X
تبلیغات
رایتل

خداحافظ گیلبرت

دوشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 11:07

جمعه شب که میشد شبکه ی 4 فیلم سینمایی داشت که داداشم دو دستی می چسبید به تلویزیون اما من همیشه باهاش سر شبکه ی یک که قرار بود رویای سبز بده مشکل داشتم حتا کار به دعوا هم میکشید. اگه روزایی که صبحی بودم باز میشد تکرارش رو دید اما هفته های بعدازظهری ساعت سه موقع تکرارش توی مدرسه غمی بزرگ می نشست تو دلم.

آن شرلی همیشه لج منو در می آورد وقتی گیلبرت رو اذیت می کرد. دوست داشتم یه بلایی سر آنه بیاد تا جلوی گیلبرت شکست بخوره و قبول کنه بازنده ست اما تمام شیطنت های گیلبرت برام دوست داشتنی بود. همیشه سعی می کردم تمام صحنه هایی رو که گیلبرت بازی می کنه و دیالوگهاشو با جزییات کامل به یاد بسپرم. وقتی گیلبرت مریض میشه و داره می میره، بغض گلومو گرفته بود و فکر می کردم می میره و داستان تموم میشه.

گیلبرت بلایت رویای سبز پسر مغرور و جذاب و دوست داشتنی وقتی از آنه خاستگاری کرد، کلی خوشحال شدم و جیغ جیغ کردم، انگاری از من خاستگاری کرده بود.

اما خوندم که گیلبرت بلایت رویای سبز بر اثر خونریزی مغزی از دنیا رفته و کلی خاطره از رویای سبز برای من و هم نسلانم به جا گذاشته.


یک روز خوب در موزه میراث روستایی

یکشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 15:15
( تعداد کل: 9 )
   1       2       3       4       5    >>