X
تبلیغات
زولا

ابد و یک روز

سه‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 12:31

"ابد و یک روز" سرگذشت آدمهای مفلوک و فقیر در جامعه ی ایران است که هر طرف قضیه را جمع می کنی از یک جای دیگرش بیرون می زند.  این فیلم سیمرغهاش را مدیون بازی روان و حرفه ای بازیگرانش خصوصن نوید محمد زاده و پیمان معادیِ است که بی اغراق می توانم بگوم آنقدر این نقش ها باور پذیر بودند که یک جاهایی اشک آدم را در می آوردند. خصوصن صحنه ای که محسن (نوید محمدزاده) تمام تلاشش را می کرد و به نرده ها چسبیده بود تا دوباره به کمپ برنگردد و اشک های سمیه (پریناز ایزدیار) اشک هر کسی را جاری می کرد و این ناراحتی را می شد در صدای تماشاچیان در سینما شنید.
این فیلم گرانبهای سینمای ایران را از دست ندهید.


* تشکر ویژه از شبکه جم که با پخش تیزر های این فیلم باعث شد در روزی غیر از نیم بها، سینما جای سوزن انداختن نباشه و تشکر از ملت ایران که نیمی از ارز این کشور رو سالانه جهت سفر تامین می کنند. بالاخره تبادل فرهنگی که میگن همینه دیگه.

گلی ترقی

سه‌شنبه 24 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 11:48

تولد دوسال پیشم همکارم یه کتاب برای من خرید به اسم "خاطره های پراکنده" از گلی ترقی. خب این کتاب همونطور دست نخورده توی قفسه باقی موند و میلی هم به خوندنش نداشتم چون بیشتر کتاب در زمینه روانشناسی مطالعه می کردم تا اینکه فیلم درخت گلابی داریوش مهرجویی رو دیدم و چقدر ادبیات گلی ترقی به دلم نشست. خاطرات پراکنده رو که خوندم همه ی کتابهاشو به غیر از دو تا گرفتم و توی یکهفته خوندم. می تونم بگم قلم این بانو بی نظیره. توصیفاتش از صحنه ها و خاطرات بی ماننده. با اینکه همه ی کتابهایی رو که از ایشون خوندم عالی ، بی نظیر و دلنشینه اما دو کتاب "جایی دیگر" و "فرصت دوباره" رو از همه بیشتر دوست داشتم. اگر به کتابهای داستانی علاقه دارید خوندن کتابهای گلی ترقی نازنین رو با اون ادبیات بی نظیرش بهتون توصیه می کنم.

گلی ترقی عزیز هم مثل من 17 مهر متولد شده

لیست زیر کتابهایی که ازین نویسنده خوندم:

- من هم چه گورا هستم

- خاطره های پراکنده

- دو دنیا (ادامه ی کتاب خاطره های پراکنده)

- فرصت دوباره

- جایی دیگر

- اتفاق

- خواب زمستانی



حرفهای کمی هنری

دوشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 14:14

- کانال های اجنبی رو بالا و پایین میکردم،  داشت تبلیغ فیلم های ایرانی روی پرده سینما رو نشون می داد. اونهفته که داشتم از کنار سینما رد می شدم جلوی دو تا سینمای همجوار رشت جای سوزن انداختن نبود. هم برای سالوادور و هم برای ابد و یک روز کلی آدم واستاده بودند برای خرید بلیط. خوشحال شدم ازین بابت. بالاخره سینما هم داره روز های خوبی رو به خودش می بینه که این رو مدیون شبکه هاییه که تبلیغات مجانی براشون انجام میده که مصداق بارز این شعره که:

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد


- چند روز پیش داشتم نقد فیلمهای اخیر ویژه جشنواره رو می خوندم که منتقد عزیز بدجور فیلمها رو زیر ساتور نقادیش قرار داده بود. آخه یکی نیست به این منتقدان بگه ازین پیکر داغان سینمای ایران چی میخایید.به قول مسعود شصت چی(مهران مدیری) تو مرد هزار چهره به منتقد برنامه امیدروحانی می گفت: (با لحن مهران مدیری بخونید) ببخشید شما پول میگیرید فیلم نقد می کنید؟


-درینکه رامبد جوان با روحیه ی طنزی که داره و خلاقیت فراوانی در خودش نبودن داره شکی نیست آما خندوانه تونسته بین مردم خوب جا خوش کنه و خیلیها یاد گرفتن بخندن، بخندونن حتا لب بزنن. تبریک به خندوانه و عوامل زحمتکشش. امیدوارم تو سال جدید این تیم بتونه خلاقیت از خودش بروز بده  و بیشتر به مخاطبش احترام بگذاره تا برنامه ی بهتری ارایه بده از طریق تریبونی که در اختیارشه و اونقدر زمان داره که فینالیست های لباهنگ چندین بار از همه تشکر می کنند و حرف دلشون رو می زنند.



( تعداد کل: 5 )
   1       2    >>