X
تبلیغات
نماشا
رایتل
یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1395 @ 12:12

بیگ بنگ تئوری

تک تک این شخصیتها دوست داشتنی اند. هر کدوم از اونها شیرینی خاص خودشون رو در بیان اتفاقت روزمره دارند خصوصن شخصیت لئونارد که هم مهربونه، هم تحصیلکرده بیشتر اوقات عاجز از بیان احساساتش نسبت به طرف مقابل


تعریف سریال بیگ بنگ تئوی رو خیلی شنیده بودم خصوصن اینکه جم تین هم داشت از فصل یک نشون میداد. بنابراین وقت رو غنیمت شمردم و شروع کردم به دیدنش.

سریال در مورد 4 دانشمنده که هر یک تو حوزه های مختلف کار و فعالیت و تحقیق می کنند و یک دختر به اسم پنی در همسایگی لئونارد و شلدون که پیشخدمت و بازیگره اما هنوز نتونسته تو هیچ فیلمی بازی کنه.

این سریال شخصیت های خیلی جالبی که داره که با دیدن هر کدوم از اونها انگاری یکسری از رفتار های خودمون رو داریم می بینم که چقدر تاثیر بد یا خوب روی خودمون یا اطرافیان مون داره. دیشب که داشتم مسواک میزدم، خمیردندانم انگاری از مقدارش کم شده بود و به خودم گفتم انگاری یکی دیگه هم بغیر من ازش استفاده می کنه. یاد شلدون افتادم که کوچکترین تغییری رو متوجه میشه و در موردش کلی هم حرف میزنه

به هر حال دیدن این سریال 10 فصلی خالی از لطف نیست. من که هر شب کلی باهاش می خندم.



شنبه 13 آذر‌ماه سال 1395 @ 09:40

تعطیلات هم تمام شد اما عالی بود

این چند روز تعطیلی هم تمام شد.

بمن  که خیلی خوش گذشت. تا حد مرگ فیلم دیدم. کلی فیلم خوب هم دستم رسیده که هنوز وقت نکردم ببینم.

هوا هم که یاری کرد تو این چند روز، آفتابی بود و دلگرم کننده

خوشبختانه دید و بازدید هم نداشتیم که کلی وقتم پای گاز هدر بره.

به هر حال تعطیلات بودنش از نبودنش خیلی بهتره خصوصن که یک روز درمیان باشه

و تمام مراکز دولتی هم مشغول به کار باشن و بشه کار های عقب افتاده رو انجام داد.

دیشب تا صبح خوب نتونستم بخابم چون شبها دیر می خابیدم و دیر از خاب بیدار می شدم. الان هر دو تا چشمم شده کاسه ی خون از بی خابی.

ما کارمند جماعت یه تایم مشخص برای خابیدن و بیدار شدن داریم برای همینه تایه تعطیلی بهمون می خوره عنان از کف می دیم

دیگه روز شمار تعطیلی هامون هم به ته کشیده بجز یک شنبه ی آخر ماه، از تعطیلی خبری نیست تا اسفند.



چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1395 @ 11:58

نگرانی مادر های ایرانی تمامی ندارد

مادر مهران مدیری تو سریال مرد هزار چهره یادتون میاد همیشه نگران پسرش بود که فکر می کنم خصیصه ی بیشتر مادرای ایرانیه. 

مادر من صبح ساعت ده بیدار شده نگران ناهار ظهره که چی بخوریم?

بعد رفته در یخچال رو باز کرده ماهی برداشته برای ناهار

مادرای ایرانی مثل دبیر کل سازمان ملل ابراز نگرانی می کنند همیشه،کاری هم نمیشه کرد.

مادرای ایرانی به موقعیتها،خوشی ها و از همه بیشتر خودشون ظلم می کنند و تا بچه ها شون هستند لذتی از زندگی نمی برند و موقع خوشی هاشون که می رسه بیماری و هزار مشکل جسمی اجازه لذت بردن از زندگی رو بهشون نمی ده.

خدا مادران مهربان این سرزمین رو حفظ کنه.الاهی امین


یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1395 @ 19:19

حمید مصدق

در میان من و تو، فاصله‌هاست

گاه می‌اندیشم

می‌توانی تو به لبخندی

 این فاصله را برداری!

تو توانایی بخشش داری

دست‌های تو توانایی آن را دارد

که مرا

زندگانی بخشد

چشم‌های تو به من می‌بخشد

شور عشق و مستی 

و تو چون مصرع شعری زیبا 

سطر برجسته‌ای از زندگی من هستی


شاعر: حمید_مصدق


پ.ن: هفتم آذر تولد حمید مصدق


یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1395 @ 15:15

بعضی حرفهای نگفته

+ وقتی این پست رو نوشتم از طرح چنین موضوع وحشتناک و منزجر کننده ای خیلی عصبانی و بطبع خیلی خیلی از شنیدن و به تصویب رسیدنش ناراحت بودم. 

خدا رو شکر که شیر زنان و فع.الا.ن ترکیه تونستندبا پایمردی و ایستادگی یه عده احمق رو مجبور کنند تا طرح مزخرفشون رو پس بگیرند و بی هوا کاری به کار لذا*ت خودشون از طریق اندام*های زنانه نداشته باشند و به همون کار دول.تی شون مشغول باشند که همانا کار بزرگانِ. والا به قرعان.


+ دبیر کل سازمان ملل خودش که ابراز نگرانی می کنه هیچ، فرستاده ی ویژه ش هم متقابلن  ابراز نگرانی می کنه. 


+ بعضی از آدما هستند معیار سنجش شون برای آدمای دیگه، میزان درک کردن طرف مقابل با اونهاست. مثلن اگه من با کسی دوست یا همکارم برام موقعیتی پیش بیاد که طرف مقابل باید منو درک کنه اما درک نکرده دیگه اون آدم از نظر من آدم خوبی نیست، اخِ پیفِ

یا بعضی از آدما هم هستند که هیچکس براشون مهم نیست فقط و فقط تشنه ی رسیدن به اون قله ای هستند که از بچگی آرزوش رو داشتند اما چون محرومیت کشیدند، دیگران رو هم به نقطه ی محرومیت از هر چی می رسونن تا حس خوب قدرتمندی رو بچشند.

انواع آدم زیاد داریم اما فعلن همینا کافیه. اینا رو دیدم که میگم


+ هیچ فرقی نمی کند

کجای این زمین هستی

هر جا که نفس می کشی

انسانی

قلب داری

روح داری

احساس داری

پس هر زمان  دست هر انسانی را که می گیری

آنقدر گرم و مهربان بگیر تا زنجیره ای شود

از صلح و اتحاد و دوستی

شعار به کار کسی نمی آید

در عمل باید رفیق بود و یاور



شنبه 6 آذر‌ماه سال 1395 @ 15:00

پیشنهاد

هر موسیقی که یک حس خوب رو بمن منتقل کنه گوش میدم حتا اگه متوجه ی کلمات اون اشعار نشم اما چون با احساس خونده میشه حال خوبی به آدم دست میده. لاتین زبانان و عربها لهجه ی فوق العاده ای در تلفظ کلمات و منتقل کردن احساسات به آدم دارند.

بهتون پیشنهاد می کنم اگر دوست داشتید آهنگهای محمد حماقی (حماکی) رو گوش بدید. این خاننده فوق العاده با احساس می خونه.


+ آلبوم های محمد حماقی


شنبه 6 آذر‌ماه سال 1395 @ 09:35

این هم از روزگار ما

می شود صبح را با یک لیوان چای تازه دم آغاز نمود

یا یک خروار فکر آشفته

با یک موسیقی گوشنواز و دلنواز و جان نواز

یا یک دنیا حسرت و نگرانی

یا ....

هر چه هستی

هر کجا هستی

با هر چه آغاز می کنی

به هر چه تفکر می کنی

به خودت احترام بگذار

حتا اگر سخت باشد

بالاخره در این دنیا

تا دلت بخاهد

نگرانی هست،

فقر هست،

ناملایمات هست،

خشونت هست

اینها را از روی شکم سیر و فکر آسوده و جان سالم نمی گویم

اگر چه هستند خدایم را شاکرم

اما من دیروز خوشحالی را درچشمان مادری دیدم که دو کودکش

درین سرمای استخان سوز، حداقل چندماهی محفوظند

برای کاپشن هایی که هدیه گرفتند.

بعضی خوشی ها برای ما و عزیزان ما اگر چه کوچکند و ناچیز

اما برای بعضی ها دنیایی دارایی اند و خوشی.


 چقدر دردناک است با هزاران آرزو عزیزت را راهی سفر کنی اما سفرش بی بازگشت باشد .

از خداوند منان صبر می طلبم برای بازماندگان برخورد و تصادف دو قطار در سمنان

امیدوارم روزی برسد نه چندان دور که سلامت جان و امنیت این ملت برای عده ای مهم باشد.

الاهی آمین


روزگارتان سبز


چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1395 @ 07:17

برف

برف که ببارد

همه جا سپید می شود

زیبا میشود

مهربان میشود

بی غرض میشود

بی ریا میشود

دلهایمان،دلهایتان برفی و گرم باد،


پ.ن: رشت دوست داشتنی من از دیشب سپیدپوش شد.

سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1395 @ 10:35

در آینده می خواهید چکاره شوید؟

موضوع انشای نسل ما : می خواهید چکاره شوید؟

متن انشا: یا دکتر یا مهندس بعضی ها پسر ها خلبان و بعضی دختر ها معلم

اما به نظرم نسل ما باید یه آپشن جدید برای بچه هاش ایجاد کنه اونم دبیر کلی سازمان مللِ. ما ها باید به بچه ها مون یاد بدیم باقی شغلها هم سخت هستند و هم دردسر ساز اما وقتی دبیر کل سازمان ملل بشی ابراز نگرانی می کنی، حقوق می گیری. والا



دوشنبه 1 آذر‌ماه سال 1395 @ 14:41

سگ کُشی


فکر کنم ارزش داشت تا 4 صبح بیدار بمونم و سگ کُشی رو ببینم. یادمه پیش دانشگاهی که بودم ما رو از طرف مدرسه مون برده بودن این فیلم. خب من اون روز ازین فیلم هیچی سر در نیاوردم اما همیشه برادرای سنگستانی توی فیلم باعث دلهره و ترسم میشدند اما بعد از تجاوز هاشم به گلرخ کمالی (اونم با دیدن دوباره فیلم متوجه شدم که هاشم به گلرخ تجاوز کرده) اون اونقدر کارکشته شده بود که دم به تله ی هر نامردی نده تله ای که ناصر معاصر همسرش براش پهن کرده بود.
فیلم سراسر گفتگو های سنگین و نفس گیر و تعمق برانگیزه. شما فکر کنید سال 67 یکی 750 میلیون تومن از کله گنده های بازار و تجارت اختلاس کرده، هم شریکش رو فریب داده و هم همسرش رو و بعد هم با نهایت حق به جانب بودن ادعا می کنه که  از کسایی دزدی کرده که این مبالغ براشون چیزی نیست و چیزی ازشون کم نمیشه. جواب گلرخ هم دنیایی حرف پشتش هست که "چه بلبشویی میشه که همه از هم بدزدند."

پایان سگ کشی هم که دیدن داره...

نام فیلم: سگ کشی
نویسنده و کارگردان: بهرام بیضایی
بازیگران: مژده شمسایی/ مجید مظفری/ بهزاد فراهانی/ فردوس کاویانی/جمشید لایق/ میترا حجار و خیلی های دیگه
سال تولید: 1380
( تعداد کل: 797 )
   1       2       3       4       5       ...       80    >>