X
تبلیغات
زولا

رد شدم :!

دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 13:13

5 شنبه ساعت 18/30 عصر

مسوول ثبت نام آموزشگاه گفت: یکشنبه بیا ساعت 7 امتحان آیین نامه رو بده ایشالا قبول شدی در مورد امتحان شهر برات توضیح میدم که چیکار باید بکنی فقط سعی کن قبلش حتمن یه جلسه با یکی از مربیان آموزشگاه بری برای تمرین.


یکشنبه ساعت 6/30 صبح

چای تازه دم رو خورده نخورده، لباس پوشیدم رفتم تا سر خیابون. ماشین دربست گرفتم تا راس ساعت جلوی آموزشگاه باشم. 5 دقیقه به 7 دو تا خانوم دیگه منتظر بودند + دو تا مربی تا یکی بیاد در رو باز کنه. ساعت 7/5 آقای مسوول خوش اخلاق اومدن و درو باز کردن و کم کم باقی کارآموزها و مربیان هم وارد شدند. من به ساعتم خیره میشم ساعت 7/15 ست و خبری از امتحان نیست. مسوول ثبت نام کارتکسها رو یکی یکی میگره و میگه بیرون منتظر بمونید. ساعت یکربع به 8 صبحه و باز هم خبری از امتحان نیست.  

به گفته ی مسوول ثبت نام و برنامه ریزی بنده که قرار بود تا ساعت 8 تموم بشه امتحان، ساعت 8/15 وارد سالن شدیم و جناب سرهنگ بعد از سلام و احوالپرسی گفت: بهتره برای هم ارزش قایل باشیم و احترام هم رو داشته باشیم چون چند روز پیش یه آقای تحصیل کرده بمن گفته تو حرف زدنتو بلد نیستی و منم بیرونش کردم اما اومده معذرت خاهی کرده (حاجی اصل ماجرا رو تعریف نکرده اما من موندم چه ملت درگیری داریم بخدااااااااا بالاخره در روز باید به چیزی گیر بدن تا شبشون روز بشه)

نیم ساعت در مورد محتویات کتاب صحبت کرد و گفت 90% سوالات از توضیحات من میاد. (خداییش من اصلن چیزی نخونده بودم خدا پدرشو بیامرزه واااااااااااالا) بالاخره ده دقیقه به 9 امتحان شروع شد. جالب ترین قسمت ماجرا اینجا بود که یکی از کارآموزا یک دقیقه مونده بود به امتحان رسید ....

9/10 امتحان تموم شد و مشغول تصحیح کردن بود و همچنان حین تصحیحی حرف هم میزد جناب سرهنگ. می گفت: رفتم جشن گلریزون برای کمک به یکی از راننده ها که بتونه با پرداخت دیه از زندان بیاد بیرون ولی من کمک نکردم. چرا بایستی اینکار رو انجام می دادم وقتی راننده میدونه بیمه ش تموم شده چرا نشسته و ماشین رو بیمه نکرده. آقای سرهنگ با این حرفش منو یاد فیلم مارمولک انداخت که مهران رجبی قرار بود نماینده ی مردم بشه و داشت لیست بدهکاران رو نگاه می کرد. رسید به یکی که 500 هزار تومن بدهکار بود. رو میکنه به مشاورش و میگه:اووووو این اینقده بدهکاره همون بهتر که بمونه همون تو (زندان)

سر آخر هم بنده 6 تا غلط داشتم و ناکام و شکست خورده، راهی محل کارم شدم 


هفته ی دیگه یکشنبه دوباره باید برم برای امتحان آیین نامه



برچسب‌ها: دست نوشت

....

یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 11:08

بعضیها دل بخشش ندارند نه در مال نه در مهر

بخشش را باید از طبیعت یاد گرفت ... 



برچسب‌ها: کوتاه نوشت

جایزه ی رایگان عوارضی پسند

پنج‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 14:00

قبل از بازی والیبال ایران و روسیه مجری گفت: توی مسابقه ی پیامکی برنامه شرکت کنید.

برد ایران عدد 1 و برد روسیه عدد 2 / پیامک  به شماره ی20000360

وسطای بازی من شربت خنک به دست و پر استرس و هیجان زده از ست چهارم متوجه شدم یه مسیج برام اومده. دیدم نوشته :

"برنامه توپ و تور"

470 هزار ریال اعتبار برای شما منظور شد. جهت دریافت سیم کارت رایگان سریعن ......... ثبت نام کنید.

بعد از مراحل ثبت نام نوشته که 9900 تومن بابت مالیات و عوارض بپردازید. خب من موندم اون رایگان بودن سیمکارتش چیه این مالیات و عوارضش چی؟

تصمیم گرفتم 100 تومن بزارم روی 9900 تومن، نقش یه فرشته مهربون باشم که هر شبی 2000 تومن 2000 تومن زیر بالش بچه خاهرم میزاره بخاطر کار های خوبی که میکنه. تازه کلی هم دل بچه شاد میشه.
عطای رایتل رو به لقاش بخشیدم. کلن توی این مملکت جایزه هم بخای بگیری باید سلسله مراتب رو بعمل بیاری البته خُشکه بیشتر مدنظر عزیزان هست و لاغیر ...




برچسب‌ها: دست نوشت
( تعداد کل: 34 )
   1       2       3       4       5       ...       12    >>