چای صبح دم رو با کوکی لاهیجان می خوری یا با باقلوای تبریز یا حتا یه قند کوچیک

مهم اینه که این چای رو با عشق نوش جان کنی

 و بدونی که لایق بهترین ها هستی



اوتیسم

دوشنبه 28 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 12:21


گوشها منتظر بانگ جرس های من اند
کوچه ها منتظر بانگ قدم های تواند
تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو
تو از این وادی سرما زده نومید مباش
«دی» زمانی دارد
و زمستان اجلش نزدیک است
من صدای نفس باغچه را میشنوم ...

"مجتبی کاشانی"

چند روزِ که در سایتها و شبکه های اجتماعی خبر ترک خانوم لادن طباطبایی از ایران به دلیل درمان دخترش سها  دست به دست می چرخه و خیلی ها موضوع رو چنین عنوان کردند که رفتار ایشون به خاطر پناهنگی هست و بس و هر کس با ظرفیت فکری خودش نسبتی رو به ایشون دادن. بنظرم باید مادر بود تا جنس این احساس رو فهمید و باید کودک مبتلا به اوتیسم داشت تا حجم این نگرانی رو درک کرد.

من بشخصه از نزدیک شاهد کودکی 10 ساله مبتلا به اوتیسم در نزدیکان خودم هستم. خوش به حال سها که مادری به این دلسوزی و قوی داره و برای درمانش تا اون سر دنیا هم رفته تا فرزندش بتونه زندگی عادی رو مثل بقیه داشته باشه. اوتیسم بیماری خطرناکی نیست اما کودک مبتلا به اوتیسم همیشه دوست داره تنها باشه و جمع گریزه، کار های تکراری زیاد انجام میده که بهش آرامش میده، بیقراره، حافظه ی تصویری بسیار قوی داره و در زمینه فعالیت های انفرادی بسیار موفق عمل می کنه. 

حالا علت اوتیسم هر چه هست مهم اینه که خانوم طباطبایی بعد از فهمیدن این موضوع که دخترش نیاز به حمایت، توجه، محبت و آموزش داره خودش رو مسوول دونسته و با اطلاع رسانی خاسته به گوش همگان برسونه که باید برای اوتیسم کاری کرد و هیچ ابایی ازین موضوع نداره که یک بازیگره و فرزند خودش مبتلا به اوتیسمِ. خانوم طباطبایی راست میگه خیلی از خانواده ها بی توجه به این موضوع و با مقاومت زیاد، از آموزش و همراهی فرزند خودشون شانه خالی می کنند و بار سنگین به دوش خود کودک میفته که به تنهایی و ناخاسته باید تاوان بده.

به احترام لادن طباطبایی عزیز و تمام مادران و پدرانی که از اختلال اوتیسم فرزندشون آگاهند و همه انرژی و تلاششون برای بهبود فرزندشونِ و آگاهی سازی دیگران، تعظیم می کنم و امیدوارم روزی سُها خودش سفیر اوتیسم بشه و آگاه سازی در این زمینه رو انجام بده.

و سخن آخر اینکه باید مادر بود تا بعضی از دردها رو فهمید و با همه ی وجود درک کرد...

 و باید درد داشت تا درد دیگری را درک کرد...

و باید انسان بود تا دیگری را قضاوت نکرد.....

همین



هر دم ازین باغ بری میرسد/ تازه تر از تازه تری می رسد

یکشنبه 27 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 15:15

بعد از افتادن اهالی فوتبال به جان هم

الان اهالی هنر هم به جان هم افتادن

دقیقن یه جای کار می لنگه اما نمی شه حدس زد کجا!

ملت همون ملتن هیچ فرقی نکرده

هیچ تفکر و تعمقی هم پشت اینهمه کشمکش نیست گویا

فعلن که انگیزه ی اصلی دوستان، ریختن پته همدیگه روی آبه

خدایا با این طرز فکرا خودت عاقبت ما رو بخیر کن

هر چند از دست خدا هم کاری بر نمیاد تا طرز فکر و طرز گفتارمون عوض نشه.

حرفهای امیر تقوی هیچوقت یادم نمیره (تو جواب به کامنتها)  که میگه:

"دموکراسی برای مردمانی که امت هستند نه ملت، برای مردمانی که روزی ۲۰ دقیقه مطالعه نمیکنند، سالی یکبار مرزهای جغرافیای خودشون رو برای تجربه کردن دنیا و فرهنگهای دیگر پشت سر نمیگذارند، بیشتر لایک میکنند تا فکر و ………………………… چیزی جز یک تراژدی مصیبت بار نخواهد بود. فکر نمیکنم مردم مصر و عراق و لیبی و تونس و افغانستان امروز خوشحال تر از زمانی باشند که در استیداد زندگی میکردند! استبداد بهترین راه برای مدیریت کردن امتهای نادان است! اقلا تعداد کشته ها در هر سال رو اگر در این کشورها با زمان استبداد مقایسه کنیم فکر کنم موضوع روشن بشه!"

به هر حال باید منتظر گیس و گیس کشی باقی اصناف از لفافه بصورت علنی بود. کلن این افه 2500 سال فرهنگ و تمدن رو باید کجای دلمون بزاریم؟



( تعداد کل: 15 )
   1       2       3       4       5    >>